اگر توسعه بدون ملاحظات محیط زیستی ادامه یابد، هزینههای آن دیر یا زود به اقتصاد، جامعه و امنیت کشور بازخواهد گشت. اما اگر حکمرانی سبز به یک اولویت ملی تبدیل شود، محیط زیست میتواند از یک حوزه بحرانخیز به یکی از مزیتهای راهبردی ایران در مسیر توسعه پایدار بدل شود.
نورنیوز - گروه اجتماعی: در تقویم جهانی، پنجم ژوئن (۱۵ خرداد) روز محیط زیست است. در ایران، هفته ای برای محیط زیست در نظر گرفته شده است. این مناسبت، فرصتی برای یادآوری اهمیت حفاظت از طبیعت است. برای ایران این مناسبت بیش از آنکه یک یادآوری نمادین باشد، هشداری درباره یکی از پیچیدهترین چالشهای توسعهای کشور است. چالشی که دیگر نمیتوان آن را صرفاً در قالب آلودگی هوا، کمآبی، فرسایش خاک یا خشک شدن تالابها توضیح داد. آنچه امروز با آن مواجهیم، در واقع نشانههای یک بحران عمیقتر است؛ بحران حکمرانی بر منابع طبیعی.
طی چند دهه گذشته، محیط زیست در ایران عمدتاً بهعنوان یک حوزه تخصصی و بخشی از وظایف یک دستگاه اجرایی تعریف شده است. نتیجه این نگاه آن بوده که مسائل زیستمحیطی اغلب در انتهای زنجیره تصمیمگیری قرار گرفتهاند؛ جایی که پس از اتخاذ تصمیمات اقتصادی، صنعتی، عمرانی یا کشاورزی، تازه باید درباره پیامدهای محیطزیستی آنها چارهاندیشی شود. اما تجربه نشان داده است که چنین رویکردی نهتنها قادر به حل بحرانها نیست، بلکه خود به عاملی برای تشدید آنها تبدیل میشود.
واقعیت آن است که بخش مهمی از چالشهای کنونی محیط زیست ایران محصول کمبود منابع نیست، بلکه نتیجه نحوه مدیریت منابع است. کشوری که امروز با تنش شدید آبی روبهرو است، در بسیاری از مناطق خود همچنان از الگوهای مصرفی بهره میبرد که متعلق به دهههای گذشته است. بیش از ۹۰ درصد آب مصرفی کشور در بخش کشاورزی استفاده میشود، در حالی که بهرهوری آب در این بخش همچنان فاصله معناداری با استانداردهای جهانی دارد. همزمان، فرونشست زمین در بسیاری از دشتهای کشور به مرحله بحرانی رسیده و آلودگی هوا سالانه هزینههای سنگینی را به اقتصاد و نظام سلامت تحمیل میکند.
با این حال، خطای راهبردی آن است که این پدیدهها را بحرانهای مستقل تلقی کنیم. کمآبی، آلودگی هوا، بیابانزایی و تخریب تنوع زیستی، بیش از آنکه بحرانهای جداگانه باشند، نشانههای یک اختلال ساختاری در نظام تصمیمسازی و تخصیص منابع هستند. به همین دلیل نیز راهحل آنها صرفاً در اجرای پروژههای فنی یا اقدامات مقطعی خلاصه نمیشود.
پژوهشهای اخیر دانشگاهی نیز بر همین نکته تأکید دارند. بر اساس این مطالعات، عواملی نظیر سیاستهای متناقض، ضعف هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، تصمیمگیریهای کوتاهمدت، فساد محیطزیستی و نبود سازوکارهای مؤثر نظارتی، در کنار محدودیتهای طبیعی و اقتصادی، به تشدید بحرانهای محیط زیستی در ایران انجامیدهاند. این یافتهها یک پیام روشن دارند؛ مسئله اصلی محیط زیست ایران، صرفاً بحران طبیعت نیست، بلکه بحران حکمرانی است.
از این منظر، راهبرد آینده کشور نمیتواند صرفاً بر «مدیریت بحران» استوار باشد. مدیریت بحران زمانی معنا دارد که با یک رویداد موقت مواجه باشیم، حال آنکه بسیاری از مسائل زیستمحیطی ایران وارد مرحله مزمن شدهاند. بحران مزمن نیازمند تغییر در قواعد حکمرانی است، نه صرفاً افزایش حجم مداخلات اجرایی.
در ادبیات توسعه پایدار، پاسخ به این وضعیت در مفهوم «حکمرانی سبز» نهفته است. حکمرانی سبز به معنای آن است که ملاحظات محیط زیستی به یکی از معیارهای اصلی تصمیمگیری در همه بخشها تبدیل شود. در چنین الگویی، موفقیت یک سیاست تنها با شاخصهای اقتصادی سنجیده نمیشود، بلکه آثار آن بر منابع آب، خاک، هوا، تنوع زیستی و تابآوری سرزمین نیز مورد ارزیابی قرار میگیرد.
اهمیت این رویکرد از آن جهت است که محیط زیست دیگر یک موضوع بخشی نیست؛ بلکه به یکی از مؤلفههای امنیت ملی، سلامت عمومی و پایداری اقتصادی تبدیل شده است. در جهانی که رقابت کشورها بیش از گذشته به ظرفیت مدیریت منابع و سازگاری با تغییرات اقلیمی وابسته شده، بیتوجهی به الزامات زیستمحیطی میتواند به کاهش توان رقابتی و افزایش آسیبپذیری کشورها منجر شود.
از این منظر، هفته محیط زیست باید فرصتی برای بازتعریف مسئله باشد. پرسش اصلی دیگر این نیست که چگونه یک تالاب را احیا کنیم یا آلودگی یک شهر را کاهش دهیم؛ پرسش بنیادینتر آن است که چگونه نظام حکمرانی را به گونهای بازآرایی کنیم که تولید بحرانهای زیستمحیطی متوقف شود.
آینده محیط زیست ایران نه در تعداد پروژههای اجراشده، بلکه در کیفیت حکمرانی بر منابع طبیعی رقم خواهد خورد. اگر توسعه بدون ملاحظات محیط زیستی ادامه یابد، هزینههای آن دیر یا زود به اقتصاد، جامعه و امنیت کشور بازخواهد گشت. اما اگر حکمرانی سبز به یک اولویت ملی تبدیل شود، محیط زیست میتواند از یک حوزه بحرانخیز به یکی از مزیتهای راهبردی ایران در مسیر توسعه پایدار بدل شود.
شاید مهمترین پیام روز جهانی محیط زیست برای ایران امروز همین باشد؛ مسئله اصلی ما کمبود منابع نیست، بلکه نحوه حکمرانی بر منابع است.