نورنیوز https://nournews.ir/n/322028
کد خبر: 322028
15 خرداد 1405
نورنیوز بررسی می‌کند،

چه کسی از آتش‌بس بدون توقف جنگ سود می‌برد؟


توافق آتش‌بس ادعایی میان لبنان و رژیم صهیونیستی با میانجی‌گری آمریکا، از نگاه مخالفان نه راهی برای صلح، بلکه تلاشی برای تثبیت اشغالگری، خلع سلاح مقاومت، مشروعیت‌بخشی به تجاوزات و تغییر معادلات امنیتی منطقه ارزیابی می‌شود.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: زمان زیادی از عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی از تهدید به حملات گسترده علیه ضاحیه، در پوشش ادعای میانجی‌گری ترامپ و در واقع به دلیل آمادگی گسترده حزب‌الله و هشدارهای شدید جمهوری اسلامی ایران، نگذشته بود که وزارت خارجه آمریکا بامداد پنجشنبه مدعی شد رژیم صهیونیستی و لبنان با آتش‌بسی تحت نظارت واشنگتن موافقت کرده‌اند.
در این بیانیه آمده است: «اسرائیل و لبنان توافق کرده‌اند که مناطق آزمایشی ایجاد شود که ارتش لبنان کنترل انحصاری آن‌ها را در اختیار داشته باشد.» همچنین در ادامه ادعا شده است: «اسرائیل معتقد است امنیت و تمامیت ارضی آن تنها از طریق خلع سلاح حزب‌الله و برچیدن زیرساخت‌های آن قابل تحقق است.»
در همین چارچوب، جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، اعلام کرده است که آمریکا قرار است زمان و سازوکار اجرای این آتش‌بس را تعیین کند. این در حالی است که چهارمین دور مذاکرات میان رژیم صهیونیستی و دولت لبنان با میانجی‌گری آمریکا در شرایطی برگزار می‌شود که شواهد موجود نشان می‌دهد این اقدام نه در راستای تأمین امنیت لبنان، بلکه بخشی از پروژه بی‌دفاع‌سازی این کشور، سوق دادن آن به مسیر سازش و تثبیت اشغالگری رژیم صهیونیستی است. این در حالی است که مقاومت و بسیاری از جریان‌های لبنانی، با تأکید بر غیرقانونی و خیانت‌آمیز بودن چنین توافقی، بر ادامه مبارزه با متجاوزان تا آزادی کامل اراضی اشغالی تأکید دارند.

آتش‌بس یا بازآفرینی پروژه‌های شکست‌خورده صهیونیستی؟

هرچند آمریکا مدعی است که به دنبال صلح و پایان جنگ میان لبنان و رژیم صهیونیستی است، اما تحولات چند دهه حیات رژیم جعلی صهیونیستی نشان می‌دهد که هر توافق و آتش‌بس برای این رژیم صرفاً ابزاری برای خرید زمان به‌منظور تثبیت اشغالگری‌های پیشین و گسترش نفوذ خود بوده است. نمونه آشکار این مسئله را می‌توان در غزه مشاهده کرد؛ جایی که از زمان شکل‌گیری فرآیندهای موسوم به صلح تاکنون، اشغالگری صهیونیست‌ها روندی فزاینده داشته است.
اکنون نیز در شرایطی که رژیم صهیونیستی، علی‌رغم ادعاهایی نظیر تسلط بر قلعه تاریخی لبنان، نتوانسته به اهداف خود در جنوب لبنان و عقب‌راندن حزب‌الله به پشت رود لیتانی دست یابد، در پی خرید زمان و اعمال فشار بیشتر برای تثبیت مواضع اشغال‌شده، بازگرداندن شهرک‌نشینان به مناطق شمالی سرزمین‌های اشغالی و خلع سلاح حزب‌الله است.
مواضع مقامات رژیم صهیونیستی درباره این آتش‌بس ادعایی نیز مؤید همین واقعیت است. کاتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، اعلام کرده است که توافق میان اسرائیل و دولت لبنان شامل باقی ماندن ارتش این رژیم در منطقه امنیتی لبنان تا خط زرد و جلوگیری از بازگشت ساکنان این منطقه خواهد بود. وی همچنین تصریح کرده است که این رژیم به هدف قرار دادن زیرساخت‌های متعلق به حزب‌الله در لبنان ادامه خواهد داد.
از سوی دیگر، ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی، اعلام کرده است که هیچ‌گونه آتش‌بسی در لبنان وجود ندارد و عملیات نظامی همچنان ادامه خواهد یافت. این مواضع به‌خوبی نشان می‌دهد که اساساً مفهوم آتش‌بس برای این رژیم معنایی ندارد و حملات علیه لبنان همچنان تداوم خواهد یافت؛ به‌گونه‌ای که نتیجه اصلی این نشست‌ها چیزی جز توجیه کشتارها و ایجاد بازدارندگی در برابر پاسخ لبنان نخواهد بود.

میانجی‌گری یا مهندسی یک فتنه تازه منطقه‌ای؟

هرچند ترامپ مدعی است که به دنبال برقراری صلح در لبنان و به‌طور کلی در غرب آسیاست، اما اقدام چند روز پیش او که رسماً اعلام کرد با تماس تلفنی نتانیاهو را از حمله به ضاحیه بازداشته است، اعترافی آشکار به نقش مستقیم آمریکا در تجاوزگری‌ها و جنایات رژیم صهیونیستی در سراسر منطقه به شمار می‌رود.
این رسوایی سیاسی در حالی برای آمریکا رقم خورده که ترامپ نشان داده است عملاً میانجی بی‌طرفی نیست و اقدامات کنونی او نه از سر انسان‌دوستی، بلکه ناشی از مجموعه‌ای از چالش‌های داخلی و بین‌المللی است. از یک سو، بحران‌های ناشی از سیاست‌های آمریکا در غرب آسیا، افزایش هزینه‌های اقتصادی و رشد نارضایتی عمومی از جنگ‌افروزی‌های ترامپ، مخالفت بخش قابل توجهی از جامعه آمریکا را برانگیخته است. از سوی دیگر، مجلس نمایندگان آمریکا پس از مدت‌ها با ۲۱۵ رأی موافق در برابر ۲۰۸ رأی مخالف، طرح پایان دادن به جنگ ترامپ علیه ایران را تصویب کرد.

