نورنیوز https://nournews.ir/n/320831
کد خبر: 320831
9 خرداد 1405
نورنیوز ادعاهای هگست در نشست سنگاپور را بررسی می‌کند؛

هگست چه پیامی را آشکارا گفت و چه چیزی را نگفت؟


اظهارات وزیر جنگ آمریکا در نشست شانگری‌لا بار دیگر راهبرد واشنگتن برای امنیت‌فروشی، گسترش هراس از رقبای بین‌المللی و تحمیل هزینه‌های نظامی به متحدان را آشکار کرد؛ رویکردی که همزمان با افول اعتماد جهانی به آمریکا و تغییر موازنه قدرت در نظام بین‌الملل همراه شده است.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: در میانه بحران‌های فزاینده جهانی، به‌ویژه پیامدهای اقتصادی و امنیتی جنگ‌افروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و نیز در شرایطی که تهران با کنار نهادن رویه‌های پیشین در تنگه هرمز، مدیریت هوشمندانه عبور و مرور در این آبراه راهبردی را در دستور کار قرار داده است، سنگاپور از روز جمعه میزبان بیست‌وسومین نشست گفت‌وگوی شانگری‌لا شد؛ نشستی که با حضور وزرای دفاع، فرماندهان ارشد نظامی و استراتژیست‌های امنیتی از سراسر آسیا ـ اقیانوسیه، اروپا و آمریکای شمالی و نمایندگانی از ۴۰ کشور برگزار گردید.

در این میان، سخنان پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، افزون بر تکرار توهمات کهنه‌ای که هیچ تناسبی با واقعیت‌های میدانی ندارند، بار دیگر بر طبل چین‌هراسی کوبید؛ رویکردی که بیش از آنکه یادآور یک مقام امنیتی باشد، به رفتار یک دلال تسلیحات شباهت داشت. این در حالی است که شرایط میدانی، از یک‌سو توهمی بودن قدرت‌نمایی هگست و از سوی دیگر، بی‌اعتمادی فزاینده متحدان آمریکا را آشکار ساخته است.

هراس‌فروشی امنیتی؛ از وزارت جنگ تا بازاریابی تسلیحات

هگست در حالی با آمارسازی‌ها و ادعاهای نظامی کوشید تصویری مقتدر از آمریکای دوران ترامپ ارائه کند که محتوای سخنان وی درباره چین، مدیریت آبراه‌ها و نیز اصرار بر افزایش هزینه‌های نظامی متحدان، در واقع بازتاب‌دهنده همان راهبرد سنتی واشنگتن برای اولویت‌بخشی به امنیت بر اقتصاد و سرکیسه کردن کشورها از مسیر فروش تسلیحات بود.

هرچند وی مدعی شد آمریکا همچنان به تعهدات خود در منطقه آسیا ـ پاسیفیک پایبند است، اما اظهارات او مبنی بر اینکه «دوران یارانه دادن آمریکا به کشورهای ثروتمند به پایان رسیده است» و اینکه متحدان واشنگتن باید دست‌کم ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف هزینه‌های دفاعی کنند و در غیر این صورت «با تغییر آشکاری در نحوه تعامل ما مواجه خواهند شد»، بیش از هر چیز پرده از ماهیت واقعی سیاست خارجی آمریکا برداشت؛ سیاستی که از ادعای میانجی‌گری به باج‌خواهی و سلطه‌طلبی تنزل یافته است.

چنین رویکردی عملاً وزیر جنگ آمریکا را به یک بازاریاب تسلیحات تبدیل می‌کند؛ همان‌گونه که ترامپ نیز در سفرهای خارجی خود بیش از هر موضوعی بر فروش تسلیحات تمرکز داشته است. این رفتار نشان می‌دهد ساختار حاکم بر آمریکا بیش از هر چیز در پی تأمین منافع شرکت‌های بزرگ تسلیحاتی است؛ شرکت‌هایی که گزارش‌ها از سرمایه‌گذاری گسترده خانواده ترامپ و هگست در آنها حکایت دارد.

نکته قابل تأمل دیگر، تکرار سیاست چین‌هراسی در شرق آسیا، روس‌هراسی در اروپا و ایران‌هراسی در جهان عرب است؛ راهبردی که واشنگتن سال‌هاست برای توجیه حضور نظامی و فروش تسلیحات به کار گرفته است. اظهارات ضدچینی هگست، آن هم در شرایطی که ترامپ چندی پیش سفری تحقیرآمیز به پکن داشت، گواهی روشن بر اصرار آمریکا بر سیاست‌های جاه‌طلبانه در شرق آسیاست؛ سیاست‌هایی که تهدیدی برای امنیت منطقه و جهان محسوب می‌شوند.

واقعیت میدان در برابر نمایش قدرت واشنگتن

بخش مهمی از سخنان هگست به طرح ادعاهایی علیه جمهوری اسلامی ایران اختصاص داشت. او مدعی شد: «توانایی ما برای از سرگیری عملیات در صورت لزوم کاملاً وجود دارد. ذخایر تسلیحاتی ما برای چنین اقدامی کافی است؛ چه در منطقه و چه در سایر نقاط جهان، به دلیل توازنی که میان تسلیحات پیشرفته و مهمات در مقیاس گسترده برقرار کرده‌ایم.»

