در کشوری که سالانه بیش از 50 هزار نفر بر اثر مصرف مستقیم یا غیرمستقیم دخانیات جان خود را از دست میدهند، شاید تصور شود مسئله اصلی تعداد سیگاریهاست. اما واقعیت نگرانکنندهتر در جای دیگری نهفته است؛ در تغییر چهره مصرف دخانیات در ایران و زنانهشدن آن.
نورنیوز- گروه اجتماعی: گاهی یک آمار، بیش از هزاران هشدار گویاست. در کشوری که سالانه بیش از ۵۰ هزار نفر بر اثر مصرف مستقیم یا غیرمستقیم دخانیات جان خود را از دست میدهند، شاید تصور شود مسئله اصلی تعداد سیگاریهاست. اما واقعیت نگرانکنندهتر در جای دیگری نهفته است؛ در تغییر چهره مصرف دخانیات در ایران.
امروز مسئله فقط افزایش مصرف سیگار نیست. مسئله این است که مصرفکنندگان جوانتر شدهاند، زنان و دختران نوجوان بیش از گذشته در معرض این پدیده قرار گرفتهاند و صنعت دخانیات با روشهایی پیچیدهتر از گذشته در حال فتح بازارهای جدید است. اگر تا دو دهه قبل مصرف دخانیات عمدتاً معضلی مردانه و مربوط به سنین بزرگسالی تلقی میشد، اکنون نشانهها از تغییر عمیق این الگو حکایت دارد.
آخرین پیمایش عوامل خطر بیماریهای غیرواگیر نشان میدهد حدود ۱۴ درصد جمعیت بالای ۱۸ سال کشور مصرفکننده انواع محصولات دخانی هستند. اما اهمیت این آمار زمانی آشکار میشود که روندهای پنهان پشت آن را بررسی کنیم. در فاصله سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۰، مصرف دخانیات در میان زنان ۱۸ تا ۲۴ ساله نزدیک به ۹۰ درصد افزایش یافته است؛ رشدی که چند برابر بسیاری از شاخصهای اجتماعی و فرهنگی کشور است. حتی در گروه سنی ۲۵ تا ۳۴ سال نیز روند مشابهی دیده میشود.
این اعداد تنها یک تغییر آماری نیستند؛ آنها از تغییرات فرهنگی و اجتماعی عمیق خبر میدهند. جامعهای که در آن مصرف دخانیات در میان زنان و دختران با چنین سرعتی رشد میکند، با پدیدهای فراتر از یک مسئله بهداشتی روبهرو است. این روند میتواند در سالهای آینده بر سلامت نسلهای بعدی، هزینههای درمانی کشور، شاخصهای باروری و حتی کیفیت زندگی خانوارها تأثیر بگذارد.
در کنار این موضوع، کاهش سن مصرف دخانیات زنگ خطر دیگری است که کمتر به آن پرداخته شده است. گزارشها نشان میدهد سن آغاز مصرف در برخی موارد به زیر ۱۵ سال و حتی حوالی ۱۳ سال رسیده است. به بیان دیگر، صنعت دخانیات موفق شده است پیش از آنکه بسیاری از نوجوانان به بلوغ فکری و اجتماعی برسند، آنان را به مشتریان دائمی خود تبدیل کند.
پشت این روند، یک واقعیت مهم قرار دارد؛ مصرف دخانیات دیگر صرفاً محصول انتخاب فردی نیست. این یک بازار بزرگ و سازمانیافته است. صنعت دخانیات در جهان از ثروتمندترین و اثرگذارترین صنایع محسوب میشود و برای جذب مشتریان جدید از پیچیدهترین روشهای بازاریابی استفاده میکند. بستهبندیهای رنگارنگ، طعمهای متنوع، محصولات جدید، تبلیغات غیرمستقیم و حتی عادیسازی مصرف در آثار نمایشی، همگی بخشی از یک راهبرد بزرگ برای جذب نسل جدید مصرفکنندگان هستند.
در این میان، نقش رسانه و صنعت سرگرمی را نیز نباید نادیده گرفت. در سالهای اخیر استعمال سیگار و دیگر محصولات دخانی بارها در فیلمها و سریالها به نمایش درآمده است؛ گاه به عنوان نشانهای از جذابیت، استقلال، روشنفکری یا حتی قدرت. این در حالی است که پژوهشهای بینالمللی بارها نشان دادهاند مشاهده مکرر مصرف دخانیات در محصولات فرهنگی، احتمال گرایش نوجوانان به سیگار را افزایش میدهد. هنگامی که نوجوان یک رفتار را بارها از زبان چهرههای محبوب و شخصیتهای جذاب میبیند، آن رفتار به تدریج از یک هنجارشکنی به یک انتخاب عادی تبدیل میشود.
اما شاید مهمترین عامل در گسترش مصرف دخانیات در ایران، ارزان بودن نسبی آن باشد. تجربه جهانی نشان داده است که مؤثرترین ابزار برای کاهش مصرف دخانیات، افزایش مالیات و بالا بردن قیمت محصولات دخانی است. تقریباً همه کشورهایی که موفق به کنترل مصرف سیگار شدهاند، این مسیر را طی کردهاند. در ایران اما هنوز قیمت بسیاری از محصولات دخانی برای نوجوانان و جوانان دسترسپذیر است و همین موضوع قدرت بازدارندگی سیاستهای کنترل مصرف را کاهش میدهد.
پیامدهای این وضعیت نیز تنها به سلامت افراد محدود نمیشود. سالانه حدود ۷۷ میلیارد نخ سیگار در کشور مصرف میشود؛ رقمی که علاوه بر آثار انسانی، هزینههای اقتصادی سنگینی را نیز بر جامعه تحمیل میکند. دهها هزار میلیارد تومان صرف درمان بیماریهای مرتبط با دخانیات، کاهش بهرهوری نیروی کار، ناتوانیهای ناشی از بیماری و مرگهای زودرس میشود. در واقع، جامعه هزینهای را میپردازد که سود آن به جیب صنعت دخانیات میرود.
نکته مهمتر آن است که مصرف دخانیات تنها یک عامل خطر در میان عوامل متعدد نیست. دخانیات در قلب چهار قاتل اصلی انسان معاصر قرار دارد؛ بیماریهای قلبی و عروقی، سرطانها، بیماریهای مزمن تنفسی و دیابت. به همین دلیل هر موفقیتی در کاهش مصرف دخانیات، به معنای کاهش مستقیم بار بیماریها و مرگومیر در کشور خواهد بود.
روز جهانی بدون دخانیات (10 خرداد)فرصتی برای تکرار آمارها نیست؛ فرصتی برای بازنگری در یک روند نگرانکننده است. اگر امروز برای مقابله با نفوذ صنعت دخانیات، افزایش مالیات، محدودسازی تبلیغات پنهان، اصلاح الگوهای فرهنگی و آموزش نوجوانان اقدام نشود، فردا با نسلی روبهرو خواهیم شد که نه تنها زودتر از گذشته مصرف دخانیات را آغاز کرده، بلکه دیرتر نیز از آن فاصله خواهد گرفت.
شعار «نسلی عاری از دخانیات» تنها یک آرمان بهداشتی نیست؛ یک ضرورت اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیت انسانی است. آینده سلامت ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهایی وابسته است که امروز درباره دخانیات گرفته میشود. آمارها نشان میدهند که زمان برای تعلل چندان زیاد نیست.