نورنیوز https://nournews.ir/n/321626
کد خبر: 321626
13 خرداد 1405
نورنیوز تلاش ترامپ برای حفظ راهبرد تعلیق در برابر ایران را بررسی می‌کند؛

ترامپ پشت «ضاحیه» سنگر گرفت


ترامپ در ماجرای ضاحیه نه نقش یک صلح‌طلب را بازی کرد و نه نقش یک میانجی بی‌طرف را. او در واقع از پروژه بزرگ‌تر خود دفاع کرد؛ پروژه‌ای که بر پایه حفظ موازنه شکننده کنونی استوار است. از نگاه واشنگتن، در شرایط فعلی خاورمیانه، نه جنگ مطلوب است و نه صلح کامل؛ آنچه مطلوب است، تعلیقی است که همچنان امکان مدیریت، فشار و چانه‌زنی را برای آمریکا حفظ کند.

نورنیوز- گروه سیاسی: هر چند از اتفاقات پرتنش روز دوشنبه، درباره تهدید لبنان از سوی اسراییل چند روزی گذشته است اما از این واقعه و نتیجه نهایی‌اش به سادگی نباید گذشت و زمینه‌ها و دلایل و علل آن را باید بارها مورد توجه قرار داد. چنانکه در این چند روز بارها گفته شده، در آن مقطع زمانی، لبنان بار دیگر در آستانه یک بحران بزرگ قرار گرفت. ارتش اسرائیل با صدور هشدارهایی از ساکنان منطقه ضاحیه در حومه جنوبی بیروت خواست برخی مناطق آن را تخلیه کنند. این تهدید در حافظه سیاسی لبنان یادآور روزهایی است که حملات گسترده اسرائیل به قلب مناطق شیعه‌نشین بیروت آغاز می‌شد؛‌ یعنی درست در منطقه‌ای که ضربان جریان مقاومت به پیشاهنگی حزب‌الله می‌زند. با انتشار خبر تهدید اسراییل، فضای رسانه‌ای و سیاسی منطقه به سرعت ملتهب شد و نگرانی‌ها درباره عواقب عملی شدن این تهدید، از جمله فروپاشی آتش‌بس و آغاز دور تازه‌ای از جنگ افزایش یافت.

در چنین شرایطی، مقامات ارشد سیاسی، امنیتی و نظامی ایران بی فوت وقت و در صریح‌ترین عبارات ممکن، واکنش‌هایی کم‌سابقه و هشداردهنده نشان دادند. محمدباقر قالیباف و سیدعباس عراقچی در پیام‌هایی روشن نسبت به پیامدهای هرگونه تجاوز جدید هشدار دادند و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا نیز با لحنی قاطع اعلام کرد که گسترش حملات اسرائیل می‌تواند با واکنش‌های مستقیم و فوری ایران در هدف قرار دادن مناطقی از سرزمین‌های اشغالی روبه‌رو شود.

ترکیب این مواضع بی‌سابقه، این پیام را منتقل می‌کرد که حمله احتمالی به ضاحیه صرفاً یک مسئله لبنانی نخواهد بود و بی‌درنگ ابعاد منطقه‌ای پیدا می‌کند.اما درست در اوج تنش‌ها، ناگهان روند حوادث تغییر کرد. گزارش‌ها از گفت‌وگوی تلفنی پرتنش و چالش‌برانگیز میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو حکایت داشت؛ گفت‌وگویی که در نهایت به عقب‌نشینی اسرائیل از تصمیم اولیه و فروکش کردن بحران انجامید.

در نگاه نخست، این اتفاق می‌تواند نشانه تلاش رئیس‌جمهور آمریکا برای مهار رفتارهای تهاجمی اسرائیل تلقی شود. اما اگر از سطح رویدادها عبور کنیم و به منطق راهبردی واشنگتن در منازعه اخیرش با ایران نگاه کنیم، تصویر متفاوتی ظاهر می‌شود. دلایل متعددی وجود دارد که حاکی از آن است که ترامپ نه از سر دلسوزی برای لبنان و نه حتی به دلیل اختلاف نظر احتمالی با نتانیاهو، بلکه در راستای راهبرد جدید خود در صحنه جنگ با ایران، مانع حمله اسراییل به ضاحیه شد.

واقعیت آن است که آمریکا پس از روز‌ها تنش و درگیری مستقیم نظامی در منطقه، مدتی است به وضعیتی رسیده که می‌توان آن را سیاست «تعلیق راهبردی» نامید. شواهد حکایت از این دارد که اکنون ترامپ در قبال ایران، نه در پی تکرار یک جنگ فراگیر با ایران است و نه رسیدن به یک صلح پایدار. نه به دنبال خاموش شدن کامل بحران‌هاست و نه مایل است مناقشه به آتش مهارنشدنی تبدیل شود. واشنگتن در حال حاضر در حال طراحی وضعیتی است که در آن تنش وجود دارد اما کنترل‌شده است؛ ایران و بازوهایش تحت فشار هستند اما جنگی بزرگ شکل نمی‌گیرد.