وزیر جنگ آمریکا همچنین تأکید کرد که ترامپ تنها توافقی را خواهد پذیرفت که آن را «توافقی عالی» بداند.

این سخنان هرچند در امتداد فضاسازی‌های تبلیغاتی کاخ سفید برای القای پیروزی در جنگ ارزیابی می‌شود، اما واقعیت‌های میدانی هیچ همخوانی‌ای با این ادعاها ندارد. از یک سو، ایران از خطوط قرمز مذاکراتی خود عقب‌نشینی نکرده و از سوی دیگر، مدیریت هوشمندانه تهران بر تنگه هرمز همچنان ادامه دارد. افزون بر این، هرگونه نقض آتش‌بس از سوی آمریکا با واکنش سنگین ایران مواجه شده و تهران بارها تأکید کرده است که در کنار دیپلماسی، آمادگی کامل برای مواجهه با هرگونه جنگ احتمالی را حفظ کرده است.

در همین حال، عقب‌نشینی‌های مکرر ترامپ از مواضع تهدیدآمیز و زیاده‌خواهانه خود و نیز رفتارهای متناقض او در قبال عمان، نشانه‌ای آشکار از سردرگمی و وضعیت نابسامان آمریکا به شمار می‌رود؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از

 تحلیلگران و نظریه‌پردازان بین‌المللی بر این باورند که ترامپ در نهایت گزینه‌ای جز پذیرش شکست در اختیار ندارد.

افول سرمایه اعتماد؛ متحدانی که دیگر باور نمی‌کنند

هگست هرچند تلاش داشت در نشست سنگاپور تصویری اطمینان‌بخش از آمریکا ارائه دهد، اما مواضع حاضران در نشست و روند فزاینده فاصله گرفتن کشورها از واشنگتن، به‌ویژه پس از تحولات مرتبط با تنگه هرمز، نشان داد که اعتماد به آمریکا بیش از هر زمان دیگری تضعیف شده است.

اصرار مقامات آمریکایی بر اصل «اول اسرائیل» و همچنین فرو ریختن هیمنه نظامی ادعایی واشنگتن در برابر اقتدار ایران، از مهم‌ترین عوامل این روند محسوب می‌شود.

در همین چارچوب، «تو لام» رئیس‌جمهور ویتنام، در جریان نشست امنیتی شانگری‌لا در سنگاپور، با انتقاد تلویحی از اقدامات قهری آمریکا در عرصه بین‌المللی، به‌ویژه جنگ تحمیلی علیه ایران، تصریح کرد که نظم جهانی بیش از هر چیز نیازمند گفت‌وگو و خویشتنداری است، نه تهدید و اجبار.

وی با اشاره به ضرورت حفظ صلح و ثبات در منطقه آسیا ـ اقیانوسیه تأکید کرد: «آنچه منطقه به دنبال آن است، نه حضور صرف و نه عدم حضور هیچ قدرت بزرگی است؛ بلکه آنچه مورد نیاز است، تعهد مسئولانه است.»

این مواضع که از سوی یکی از چهره‌های برجسته حاضر در نشست مطرح شد، بازتابی روشن از افول جایگاه جهانی آمریکا و کاهش اعتماد کشورها به این قدرت غربی است؛ روندی که نشانه‌ای از تحولات بنیادین در ساختار نظام بین‌الملل به شمار می‌رود.

دو نشست، دو رویکرد؛ امنیت‌فروشی یا امنیت‌سازی؟

نشست سنگاپور با محوریت مسائل امنیتی و نظامی در حالی برگزار شد که پیش از آن، چهاردهمین نشست مقامات بلندپایه امنیتی در مسکو با حضور نمایندگان حدود ۱۲۰ کشور، از جمله جمهوری اسلامی ایران، برگزار شده بود.

هرچند هر دو نشست ماهیتی امنیت‌محور داشتند، اما از حیث محتوا و رویکرد، تفاوت‌هایی بنیادین میان آنها وجود داشت. در نشست سنگاپور، آمریکا تلاش کرد با توجیه نظامی‌گری، جنگ‌افروزی و فروش امنیت، کشورها را به افزایش هزینه‌های نظامی و خرید تسلیحات سوق دهد؛ در حالی که نشست مسکو بر همگرایی، تنش‌زدایی، همکاری متقابل و دستیابی به صلح پایدار از مسیر همکاری‌های جمعی و مقابله با عوامل تهدیدآفرین تأکید داشت.

این تفاوت آشکار در رویکردها و به‌ویژه اظهارات هگست، بار دیگر ماهیت بحران‌ساز سیاست‌های آمریکا را نمایان ساخت و نشان داد که واشنگتن نه راه‌حل بحران‌های جهانی، بلکه خود بخشی از ریشه این بحران‌هاست؛ وضعیتی که مقابله هماهنگ با آمریکا و متحد آن، رژیم صهیونیستی، را به ضرورتی برای تحقق صلح و امنیت پایدار در جهان تبدیل کرده است.

در این میان، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به توانمندی‌های میدانی، پشتوانه مردمی، ظرفیت‌های دیپلماتیک و تداوم مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به این روند ایفا کرده است.

 


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / چین / تنگه هرمز / امریکا / امنیت جهانی / پیت هگست / سنگاپور / نشست شانگری لا