نورنیوز https://nournews.ir/n/321215
کد خبر: 321215
11 خرداد 1405
نورنیوز ادعاهای اشغالگرانه رژیم صهیونیستی در لبنان را بررسی می کند،

چرا نتانیاهو برای فتح یک قلعه اینگونه هیجان زده است؟


ادعای نتانیاهو درباره اشغال قلعه شقیف در حالی به‌عنوان یک پیروزی راهبردی مطرح می‌شود که تحولات میدانی، تداوم عملیات حزب‌الله و نقض مکرر آتش‌بس، روایت متفاوتی از واقعیت جنگ لبنان ارائه می‌دهد.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: رژیم صهیونیستی در ادامه تجاوزگری‌های خود علیه لبنان ـ که نقض آشکار آتش‌بس و استمرار جنایت علیه بشریت محسوب می‌شود ـ ادعاهایی را درباره اشغال قلعه شقیف (بوفور) در جنوب لبنان مطرح کرده است. نکته قابل تأمل در این اقدام، ورود مستقیم بنیامین نتانیاهو به عرصه روایت‌سازی و اصرار وی بر نمایش این رخداد به‌عنوان یک «فتح‌الفتوح» است؛ چنان‌که وی تصرف این قلعه راهبردی را «تغییری چشمگیر» در جنگ با حزب‌الله توصیف کرد.
نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در پیامی ویدئویی اظهار داشت: «امروز ما به شکلی متفاوت به بوفور بازگشتیم؛ ما متحد، مصمم و قدرتمندتر از همیشه بازگشته‌ایم.» وی همچنین افزود: «تصرف قلعه بوفور یک مرحله و یک تغییر اساسی در سیاستی است که در پیش گرفته‌ایم. ما مانع ترس را از میان برداشته‌ایم، ابتکار عمل را در دست داریم و در تمامی جبهه‌ها؛ از سوریه و غزه گرفته تا لبنان، در حال عملیات هستیم.»
این نمایش رسانه‌ای نتانیاهو ـ که شباهت چندانی با روایت‌پردازی‌های شخصی و دستاوردسازی‌های خیالی دونالد ترامپ ندارد ـ در شرایطی صورت می‌گیرد که از یک سو، معادلات میدانی بیانگر واقعیاتی فراتر از این روایت‌سازی‌هاست و از سوی دیگر، نقض مکرر آتش‌بس‌ها توسط رژیم صهیونیستی و آمریکا و سکوت مدعیان جهانی در برابر آن، بار دیگر ابعاد تازه‌ای از حقانیت مواضع ایران در مدیریت تنگه هرمز و ضرورت توقف جنگ در تمامی میدان‌ها را آشکار می‌سازد.

از «فتح استراتژیک» تا اعتراف ناخواسته به بن‌بست راهبردی

اگرچه مقامات رژیم صهیونیستی، به‌ویژه نتانیاهو، می‌کوشند اشغال قلعه شقیف (بوفور) را یک دستاورد راهبردی جلوه دهند و از آغاز مرحله‌ای جدید در مقابله با حزب‌الله سخن بگویند، اما واقعیت آن است که این رژیم از سال ۱۴۰۳ و پس از به شهادت رساندن سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله، و جمعی از فرماندهان نظامی این جنبش، همواره مدعی نابودی حزب‌الله و تحقق اهداف خود در لبنان بوده است.
شور و هیجان تبلیغاتی امروز آنان پیرامون قلعه شقیف، از یک سو رسواکننده دو سال ادعا و تبلیغات درباره پیروزی بر حزب‌الله است و از سوی دیگر، واقعیت‌های میدانی به‌روشنی تهی بودن این ادعاها را نمایان می‌سازد.
در عرصه نبرد، دستاوردها نه بر مبنای عملیات‌های مقطعی، بلکه بر اساس میزان تاب‌آوری، استمرار توان رزمی و از کار انداختن ماشین جنگی طرف مقابل سنجیده می‌شود. همزمان با ادعای تسلط بر این قلعه توسط نتانیاهو، حزب‌الله نه‌تنها مناطق شمالی سرزمین‌های اشغالی را هدف قرار داده، بلکه دامنه عملیات‌های خود را برای نخستین‌بار به طبریا نیز گسترش داده است؛ رخدادی که نشان می‌دهد رژیم صهیونیستی عملاً فاقد راهبرد نظامی مؤثر در لبنان است.
اهمیت این وضعیت تا آنجاست که روزنامه عبری‌زبان «معاریو» با اشاره به ناکامی صهیونیست‌ها در مقابله با حزب‌الله نوشت: «ما قلعه شقیف را اشغال کردیم، اما هنوز هیچ ایده‌ای نداریم که به کجا می‌رویم؛ اسرائیل در حال کشیده شدن به یک جنگ فرسایشی در لبنان است.»
روند تحولات میدانی نیز مؤید این واقعیت است که اگرچه حزب‌الله بر آتش‌بس پایبند مانده، اما هر زمان تجاوزی از سوی رژیم صهیونیستی صورت گرفته، پاسخی سنگین و بازدارنده به آن داده است. این امر نشان می‌دهد حزب‌الله همچنان از پویایی، آمادگی و ابتکار عمل لازم برای مقابله با متجاوزان برخوردار است و همین شور و شعف اغراق‌آمیز نتانیاهو درباره قلعه شقیف، خود گواهی بر وضعیت متزلزل و ناکام ارتش صهیونیستی در لبنان به شمار می‌رود.

