نورنیوز https://nournews.ir/n/321521
کد خبر: 321521
13 خرداد 1405
نورنیوز ادعای ترامپ درباره آتش‌بس لبنان را بررسی می‌کند

ترامپ ناخواسته بزرگ‌ترین راز تل‌آویو را فاش کرد


ادعای ترامپ درباره برقراری آتش‌بس در لبنان و جلوگیری از حمله رژیم صهیونیستی به بیروت، در شرایط تداوم جنگ و کشتار در غزه و لبنان، بیش از آنکه نماد صلح‌سازی باشد، بار دیگر نقش تعیین‌کننده آمریکا در مدیریت رفتار تل‌آویو و مسئولیت واشنگتن در قبال جنایات رژیم صهیونیستی و بحران‌های منطقه را برجسته می‌سازد.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: همزمان با اوج‌گیری جنایات رژیم صهیونیستی علیه لبنان و در شرایطی که کشتارها و محاصره غزه همچنان ادامه دارد و نیز در آستانه اجرای طرح ادعایی رژیم صهیونیستی برای حمله به جنوب لبنان و ضاحیه بیروت، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در اظهاراتی ناگهانی با انتشار پیامی در شبکه «تروث سوشال» مدعی شد: «تماس تلفنی بسیار سازنده‌ای با نتانیاهو داشتم. نتانیاهو به من اطمینان داد که هیچ نیرویی به بیروت اعزام نخواهد کرد و هر نیرویی که در مسیر بوده، بازگردانده شده است.»
رئیس‌جمهور آمریکا همچنین ادعا کرد: «از طریق نمایندگان عالی‌رتبه، تماس تلفنی بسیار خوبی با حزب‌الله داشتم و آنها با آتش‌بس کامل موافقت کردند. اسرائیل به حزب‌الله حمله نخواهد کرد و حزب‌الله نیز به اسرائیل حمله نخواهد کرد.»
وی در ادامه مدعی شد: «توافق آتش‌بس در لبنان حاصل شد. مذاکرات با ایران با سرعت بیشتری ادامه دارد. نتانیاهو هیچ نیرویی به بیروت اعزام نخواهد کرد.»
ترامپ بار دیگر کوشیده است مدیریت فضای رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی را در دست گرفته و خود را قهرمان امنیت جهانی معرفی کند؛ حال آنکه مواضع وی بیش از آنکه اقدامی در مسیر صلح باشد، یادآور دهه‌ها نقش‌آفرینی و همراهی آمریکا با رژیم صهیونیستی در نسل‌کشی و جنایت در منطقه است؛ واقعیتی که مسئولیتی تاریخی را بر دوش ملت‌های منطقه و جهان برای پایان دادن به حضور ایالات متحده در غرب آسیا و دستیابی به صلحی پایدار و فراگیر قرار می‌دهد.

هیاهوی تبلیغاتی و واقعیت‌های انکارناپذیر میدان

ترامپ تلاش کرده است در سطح خرد، جایگاه شخصی خود و در سطح کلان، نقش آمریکا را به‌عنوان عامل کاهش تنش‌ها و برقراری صلح به نمایش بگذارد و آن را به ابزاری برای اجماع‌سازی جهانی پیرامون خواسته‌های واشنگتن و نیز ابزاری برای باج‌خواهی از کشورها و جامعه بین‌المللی در قبال پایان جنگ‌ها تبدیل کند.
با این حال، نگاهی به واقعیت‌های میدانی، حقایقی را آشکار می‌سازد که ادعاهای ترامپ را باطل می‌کند. شواهد نشان می‌دهد که گفتارها و ادعاهای وی تاکنون نقشی در تحقق صلح در هیچ نقطه‌ای از جهان نداشته است؛ چنان‌که جنگ اوکراین همچنان ادامه دارد و نسل‌کشی در غزه نیز علی‌رغم شعارهای صلح‌طلبانه ترامپ پابرجاست.
آمریکا حتی به مذاکراتی که خود در آن نقشی اساسی داشته، از جمله مذاکرات با ایران، پایبند نمانده و در میانه مسیر دیپلماسی به تجاوزگری روی آورده است. تحولات ونزوئلا نیز نشان داده است که هر جا در برابر آمریکا ضعف و عقب‌نشینی وجود داشته، تجاوزگری نیز تداوم یافته است.
بر این اساس، باید مؤلفه‌ای فراتر از صلح‌طلبی را در پس رفتار ترامپ در لبنان جست‌وجو کرد. بر پایه سوابق رفتاری ترامپ، زبان قدرت تنها زبانی است که او آن را درک می‌کند؛ ازاین‌رو باید اقدام اخیر وی را در واقعیات میدان جست‌وجو کرد؛ جایی که در یک سوی معادله، اقتدار حزب‌الله در پاسخ به حملات رژیم صهیونیستی و تحمیل جنگی فرسایشی به این رژیم قرار دارد و در سوی دیگر، هشدارهای قاطع ایران در عرصه دیپلماسی و میدان.
عملکرد قاطع ایران در جنگ رمضان و پاسخ به حملات اخیر آمریکا به شهرهای جنوبی، ترامپ را به عقب‌نشینی واداشته است. این وحدت میدانی با هشدارهای یمن و مقاومت عراق درباره پیامدهای استمرار تجاوز به لبنان تکمیل شده و به عاملی بازدارنده در برابر ماجراجویی‌های بیشتر تبدیل شده است.