حمله به ضاحیه می‌توانست این معادله مطلوب واشنگتن را برهم بزند. چنین اقدامی احتمالاً جبهه لبنان را دوباره فعال می‌کرد، فضای منطقه را به سمت رویارویی گسترده‌تر سوق می‌داد و مهم‌تر از همه، روند تفاهم‌ها و مذاکراتی را که پس از جنگ اخیر در حال شکل‌گیری است، با خطر جدی مواجه می‌کرد. ترامپ به خوبی می‌داند که هرگونه انفجار دوباره بحران در لبنان می‌تواند سلسله‌ای از واکنش‌های زنجیره‌ای را فعال کند؛ از افزایش تنش میان ایران و آمریکا گرفته تا فعال شدن مجدد گروه‌های همسو با محور مقاومت در نقاط مختلف منطقه. در چنین شرایطی، کنترل بحران دشوارتر و هزینه‌های آن برای واشنگتن سنگین‌تر خواهد شد.

عامل مهم دیگر، اقتصاد است. ترامپ برخلاف برخی از سیاستمداران آمریکایی، همواره سیاست خارجی را از دریچه اقتصاد داخلی نیز نگاه می‌کند. تجربه ماه‌های گذشته نشان داده است که هر نشانه‌ای از گسترش جنگ در خاورمیانه می‌تواند بازار انرژی را هم در سطح جهان و هم برای شهروندان آمریکا به شدت ملتهب کند. افزایش قیمت نفت، رشد هزینه سوخت و تشدید نگرانی‌های اقتصادی، مسائلی نیست که آمریکا بتواند نسبت به آنها بی‌تفاوت باشد. از این منظر، حمله به ضاحیه فقط یک عملیات نظامی محدود نبود؛ بلکه جرقه‌ای بود که می‌توانست دوباره بازارهای جهانی را وارد فاز اضطراب کند. ترامپ به خوبی می‌داند که جهش قیمت انرژی مستقیماً بر زندگی شهروندان آمریکایی اثر می‌گذارد و می‌تواند دستاوردهای اقتصادی مورد ادعای او را تحت تأثیر قرار دهد.

موضوع دیگری که نباید نادیده گرفت، مسئله مدیریت اسرائیل است. در ماه‌های اخیر بارها مشاهده شده که میان اهداف کوتاه‌مدت دولت نتانیاهو و اهداف کلان آمریکا فاصله ایجاد شده است. نتانیاهو در بسیاری از موارد از منطق امنیتی اسرائیل پیروی می‌کند، اما واشنگتن ناچار است پیامدهای منطقه‌ای و جهانی هر اقدام را نیز محاسبه کند. به همین دلیل، تماس ترامپ با نتانیاهو را می‌توان نوعی اعمال کنترل بر متحدی دانست که گاه ممکن است با اقدامات خود راهبرد بزرگ‌تر آمریکا را به خطر بیندازد. رئیس‌جمهور آمریکا در واقع این پیام را منتقل کرد که تصمیم‌های سرنوشت‌ساز منطقه‌ای نباید صرفاً بر اساس محاسبات تل‌آویو اتخاذ شود.

اما شاید مهم‌ترین نکته این باشد که ترامپ به دنبال بازگشت به دوران جنگ‌های بی‌پایان خاورمیانه نیست. او بر اساس تجربه‌های ناکام قبلی خود در قبال ایران، تلاش می‌کند نظم جدیدی را در منطقه شکل دهد که در آن آمریکا همچنان بازیگر مسلط باشد، اما هزینه‌های مستقیم امنیتی و نظامی کمتری پرداخت کند. تحقق چنین هدفی نیازمند حفظ یک وضعیت میانی است؛ وضعیتی که در آن همه بازیگران احساس تهدید کنند اما هیچ‌کدام به سمت جنگ فراگیر حرکت نکنند.

در چنین چارچوبی، ضاحیه روز دوشنبه به یک نقطه حساس تبدیل شد. حمله به آن می‌توانست همه معادلات را برهم بزند و منطقه را دوباره به لبه پرتگاه جنگ بازگرداند. قاطعیت مقامات ارشد سیاسی و نظامی ایران در مقابله با تهدید خطرناک رژیم صهیونیستی، توازن قوا را به نفع طرف خودی حفظ کرد و خطر شعله‌ور شدن دوباره جنگ را کمرنگ کرد. موضع آمریکا در ممانعت نتانیاهو از عملی کردن تهدید تروریسیتی‌اش، گواینکه در مدیریت تنش موثر بود، اما بیش از آنکه نشانه تغییر رویکرد آمریکا نسبت به اسرائیل باشد، نشانه اولویت یافتن راهبرد جدید واشنگتن بود؛ یعنی حفظ تعلیق، کنترل بحران و جلوگیری از هر اقدامی که منطقه را از وضعیت «تنش مدیریت‌شده» به سمت «جنگ مهارنشدنی» سوق دهد.

به این اعتبار می‌توان گفت ترامپ در ماجرای ضاحیه نه نقش یک صلح‌طلب را بازی کرد و نه نقش یک میانجی بی‌طرف را. او در واقع از پروژه بزرگ‌تر خود دفاع کرد؛ پروژه‌ای که بر پایه حفظ موازنه شکننده کنونی استوار است. از نگاه واشنگتن، در شرایط فعلی خاورمیانه، نه جنگ مطلوب است و نه صلح کامل؛ آنچه مطلوب است، تعلیقی است که همچنان امکان مدیریت، فشار و چانه‌زنی را برای آمریکا حفظ کند.


منبع: نورنیوز
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / آمریکا / ترامپ / خاورمیانه / صلح / میانجی‌گری / ضاحیه / راهبرد تعلیق