سکوت مدعیان صلح؛ همراهی پنهان با تجاوزگری

نکته قابل توجه در قبال نقض‌های مکرر آتش‌بس توسط رژیم صهیونیستی در لبنان، نوع واکنش مدعیان صلح و حقوق بشر است. سازمان‌های بین‌المللی عملاً با سکوت خود در برابر تجاوزگری‌های این رژیم در غزه و لبنان، زمینه استمرار این روند را فراهم کرده‌اند. همزمان، برخی کشورهای عربی نیز به ابزاری برای اعمال فشار بر لبنان در مسیر سازش تبدیل شده‌اند.
در این میان، رفتار کشورهای غربی بیش از پیش محل تأمل است. کشوری همچون فرانسه، هرچند با طرح موضوع شکایت در شورای امنیت مدعی صلح‌طلبی است، اما با توجه به نقش وتوی آمریکا، این اقدام بیش از آنکه راهکاری عملی باشد، خرید زمان برای رژیم صهیونیستی تلقی می‌شود. انگلیس نیز در اوج حملات گسترده این رژیم علیه لبنان، خواستار خلع سلاح حزب‌الله شده است.
آمریکا نیز که همزمان سیاست فشار و تسلیم‌سازی را با طرح ادعای مذاکرات مستقیم میان لبنان و رژیم صهیونیستی دنبال می‌کند، خواستار توقف پاسخ‌های حزب‌الله به تجاوزات شده است؛ موضعی که عملاً نوعی چراغ سبز به رژیم صهیونیستی برای ادامه اشغالگری و تجاوز به شمار می‌رود. همچنین واشنگتن از ارائه طرح جدید آتش‌بس ظرف ۴۸ ساعت سخن گفته است؛ موضوعی که در عمل می‌تواند به معنای اعطای فرصت بیشتر به رژیم برای ادامه حملات در لبنان باشد.
ادعای میانجی‌گری آمریکا در حالی مطرح می‌شود که گزارش‌های کنگره این کشور نشان می‌دهد واشنگتن از سال ۱۹۴۶ تا ۲۰۲۵ حدود ۱۷۴.۹ میلیارد دلار کمک نظامی در اختیار رژیم صهیونیستی قرار داده است؛ رقمی که بالاترین میزان کمک نظامی به یک کشور در جهان محسوب می‌شود. این واقعیت نشان می‌دهد اصل حمایت از اسرائیل در سیاست خارجی آمریکا تغییری ناپذیر است و میانجی‌گری‌های ادعایی نیز عمدتاً در راستای تحمیل شرایط یا توجیه اقدامات این رژیم ارزیابی می‌شود.
در همین چارچوب، رسانه‌های غربی نیز از یک سو با بزرگنمایی تسلط صهیونیست‌ها بر این قلعه تاریخی لبنان، در پی تقویت روحیه ارتش اشغالگر هستند و از سوی دیگر با تقلیل تجاوز به لبنان به «اقدام علیه حزب‌الله»، در مسیر سفیدسازی و توجیه اشغالگری گام برمی‌دارند. این در حالی است که حزب‌الله بخشی از راهبرد دفاعی لبنان محسوب می‌شود و هر وجب از خاک این کشور متعلق به یکی از اعضای سازمان ملل متحد است؛ ازاین‌رو اشغال آن مصداق آشکار نقض حقوق بین‌الملل بوده و متجاوز باید مورد بازخواست و مجازات قرار گیرد.

لبنان و تکرار تجربه بی‌اعتمادی به آمریکا

تشدید تجاوزگری رژیم صهیونیستی علیه لبنان و نقض مکرر آتش‌بس‌ها توسط آمریکا ـ از جمله تجاوز اخیر به دکل مخابراتی در سیریک استان هرمزگان که با واکنش قاطع نیروهای مسلح ایران مواجه شد ـ بار دیگر غیرقابل اعتماد بودن آمریکا و ضرورت هوشیاری در برابر رفتارهای مداخله‌جویانه و تجاوزکارانه آن را آشکار ساخته است.
آمریکا با پشتیبانی همه‌جانبه از رژیم صهیونیستی همچنان سیاست همزمان تهدید و مذاکره برای کسب امتیاز را دنبال می‌کند؛ سیاستی که یکی از ارکان آن، سوق دادن کشورهای عربی به سمت سازش با رژیم صهیونیستی است.
بر پایه این رفتارها، بار دیگر حقانیت مواضع ایران و جریان مقاومت مبنی بر اینکه زبان قدرت تنها زبانی است که آمریکا و صهیونیست‌ها درک می‌کنند، مورد تأکید قرار می‌گیرد. اصرار بر چارچوب‌های مذاکراتی، مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز و حمایت همه‌جانبه از مقاومت حزب‌الله، از جمله مؤلفه‌هایی است که می‌تواند دشمنی را به چالش بکشد که کشتار و جنایت را در صدر برنامه‌های خود قرار داده است.
امروز لبنان در برابر آزمونی دشوار برای جامعه جهانی قرار دارد؛ آزمونی که استمرار رویکردهای جانبدارانه و مغرضانه در قبال آن، می‌تواند تکرار تجربه شکست‌خورده غزه را برای مدعیان حقوق بین‌الملل و نظم جهانی رقم بزند. در مقابل، جریان مقاومت همچنان بر ایستادگی در برابر متجاوزان تأکید دارد و بر این باور است که در نهایت، این ایستادگی به شکل‌گیری نظمی نوین در منطقه خواهد انجامید.
 


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: آمریکا / ترامپ / لبنان / نتانیاهو / مقاومت / حقوق_بشر / رژیم صهیونستی / نقض_آتش‌بس / جنگ_لبنان / حزب‌الله_لبنان / قلعه_شقیف