نورنیوز https://nournews.ir/n/321088
کد خبر: 321088
11 خرداد 1405

کوبا می‌تواند آغاز سقوط سیاسی آمریکا را رقم بزند


یک افسر سابق اطلاعاتی آمریکا در مطلبی مدعی شده است که در سایه تمرکز افکار عمومی بر تنش‌های آمریکا و ایران، برخی تحولات مهم در آمریکای لاتین کمتر دیده می‌شود؛ از جمله آنچه او «اقدامات نظامی و امنیتی ایالات متحده در منطقه» توصیف کرده است.

نورنیوز-گروه بین الملل: اسکات ریتر افسر سابق اطلاعاتی آمریکا در مطلبی در شبکه خبری راشاتودی نوشت: «ایالات متحده این اقدام را با اشاره به اینکه مادورو، طبق اسناد و مدارکش، فراری از عدالت است و قبلا در دادگاه فدرال ایالات متحده به اتهام قاچاق مواد مخدر متهم شده است، توجیه کرد. سهولتی که ایالات متحده با آن فروپاشی رژیم مادورو را ترتیب داد و انتقال قدرت به معاون رئیس جمهور بیش از حد مطیع، دلسی رودریگز، را تسهیل کرد، به دولت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا کمک کرد تا در اجرای آنچه وی و مشاورانش "دکترین دونرو" (اشاره به دکترین دونالد ترامپ) می‌نامیدند، هاله‌ای از شکست ناپذیری را به نمایش بگذارد، برداشت آنها از دکترین مونرو قرن نوزدهم که نیمکره غربی را قلمرو انحصاری ایالات متحده اعلام می‌کرد.

کمی بیش از یک هفته بعد، در ۱۱ ژانویه ترامپ در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی تروث سوشال مطلبی منتشر کرد که به تهدید مستقیم علیه دولت کوبا تبدیل شد و در این مطلب نوشت: «کوبا سال‌ها با مقادیر زیادی نفت و پول دریافتی از ونزوئلا زندگی می‌کرد.»

او مدعی شد: "رابطه مستقیمی بین حمایت اقتصادی ونزوئلا از کوبا و حمایت امنیتی کوبا از ونزوئلا وجود داشته است. «ونزوئلا اکنون ایالات متحده آمریکا، قدرتمندترین ارتش جهان (تا به امروز)، را برای محافظت از خود دارد، و ما از آنها محافظت خواهیم کرد. دیگر هیچ نفت یا پولی به کوبا نخواهد رفت. من جدا پیشنهاد می‌کنم که آنها قبل از اینکه خیلی دیر شود، به توافق برسند!"

رئیس جمهور آمریکا با ادعاهای خود موجی از گمانه‌زنی‌ها را در رسانه‌های اجتماعی آمریکا به راه انداخت، زمانی که در پاسخ به یک پست طنزآلود در ایکس، گفته بود: «مارکو روبیو رئیس جمهور کوبا خواهد بود. این به نظر من خوب است!»

به نظر می‌رسید تغییر رژیم در کوبا در شرف وقوع است.

یک ماه بعد، ترامپ با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در کاخ سفید دیدار کرد، جایی که تصمیم حمله به ایران گرفته شد. ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه حمله‌ای علیه ایران انجام دادند و این حمله ۳۷ روزه آغاز شد که در نهایت منجر به شکست ایالات متحده و اسرائیل در دستیابی به هیچیک از اهداف نظامی و ژئوپلیتیکی اعلام شده آنها شد و ایران را در موقعیتی قرار داد که با کنترل جریان نفت و گاز از طریق تنگه هرمز، سرنوشت اقتصاد جهانی را تعیین می‌کرد.

حمله به کوبا دیگر سیاست اصلی دولت ترامپ نبود.

