نورنیوز https://nournews.ir/n/320522
کد خبر: 320522
8 خرداد 1405
تارنمای تحلیلی «USAPP» :

ساکنان کاخ سفید مبهوت اراده ایران ماندند


یک رسانه بریتانیایی نوشت: خسارات اقتصادی جنگ با ایران، همچنان به مصرف‌کنندگان آمریکایی آسیب می‌زند، روابط واشنگتن با متحدان نزدیکش تیره و تار شده است و به نظر می‌رسد که ترامپ قادر نیست ایران را پای میز مذاکره بیاورد.

نورنیوز-گروه بین الملل: تارنمای تحلیلی «USAPP» وابسته به «مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن/London School of Economics and Political Science» در این گزارش می‌نویسد: دونالد ترامپ در طول دوره نخست ریاست‌ جمهوری‌ و اکنون در دولت دوم خود، از سبک ارتباطی تهاجمی خاص خود برای احاطه بر روایت‌ها و نمایش خود به‌عنوان یک معامله‌گر کارآمد استفاده کرده است.

جنگ ایران محدودیت‌های «افسانه» کارآمدی دونالد ترامپ را برملا ساخته و اتکای غریزی او به نمایش رسانه‌ای و لفاظی تهاجمی، نه به موفقیت نظامی قاطع منجر شده و نه حمایت سیاسی پایدار ایجاد کرده است؛ او در شرایط عادی شاید بتواند این سبک و سیاق که برند شخصی‌اش به شمار می‌رود را تحت عنوان نتیجه مثبت و حتی موفقیت جلوه دهد؛ اما این بار نه.

به نوشته کریستوفر فدراستون، استاد علوم سیاسی و روابط بین‌المللی دانشگاه بیرمنگام انگلیس «در حالی که محبوبیت و رضایت عمومی از ترامپ در میان جمهوری‌خواهان کاهش یافته، جنگ آمریکا با ایران محدودیت‌های توان وی در متقاعد ساختن دیگران و همچنین تنزل قابل توجه برند شخصی او را آشکار کرده است. خسارات اقتصادی جنگ همچنان به مصرف‌کنندگان آمریکایی آسیب می‌زند، روابط واشنگتن با متحدان نزدیکش تیره و تار شده است و به نظر می‌رسد که ترامپ قادر نیست ایران را پای میز مذاکره بیاورد.»

«هدف ما دفاع از مردم آمریکا از طریق از بین بردن تهدیدهای قریب‌الوقوع حکومت ایران است؛ اقدامات تهدیدآمیز آنها به طور مستقیم ایالات متحده، نیروهای ما، پایگاه‌های فرامرزی ما و متحدانمان را در سراسر جهان در معرض خطر قرار می‌دهد.»

این ادعاهایی است که ترامپ در ۲۸ فوریه(نهم اسفند ۱۴۰۴) و همزمان با آغاز دومین حمله دولت وی به ایران در دومین دوره ریاست‌جمهوری‌، بر زبان راند. این اقدام نظامی نه‌تنها برای ناظران سیاست خارجی دولت ترامپ بلکه برای بسیاری از متحدان آمریکا قابل پیش‌بینی نبود. دونالد ترامپ تلاش کرده است که با بهره‌گیری از دهه‌ها لفاظی ضدایرانیِ روسای جمهور پیشین آمریکا، مردم این کشور را پشت حملات خود متحد کند.

با این حال، ترامپ به‌رغم متوسل شدن به تمام تاکتیک‌های همیشگی‌اش برای متقاعد کردن حامیان خود، منحرف یا سردرگم کردن رسانه‌ها و مخالفان، تاکنون موفق نشده تا به سطوح حمایتی‌ دست پیدا کند که به وضوح امیدوار بود برای اقداماتش علیه ایران به دست آورد. نرخ محبوبیت او در میان رای‌دهندگان جمهوری‌خواه تنزل یافته و در میان جمهوری‌خواهان غیر وابسته به جنبش حامیان وی موسوم به «ماگا» نیز به ۵۴ درصد سقوط کرده است. قیمت بنزین در آمریکا روند صعودی به خود گرفته و ادعای ترامپ مبنی بر اینکه افزایش قیمت بنزین در مقایسه با آنچه وی ضرورت جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای خوانده، ناچیز است، به کاهش بیش از پیش حمایت از وی در کنگره و میان رای‌دهندگان منجر شده است.

در ادامه این مطلب آمده است: حتی این تصویر تیره و تار نیز وسعت خسارتی که جنگ با ایران به دولت ترامپ وارد کرده است را به‌خوبی نشان نمی‌دهد و به اصطلاح حق مطلب را ادا نمی‌کند. جنگ جاری روابط آمریکا با متحدان نزدیکش، به‌ویژه کشورهایی که از دیرباز حامی اقدامات نظامی آمریکا بودند، را بیش از پیش تخریب کرده است.

ذخایر تسلیحاتی آمریکا کاهش یافته و حتی گزارش‌هایی از کمبود غذا برای ملوانان آمریکایی حاضر در عملیات جاری در خلیج فارس منتشر شده است. تخصص و تبحر «ادعایی» ترامپ در مذاکرات که بخش مهمی از برند شخصی او را تشکیل می‌دهد، در تلاش‌های وی برای کشاندن ایران پای میز مذاکره جهت پایان بخشیدن به جنگ، به بوته آزمایش گذاشته و نقص و ناکارآمدی آن عریان شد. و طنز ماجرا اینکه، تمام این خسارت‌ و آسیب‌ها محصول تصمیمات شخص ترامپ بوده؛ تصمیماتی که همواره به تشدید وخامت شرایط منجر شده است.

جنگی که «جنگ» نبود!