در عرصه جهانی نیز آمریکا امروز به‌عنوان یکی از عوامل اصلی بحران‌های اقتصادی و امنیتی شناخته می‌شود؛ آن هم در شرایطی که تأکید ایران بر لحاظ شدن پرونده لبنان در هرگونه توافق با آمریکا، به چالشی جدی برای ترامپ تبدیل شده است.
در چنین فضایی می‌توان گفت ترامپ که دریافته در پرونده ایران دستاوردی به دست نخواهد آورد، با تمرکز بر لبنان و تکیه بر رویکرد سازش‌کارانه برخی دولتمردان این کشور، می‌کوشد با طرح ادعای صلح‌طلبی، ضمن مدیریت بازارهای مالی، کاهش اعتراضات داخلی و مقابله با فشارهای کنگره درباره اختیارات جنگی خود، دستاوردی سیاسی برای خود رقم بزند.
همزمان، ترامپ در چارچوب فتنه‌ای جدید به سود صهیونیست‌ها، با طرح ادعای توافق سه‌جانبه آتش‌بس در لبنان، درصدد جداسازی پرونده لبنان از مذاکرات با ایران است تا از شکل‌گیری امنیت فراگیر در منطقه جلوگیری کرده و قدرت چانه‌زنی جمهوری اسلامی ایران را کاهش دهد.

اروپا؛ بازیگران مکمل در سناریوی آمریکایی ـ صهیونیستی

نکته مهم دیگر، نقش کشورهای اروپایی در این بازی آمریکایی ـ صهیونیستی است. در حالی که اروپایی‌ها در برابر تجاوزگری‌های رژیم صهیونیستی صرفاً به ابراز تأسف بسنده کرده‌اند، اکنون نیز بدون اشاره به ماهیت تروریستی این رژیم و بدون اتخاذ هیچ اقدام بازدارنده‌ای، از اختصاص بسته حمایتی ۱۱۶ میلیون دلاری به ارتش لبنان سخن می‌گویند؛ اقدامی که هدف اصلی آن خلع سلاح حزب‌الله و در عمل، خدمتی دیگر به رژیم صهیونیستی است.
در همین چارچوب، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه که از حذف شدن از معادلات لبنان نگران است، مدعی شده از آتش‌بس میان لبنان و اسرائیل که در واشنگتن حاصل شده، حمایت می‌کند.
ماهیت حمایتی اروپا از رژیم صهیونیستی زمانی آشکارتر می‌شود که فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، خواستار خلع سلاح حزب‌الله می‌شود و انگلیس نیز بدون محکوم کردن جنایات رژیم صهیونیستی، همین مطالبه را تکرار می‌کند.
اروپایی‌ها در لبنان نشان داده‌اند که نه ناجیان صلح، بلکه بخشی از بحران هستند؛ بازیگرانی که علی‌رغم پرداخت هزینه‌های فراوان، همچنان در خدمت اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارند.
مقاومت لبنان؛ راهبردی که تغییر نخواهد کرد
هرچند آمریکا با نقاب میانجی‌گری و اروپا در پوشش حمایت از صلح، درصدد کمک به تحقق اهداف اشغالگرانه رژیم صهیونیستی هستند، اما این پروژه با موانع جدی در لبنان مواجه است.
از یک سو، چنان‌که نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، و بسیاری از جریان‌های سیاسی تأکید کرده‌اند، این توافق بدون نظر پارلمان و بسیاری از جریان‌های لبنانی تنظیم شده و از مشروعیت قانونی برخوردار نیست.
از سوی دیگر، طیف گسترده‌ای از جریان‌های لبنانی، از حزب‌الله و جنبش امل گرفته تا جریان آزاد ملی و حتی ولید جنبلاط و دیگر گروه‌های سیاسی، در کنار مردم لبنان بر حفظ مقاومت به‌عنوان تنها راه مقابله با اشغالگران تأکید دارند.
در همین راستا، شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، توافق آتش‌بس را «تسلیم و شکست کامل» دولت لبنان توصیف کرده و آن را «بی‌شرمانه» خوانده است. وی همچنین با اشاره به جایگاه این توافق در چارچوب پروژه «اسرائیل بزرگ»، بر مطالبات اصلی حزب‌الله تأکید کرده و اعلام داشته است که تنها آتش‌بس کامل و خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان را خواهد پذیرفت.
مواضع غالب جریان‌های لبنانی در حمایت از سلاح مقاومت در کنار ارتش و مردم، به‌عنوان بخشی از راهبرد دفاعی لبنان، بیانگر شکست زودهنگام پروژه آمریکا برای تسلیم‌سازی لبنان در پوشش آتش‌بس است؛ پروژه‌ای که خود می‌تواند زمینه‌ساز چالش‌های تازه برای ترامپ در عرصه داخلی و بین‌المللی باشد.


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: آمریکا / ترامپ / اسرائیل / لبنان / خاورمیانه / آتش بس / مقاومت