اعتراف ناخواسته ترامپ به ماهیت واقعی روابط واشنگتن و تل‌آویو

ترامپ در حالی تلاش می‌کند در قامت ناجی ظاهر شود که اقدام او در مهار نتانیاهو و کاهش حملات به لبنان، حامل یک پیام مهم است؛ اینکه افسار سران رژیم صهیونیستی در دستان آمریکاست و واشنگتن می‌تواند با یک اشاره، مانع استمرار جنایات این رژیم از غزه و لبنان گرفته تا سوریه و دیگر نقاط منطقه شود.
بر اساس اظهارات خود ترامپ، می‌توان نتیجه گرفت که رژیم صهیونیستی عملاً مهره‌ای در خدمت اهداف ضدبشری آمریکا در غرب آسیا و حتی جهان است. ازاین‌رو، آنچه طی دهه‌های گذشته از نسل‌کشی، اشغالگری و تجاوز توسط این رژیم صورت گرفته، با دستور، حمایت و مشارکت مستقیم آمریکا همراه بوده است؛ چنان‌که گزارش‌های رسمی پنتاگون نیز از اختصاص صدها میلیارد دلار کمک نظامی آمریکا به این رژیم حکایت دارد.
سخنان ترامپ یادآور اظهارات فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، است که گفته بود اسرائیل «کارهای کثیف غرب» را در منطقه انجام می‌دهد.
آمریکایی که با یک تماس قادر است جلوی جنگ را بگیرد، باید پاسخ دهد چگونه نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت در غزه و نیز تجاوزگری و اشغالگری رژیم صهیونیستی در لبنان، سوریه، عراق و ایران را نادیده گرفته و همزمان در تمامی عرصه‌ها به تسلیح و حمایت از این رژیم ادامه داده است؟

میانجی‌ای که خود بخشی از بحران است

سخنان ترامپ اعتراف دیگری را نیز در بر دارد و آن اینکه آمریکا هرگز یک میانجی بی‌طرف نبوده و نمی‌تواند ناجی صلح در فلسطین، لبنان و دیگر نقاط منطقه باشد.
کشوری که طی دهه‌های گذشته دست رژیم صهیونیستی را برای کشتار باز گذاشته و حتی اکنون نیز هیچ سازوکار تنبیهی برای نقض آتش‌بس از سوی این رژیم در نظر نگرفته است، نمی‌تواند مدعی کمک به برقراری صلح باشد. چه‌بسا آتش‌بس ادعایی نیز در عمل تلاشی برای تسلیم‌سازی لبنان و تثبیت مواضع اشغالی رژیم صهیونیستی باشد.
به عبارت دیگر، رفتار ترامپ نشان می‌دهد نشست‌های ادعایی نظیر نشست پنتاگون میان مقامات نظامی رژیم صهیونیستی و لبنان نه برای تحقق صلح، بلکه برای کشاندن لبنان به سازش طراحی شده‌اند. از همین رو، مخالفت مقاومت و بسیاری از جریان‌های لبنانی با این نشست‌ها، ریشه در بی‌اعتمادی عمیق به آمریکا و عدم بی‌طرفی آن دارد.
نمونه عینی این میانجی‌گری را می‌توان در روند موسوم به شورای صلح غزه مشاهده کرد؛ روندی که به اذعان بسیاری از ناظران جهانی، به ابزاری برای توسعه اشغالگری و نسل‌کشی هدفمند در غزه تبدیل شده است.

ضرورت بازنگری در نظم منطقه‌ای و جهانی

با توجه به آنچه گفته شد، سخنان ترامپ نه یک میانجی‌گری صلح‌جویانه و شایسته تقدیر، بلکه اعترافی تلخ به دهه‌ها مشارکت آمریکا در جنایات رژیم صهیونیستی و بازتابی از نگاه منفعت‌طلبانه واشنگتن است؛ نگاهی که هر زمان منافعش اقتضا کرده، دست این رژیم را برای کشتار و اشغالگری باز گذاشته و هر زمان منافعش ایجاب کرده، ترمز آن را کشیده است.
این واقعیت نشان می‌دهد که آمریکا نه راه‌حل بحران‌ها، بلکه خود بخشی از ریشه بحران‌هاست. ازاین‌رو، اجماع منطقه‌ای و جهانی برای پایان دادن به حضور آمریکا در غرب آسیا و حرکت از یک‌جانبه‌گرایی آمریکایی به سوی چندجانبه‌گرایی، می‌تواند زمینه‌ساز دستیابی به صلحی پایدار و فراگیر باشد.
امروز آمریکا باید در کنار رژیم صهیونیستی به‌دلیل ارتکاب جنایت علیه بشریت مورد بازخواست قرار گیرد. در عین حال، این اظهارات ترامپ، سندی بر حقانیت مواضع ایران و جبهه مقاومت تلقی می‌شود؛ مواضعی که از یک سو بر بی‌اعتباری آتش‌بس‌های ادعایی آمریکا تأکید دارند و از سوی دیگر، بر آمادگی برای پاسخ‌گویی به هرگونه تجاوز تأکید می‌کنند.
در همین چارچوب، مدیریت تنگه هرمز توسط ایران نیز می‌تواند به‌عنوان اقدامی بازدارنده در برابر ماهیت تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی و در راستای تأمین امنیت منطقه و جهان مورد توجه قرار گیرد.
 


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / ترامپ / غزه / لبنان / بیروت / تل‌آویو / حزب_الله / رژیم صهیونستی / ضاحیه / آتش‌بس_لبنان