در شرایطی که تورم، هزینههای درمان را بهطور بیسابقهای افزایش داده، سرطان برای بسیاری از خانوادهها دیگر فقط یک بیماری نیست؛ بحرانی اقتصادی–اجتماعی است که میتواند با ازکارافتادن سرپرست خانوار، بدهیهای سنگین، فروش داراییها و سقوط تدریجی به زیر خط فقر همراه شود.
نورنیوز-گروه اقتصادی: در بسیاری از خانوادهها، لحظه شنیدن خبر ابتلا به سرطان فقط آغاز یک بحران پزشکی نیست؛ آغاز زنجیرهای از اضطرابهای مالی، تغییرات معیشتی و گاه فروپاشی تدریجی امنیت اقتصادی خانواده است. بیماریهای پرهزینه، بهویژه سرطان، در شرایطی که تورم بهصورت مستمر قدرت خرید را کاهش داده و هزینههای درمانی با شتابی بیش از درآمد خانوارها افزایش یافته، دیگر صرفاً یک مسئله سلامت عمومی نیستند؛ بلکه به یکی از موتورهای بازتولید فقر تبدیل شدهاند.
در نگاه نخست، شاید تصور شود مسئله اصلی در سرطان، هزینه بالای درمان است؛ هزینه دارو، شیمیدرمانی، رادیوتراپی، آزمایشها و جراحیهای تخصصی. اما واقعیت پیچیدهتر از این است. آنچه بسیاری از خانوادهها را به مرز فرسایش میرساند، صرفاً عدد بالای فاکتورهای درمانی نیست، بلکه انباشت هزینههای آشکار و پنهانی است که در طول ماهها و حتی سالها شکل میگیرد؛ از هزینه رفتوآمد و اقامت در شهرهای درمانی گرفته تا از دست رفتن فرصتهای شغلی، کاهش درآمد و فشارهای روحی که به کل ساختار خانواده سرایت میکند.
این بحران زمانی ابعاد سنگینتری پیدا میکند که فرد مبتلا، سرپرست خانوار باشد. در چنین وضعیتی، خانواده با یک معادله دشوار روبهرو میشود: همزمان که هزینهها جهش میکند، توان درآمدزایی نیز افت میکند. سرپرستی که پیش از بیماری هزینههای زندگی را تأمین میکرد، ممکن است به دلیل دورههای درمان طولانی، ضعف جسمی یا ناتوانی موقت و دائمی، توان کار کردن را از دست بدهد. نتیجه، وضعیتی است که در آن خانواده باید با منابع کمتر، هزینههای چندبرابری را مدیریت کند.
در چنین شرایطی، تصمیمهای سخت آغاز میشود؛ فروش طلا، برداشت از پسانداز، قرض گرفتن از اطرافیان، دریافت وام، فروش دارایی یا حذف برخی نیازهای اساسی خانواده. گاه خانواده ناچار میشود میان هزینه درمان و کیفیت زندگی روزمره یکی را انتخاب کند. کاهش هزینه آموزش فرزندان، حذف برنامههای تغذیهای مناسب، چشمپوشی از درمان سایر اعضای خانواده یا حتی تغییر محل زندگی، بخشی از تبعاتی است که کمتر در آمارهای رسمی ثبت میشود.
در همین چارچوب است که هشدارهای اخیر درباره پیامدهای اقتصادی سرطان اهمیت بیشتری پیدا میکند. رئیس مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) در گفتوگویی با رسانهها، سرطان را پرهزینهترین بیماری توصیف کرده و هشدار داده که هزینههای درمان میتواند بیماران و خانوادههای آنان را به زیر خط فقر بکشاند. این هشدار را نباید صرفاً یک اظهار نظر پزشکی تلقی کرد؛ بلکه باید آن را نشانهای از ظهور نوعی «فقر درمانزده» دانست؛ وضعیتی که در آن، بیماری نهفقط جسم بیمار، بلکه بنیان اقتصادی خانواده را فرسوده میکند.
با این حال، مسئله فقط هزینه درمان نیست. یکی از خطرناکترین پیامدهای تورم در حوزه سلامت، به تعویق افتادن مراجعههای اولیه است. وقتی یک خانواده برای تأمین هزینههای روزمره با مشکل روبهروست، طبیعی است که دردهای خفیف، علائم هشداردهنده یا آزمایشهای دورهای را به تعویق بیندازد. فرد امیدوار است مشکل موقتی باشد یا با درمانهای محدود برطرف شود. اما بیماریهایی مانند سرطان، دقیقاً در همین تأخیرها فرصت گسترش پیدا میکنند.
اتفاقاً تأکید مسئولان درمانی بر اهمیت تشخیص زودهنگام نیز از همین زاویه قابل فهم است. به گفته رئیس مجتمع بیمارستانی امام خمینی، تشخیص بهموقع میتواند هزینه درمان را کاهش داده و شانس موفقیت درمان را افزایش دهد. اما تناقض تلخ اینجاست که در شرایط اقتصادی دشوار، همان تشخیص زودهنگامی که میتواند هزینهها را کم کند، خود به کالایی پرهزینه تبدیل میشود. بسیاری از خانوادهها توان پرداخت ویزیت تخصصی، تصویربرداری، آزمایشهای تشخیصی یا مراجعات مکرر را ندارند و همین مسئله موجب میشود بیماری در مراحل پیشرفتهتر شناسایی شود؛ جایی که درمان هم دشوارتر است و هم بسیار گرانتر.
اما حتی اگر بیمار درمان شود، آیا بحران پایان مییابد؟ تجربه بسیاری از خانوادهها پاسخ دیگری میدهد. بدهیهای انباشته، از دست رفتن پسانداز، افت جایگاه اقتصادی و فشارهای روانی، اغلب سالها پس از پایان درمان نیز باقی میماند. در برخی موارد، فرزندان زودتر وارد بازار کار میشوند، فرصتهای تحصیلی محدود میشود و خانواده عملاً به طبقه اقتصادی پایینتری سقوط میکند.
به این معنا، سرطان فقط یک بحران مقطعی نیست؛ میتواند آغاز یک چرخه بلندمدت نابرابری و آسیب اجتماعی باشد.
از این رو، سیاستگذاری سلامت نمیتواند صرفاً بر درمان متمرکز بماند. اگر قرار است از تبدیل بیماری به فقر جلوگیری شود، حمایتهای بیمهای واقعی، پوشش هزینههای جانبی، حمایت از درآمد خانوادههای درگیر بیماری و توسعه خدمات تخصصی در استانها باید در کانون توجه قرار گیرد. زیرا در شرایط تورمی، سرطان تنها یک بیماری نیست؛ آزمونی برای تابآوری اقتصادی و اجتماعی خانوادههاست؛ آزمونی که بسیاری، حتی پس از بهبود بیمار، همچنان هزینه آن را میپردازند.