نورنیوز https://nournews.ir/n/320804
کد خبر: 320804
9 خرداد 1405
نورنیوز تاکتیک ترامپ برای ایجاد ابهام درباره توافق احتمالی را بررسی می‌کند؛

دیپلماسی تعلیق؛ سلاح خیالی ترامپ برای فرسایش اراده ایران


وضعیت کنونی را باید بیش از آنکه «آستانه توافق» دانست، «آستانه تصمیم» نامید. واشنگتن هنوز نمی‌خواهد اهرم‌های فشار خود را از دست بدهد و تهران نیز حاضر نیست بدون دریافت امتیازهای ملموس وارد تفاهم شود. نتیجه این وضعیت، همان فضای مبهمی است که در آن نه جنگ قطعی است، نه صلح قطعی، نه توافق شکل گرفته و نه مذاکرات شکست خورده است.

نورنیوز- گروه سیاسی: در ظاهر، ایران و آمریکا هیچ‌گاه تا این اندازه به تفاهم نزدیک نبوده‌اند؛ اما در عمل شاید هیچ‌گاه تا این اندازه نیز در وضعیت ابهام قرار نداشته‌اند. از واشنگتن مدام پیام‌هایی درباره نزدیک بودن توافق مخابره می‌شود، رسانه‌های آمریکایی از پیش‌نویس‌ها و توافقات اولیه سخن می‌گویند و برخی مقامات ارشد دولت ترامپ فضای مذاکرات را مثبت و بسیار امیدوارانه توصیف می‌کنند. اما در میدان واقعی، نه فشارهای آمریکا به طور کامل کاهش یافته، نه محاصره دریایی پایان یافته و نه آمریکا حاضر شده است هزینه سیاسی ورود به یک توافق نهایی را بپردازد.

در نگاه نخست ممکن است چنین به نظر برسد که عامل اصلی این بن‌بستِ معلق، تردیدهای واشنگتن است؛ اما واقعیت پیچیده‌تر از این است. آنچه امروز میان تهران و واشنگتن جریان دارد، صرفاً تعلل آمریکا نیست؛ بلکه برخورد دو راهبرد متفاوت بر سر «زمان»، «قدرت» و «شرایط توافق» است.

دونالد ترامپ مذاکره را با منطق یک معامله‌گر اداره می‌کند. او معتقد است هرچه طرف مقابل بیشتر در وضعیت انتظار باقی بماند، احتمال عقب‌نشینی و امتیازدهی او بیشتر خواهد شد. به همین دلیل، کاخ سفید همزمان دو پیام متضاد ارسال می‌کند؛ از یک سو از صلح و تفاهم سخن می‌گوید و از سوی دیگر مهم‌ترین اهرم‌های فشار خود را حفظ می‌کند. در این راهبرد، توافق باید همیشه نزدیک به نظر برسد اما هرگز آن‌قدر نزدیک نباشد که آمریکا ناچار به پرداخت هزینه‌های واقعی آن شود.

اما مسئله اینجاست که ایران نیز دیگر با منطق سال‌های گذشته وارد مذاکره نمی‌شود. تجربه برجام، خروج آمریکا از توافق و تحولات امنیتی سال‌های اخیر باعث شده است که در تهران نوعی بدبینی ساختاری نسبت به تضمین‌های واشنگتن شکل بگیرد. به همین دلیل، ایران بارها اعلام کرده که صرف وعده‌ها و بیانیه‌های سیاسی را کافی نمی‌داند و هرگونه تفاهم باید با اقدامات عملی و قابل راستی‌آزمایی همراه باشد.

در همین چارچوب است که مواضع اخیر محمدباقر قالیباف اهمیت پیدا می‌کند. او صریحاً اعلام کرده است که ایران «امتیازات را نه با گفت‌وگو، بلکه با موشک‌ها می‌گیرد و در مذاکره فقط آنها را تفهیم می‌کند». قالیباف همچنین تأکید کرده است که تهران به تضمین‌ها و حرف‌ها اعتماد ندارد و «هیچ اقدامی پیش از اقدام طرف مقابل انجام نخواهد شد». این سخنان را نباید صرفاً یک موضع تبلیغاتی تلقی کرد؛ بلکه می‌توان آن را بازتاب بخش قابل اعتنایی از نگاه حاکم بر ساختار تصمیم‌گیری ایران دانست؛ نگاهی که معتقد است پشتوانه اصلی مذاکره نه اعتماد به آمریکا، بلکه حفظ قدرت بازدارندگی است.