تقریبا یک شبه، این محاسبه تغییر کرد. در ۲۱ مه، مارکو روبیو اعلام کرد که کوبا "یکی از حامیان اصلی تروریسم در کل منطقه" است. اظهارات او در همان روزی مطرح شد که وزارت دادگستری ایالات متحده کیفرخواستی علیه رائول کاسترو، رئیس جمهور سابق کوبا منتشر کرد. در یک روز، دولت ترامپ مسیر اقدام نظامی ایالات متحده علیه کوبا را بازسازی کرد و این نشان‌دهنده توجیهات تغییر رژیم بود که قبل از حمله ۳ ژانویه به کاراکاس برایش برنامه ریزی شده بود. این اقدامات، همزمان با ورود یک ناو ایالات متحده به سواحل کوبا بود.

توصیف روبیو از کوبا به عنوان حامی دولتی تروریسم، هیچ وزن فکری یا مصداق واقعی ندارد، چرا که درست پس از تلاش هماهنگ دولت بایدن برای حذف این عنوان از کوبا صورت می‌گیرد، زیرا دیگر هیچ مبنایی برای چنین ادعایی وجود نداشت. اما واقعیت این است که کاستی‌های مشابهی در مورد قانونی بودن ادعاهای مطرح شده توسط ایالات متحده علیه نیکولاس مادورو وجود داشت.

با این حال، دولت ترامپ به قوانین بین‌المللی متوسل نمی‌شود، بلکه به یک حوزه سیاسی داخلی محدود متوسل می‌شود که سست‌ترین مبنای قانونی برای اقدام علیه کوبا برای آنها کافی است. اما نامگذاری کوبا به عنوان حامی دولتی تروریسم، با توجه به اینکه مستقیما منعکس کننده مسیر اقدام نظامی است که توسط ایالات متحده در آستانه تصمیم به بمباران ایران در فوریه امسال ساخته شده است، اهمیت بیشتری دارد. نکته اصلی این است که دولت ترامپ در حال زمینه‌سازی برای حمله نظامی به کوبا، اعمال یک کمپین حتی سختگیرانه‌تر برای خفقان اقتصادی یا هر دو است. انگیزه چنین اقدامی نه به دلیل تهدید ذاتی کوبا و دولتش برای ایالات متحده، بلکه به دلیل نیاز دولت ترامپ به ثبت یک «پیروزی» در جدول امتیازات امنیت ملی خود پس از شکست شرم‌آورش در برابر ایران است.

انتخابات میان‌دوره‌ای در پیش است، اگرچه رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرده که اقدامات سیاست خارجی او مستقل از فشارهای سیاسی ناشی از پیامدهای عملکرد ضعیف حزب جمهوری‌خواه در انتخابات تدوین و اجرا می‌شود. به طور خلاصه، در صورت احتمال، جمهوری‌خواهان کنترل را از دست خواهند داد.

درباره مجلس نمایندگان، دو سال باقی‌مانده از دوران ریاست جمهوری ترامپ در معرض فلج سیاسی ناشی از روند بی‌پایان استیضاح خواهد بود که او در دوره اول ریاست جمهوری خود توسط همین مجلس دو بار هدف استیضاح قرار گرفت اما استیضاح کمترین مشکل ترامپ است؛ بدون محکومیت سنا، روند استیضاح به راحتی توسط ترامپ و حامیانش به عنوان اقدامی با انگیزه سیاسی توسط دموکرات‌های خشمگین نادیده گرفته می‌شود.

تهدید واقعی برای ترامپ زمانی رخ می‌دهد که جمهوری‌خواهان کنترل سنا را از دست بدهند و اینجاست که رئیس جمهور آمریکا در مورد مساله کوبا و سیاست داخلی آمریکا مرتکب اشتباه محاسباتی بزرگی می‌شود. ترامپ از وزیر امور خارجه خود، مارکو روبیو راهنمایی می‌گیرد؛ مردی که یک عمر اضطراب ضد کوبایی در درونش انباشته شده است که جهان‌بینی او را تحت تاثیر قرار می‌دهد. هم روبیو و هم ترامپ واقعیت‌های مرتبط با سیاست فلوریدا و نقش مهم مهاجران کوبایی فلوریدا در شکل‌دهی به سیاست‌های ریاست جمهوری را درک می‌کنند. اما انتخابات میان‌دوره‌ای یک انتخابات سراسری نیست. انتخابات میان‌دوره‌ای عموما به یک فشارسنج سیاسی متفاوت واکنش نشان می‌دهد، فشارسنجی که در آن عقربه توسط مسائل سیاسی محلی که عموما توسط وضعیت اقتصاد محلی تعریف می‌شوند، حرکت می‌کند.