در واقع، اگر واشنگتن در حال استفاده از «دیپلماسی تعلیق» است، تهران نیز نوعی «دیپلماسی اقتدار» را دنبال می‌کند. آمریکا تلاش می‌کند زمان را به نفع خود به کار بگیرد؛ اما ایران می‌کوشد این پیام را منتقل کند که گذشت زمان لزوماً به معنای افزایش آسیب‌پذیری تهران نیست. مقامات ایرانی بارها تأکید کرده‌اند که فشار اقتصادی، محاصره دریایی و تهدیدهای نظامی الزاماً به تغییر محاسبات راهبردی جمهوری اسلامی منجر نخواهد شد و ایران همچنان بر حفظ توان موشکی و منطقه‌ای خود اصرار دارد.

به همین دلیل، برخلاف برخی تحلیل‌های غربی، وضعیت فعلی را نمی‌توان صرفاً ناشی از امتناع آمریکا از توافق دانست. واقعیت این است که تهران نیز حاضر نیست به هر تفاهمی تن دهد. از نگاه ایران، توافق زمانی معنا پیدا می‌کند که نشانه‌های واقعی کاهش فشار، تغییر رفتار واشنگتن و پذیرش بخشی از مطالبات ایران مشاهده شود. در غیر این صورت، مذاکره صرفاً به ابزاری برای خرید زمان توسط آمریکا تبدیل خواهد شد.

در این میان، شاید مهم‌ترین نقطه اختلاف دو طرف بر سر تعریف «قدرت» باشد. واشنگتن همچنان تصور می‌کند که اهرم اصلی قدرت در دست تحریم‌ها، فشار اقتصادی و برتری نظامی آمریکاست. اما تهران تلاش می‌کند نشان دهد که ابزارهای دیگری نیز در اختیار دارد؛ از کنترل معادلات منطقه‌ای گرفته تا ظرفیت‌های موشکی و توانایی تأثیرگذاری بر امنیت انرژی و کریدورهای راهبردی. به همین دلیل است که همزمان با ادامه مذاکرات، ادبیات بازدارندگی نیز در تهران حفظ شده است.

از این منظر، آنچه امروز میان ایران و آمریکا جریان دارد، صرفاً یک مذاکره بر سر متن توافق نیست؛ بلکه نبردی بر سر محاسبات طرف مقابل است. ترامپ می‌خواهد ایران را متقاعد کند که زمان علیه تهران عمل می‌کند. ایران نیز تلاش می‌کند این پیام را منتقل کند که بدون تغییر واقعی رفتار آمریکا، گذشت زمان الزاماً به معنای عقب‌نشینی ایران نخواهد بود.

به همین دلیل، وضعیت کنونی را باید بیش از آنکه «آستانه توافق» دانست، «آستانه تصمیم» نامید. واشنگتن هنوز نمی‌خواهد اهرم‌های فشار خود را از دست بدهد و تهران نیز حاضر نیست بدون دریافت امتیازهای ملموس وارد تفاهم شود. نتیجه این وضعیت، همان فضای مبهمی است که امروز بر پرونده ایران و آمریکا سایه انداخته است؛ فضایی که در آن نه جنگ قطعی است، نه صلح قطعی، نه توافق شکل گرفته و نه مذاکرات شکست خورده است.

شاید مهم‌ترین واقعیت این باشد که هر دو طرف در حال آزمودن اراده یکدیگرند. آمریکا با تعلیق و ابهام می‌خواهد امتیاز بیشتری بگیرد و ایران با تکیه بر بازدارندگی و مقاومت می‌کوشد مانع تبدیل شدن مذاکرات به فرآیند تحمیل شود. از همین رو، سرنوشت تفاهم احتمالی نه فقط به متن توافق، بلکه به این پرسش وابسته است که کدام طرف زودتر به این جمع‌بندی برسد که ادامه بازیِ زمان، دیگر سودی برایش ندارد.


منبع: نورنیوز
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / آمریکا / ترامپ / جنگ / دیپلماسی / مذاکره / قالیباف / کاخ سفید / توافق / توافق احتمالی / فرسایش اراده ایران