مسائل ملی عموما در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرند و در طرح کلی، رای کوبایی‌ها در فلوریدا هنگام شمارش کرسی‌های مجلس نمایندگان و سنا در شب انتخابات، محاسبات ملی را تغییر نمی‌دهد. علاوه بر این، روبیو و ترامپ بهتر است مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری سال ۱۹۹۲ را مطالعه کنند، که در آن جورج بوش پسر رئیس جمهور وقت، با برتری چشمگیری وارد رقابت شد که بخشی از آن به دلیل پیروزی نظامی چشمگیر ایالات متحده بر عراق در طول عملیات طوفان صحرا بود. رقیب بوش، بیل کلینتون وقتی سعی کرد اعتبارنامه‌های سیاست خارجی بوش را با او مقایسه کند، دچار اشتباه شد و در نتیجه مدیر مبارزات انتخاباتی او یعنی جیمز کارول، یک یادداشت زرد رنگ را روی در منتهی به «اتاق جنگ» مبارزات انتخاباتی نصب کرد که رویش نوشته شده بود: «مساله اقتصاد است، احمق!»

بوش قول داده بود که مالیات جدیدی وضع نکند اما با این حال نتوانست به آن وعده عمل کند. رکود اقتصادی ناشی از این اشتباه، نیروی محرکه‌ای را که کلینتون برای بازگشت از صحنه و شکست بوش در نوامبر ۱۹۹۲ نیاز داشت، فراهم کرد.

ترامپ به دلیل شکست‌هایش در جنگ علیه ایران و بحران انرژی جهانی ناشی از این شکست، با فاجعه اقتصادی روبه‌روست. اگر فکر می‌کند می‌تواند مردم آمریکا را فریب دهد تا عواقب وخیم اقتصادی ناشی از اشتباهات خاورمیانه‌ای خود با حمله به کوبا و برکناری دولت کمونیستی آنجا را فراموش کنند، سخت در اشتباه است.

اما واقعیت این است که ترامپ و روبیو ممکن است در هیچ رویدادی نتوانند پیروزی مورد انتظار را به دست آورند. کوبا، ونزوئلا نیست و توانایی سیا در تکرار خیانت خریداری شده مادورو در میان نخبگان سیاسی، نظامی و اقتصادی ونزوئلا چیزی نیست که بسیاری از ناظران کوبا معتقدند در این کشور جزیره‌ای قابل تکرار باشد.

"فولتون آرمسترانگ" افسر سابق اطلاعات ملی برای آمریکای لاتین که زمانی به عنوان افسر سیا در خاک کوبا به صورت مخفیانه فعالیت می‌کرد، اخیرا یادداشتی را به نمایندگی از متخصصان اطلاعاتی کهنه‌کار برای سلامت (VIPS) نوشته است که در آن خاطرنشان می‌کند: "فروپاشی رژیم و اشغال یا تحمیل دولتی به انتخاب ما در کوبا به رهبری آمریکا به شدت شکست خواهد خورد. فشار آمریکا علیه کوبا بیش از ۶ دهه است که کارساز نبوده است."

مارکو روبیو هنوز ممکن است دونالد ترامپ را به حمله به کوبا متقاعد کند. اما به جای اینکه این حمله، زمینه‌ساز یک سیاست خارجی و امنیت ملی احیا شده باشد که به حفظ سلطه حزب جمهوری‌خواه بر کنگره آمریکا کمک می‌کند و به این ترتیب سیاست‌های داخلی و خارجی ترامپ را برای دو سال آینده قابل اجرا نگه می‌دارد، حمله به این کشور جزیره‌ای آمریکای لاتین به احتمال زیاد فاجعه‌ای را به بار خواهد آورد که وقتی بر شکست در ایران افزوده شود، پایان دوران ترامپ را برای همیشه رقم خواهد زد.»


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / جنگ / کوبا / تنش-آمریکا / سقوط-سیاسی