خودداری عامدانه ترامپ از توصیف درگیری نظامی با ایران تحت عنوان «جنگ»، بیشتر از آنکه یک راهبرد باشد، به تلاشی آشکارا برای نوعی فرار سیاسی تبدیل شده است. ترامپ به صراحت اعتراف کرد که از این واژه استفاده نکرده است چون برای جنگ «باید از کنگره مجوز گرفت» و در عوض آن را «عملیات نظامی» نامید. با این حال، در چندین موقعیت دیگر خودش هم برای اشاره به این درگیری، از واژه جنگ استفاده کرده است!

 

این تناقض‌ آشکارکننده محدودیت‌های سبک ارتباطی است: سلطه بر روایت از طریق «اشباع فضا با اطلاعات چرند»، «درهم آمیختن واژگان و اصطلاحات» و «تکیه بر تکرار با هدف محو و تیره و تار کردن مسئولیت‌پذیری.» این رویکرد سال‌ها برای او جواب داده است. ترامپ غالبا می‌توانست انتقادها را با نمایش‌های رسانه‌ای و اطمینان‌بخشیِ اغراق‌آمیز تحت‌الشعاع قرار دهد. با این حال، جنگ، صرف نظر از هر نامی که بر آن گذاشته شود، قابل پنهان کردن یا تغییر نیست. تلفات و قربانیان، تشدید تنش نظامی، بی‌ثباتی اقتصادی و پرسش‌های مبتنی بر قانون اساسی را نمی‌توان با شعار یا بداهه‌گویی و لفاظی توجیه و از اذهان پاک کرد. تلاش‌های ترامپ برای طفره رفتن از استفاده از واژه «جنگ» صرفا توجه بیشتری را به پیامدهای حقوقی و سیاسی آن جلب کرده است.

 

برای رئیس جمهوری که همواره تلاش کرده است تا خود را تاجری رک‌گو و متفاوت از سیاستمداران معمولی نشان دهد، چنین بازی‌های زبانی و استفاده حیله‌گرانه از زبان برای دستکاری اذهان، به همراه نادیده گرفتن وعده‌های انتخاباتی‌اش مبنی بر اینکه «جنگ جدیدی آغاز نخواهد شد»، به برند شخصی وی لطمه زیادی وارد کرده است.

ترامپ، ایران و متحدان آمریکا

اینکه ترامپ در روابطش با متحدان آمریکا سبکی تند و خشونت‌آمیز و گستاخانه دارد، موضوع تازه‌ای نیست. با این حال، رفتار او در جریان این جنگ با ایران، اثرات این سبک را وخیم‌تر کرده است. به باور وی، سبک ارتباطی‌اش پیش از این به افزایش هزینه‌های نظامی اعضای ناتو و بازنگری در مذاکره مجدد بر سر معاهده نفتا(قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی) در دوره نخست ریاست‌ جمهوری‌اش منجر شده است. اما در جریان جنگ ایران، این سبک ترامپ به تغییری ناچیز در رفتار متحدان واشنگتن منجر شد و تنها و تنها به وجهه جهانی آمریکا لطمه وارد کرد.

درخواست‌های او از اعضای ناتو برای کمک به آمریکا علیه ایران یا برای باز نگه داشتن تنگه هرمز به روی تجارت جهانی، عملا ناشنیده گرفته شد. انتقاد او از انگلیس به دلیل عدم پیوستن به آمریکا در اقداماتش علیه تهران، با گزارش‌هایی با این مضمون همراه شد که دولت ترامپ در حال بررسی موضوع حاکمیت انگلیس بر جزایر فالکلند است. واکنش ترامپ به انتقاد فردریش مرتس، صدراعظم آلمان، درباره نحوه مدیریت جنگ ایران هم این بود که «او(مرتس) نمی‌داند درباره چه چیزی صحبت می‌کند» و در ادامه نیز تهدید کرد که نیروهای آمریکایی را از آلمان خارج خواهد کرد. با این حال، او نتوانست حمایت برلین را جلب کند؛ همانطور که موفق به جلب حمایت لندن نشد.

شاید بتوان گفت که تاثیر این جنگ بر روابط آمریکا با متحدانش در خلیج فارس، حتی بدتر از روابطش با متحدانش در ناتو بوده است. (پایگاه‌های آمریکا در) کشورهای حاشیه خلیج فارس چندین بار هدف اقدامات تلافی‌جویانه ایران قرار گرفتند و این مسئله نه‌تنها تصویر احساس امنیت در منطقه را از پاره‌پاره کرد و زندگی ساکنان کشورهای خلیج فارس و صنعت گردشگری این منطقه را تحت‌الشعاع قرار داد، بلکه به واردشدن خسارت جدی به تاسیسات نفت و گاز نیز منجر شد. براساس گزارش‌ها، پالایشگاه «حبشان»، بزرگ‌ترین پالایشگاه امارات متحده عربی، تا سال ۲۰۲۷ به‌طور کامل تعمیر نخواهد شد.

گرچه ترامپ مدعی شده که پس از درخواست‌های متعدد متحدانش در خلیج فارس از انجام حملات دوباره صرف‌نظر کرده، اما این موضوع تنها بخشی از هراس‌های آنها از پاسخ‌های ایران به حملات آمریکا را برطرف کرده است.

ترامپ درباره ارتش آمریکا جدی نیست

نحوه مدیریت جنگ ایران به دست ترامپ، نگرانی‌های کهنه درباره نگاه او به نیروهای نظامی آمریکا، به‌ویژه کشته‌شدگان و مجروحان، را احیا کرده است. منتقدان به گزارش‌های متعدد در طول سالیان اشاره می‌کنند که نشان می‌دهد از نگاه ترامپ مراسم تدفین نظامیان و بازگشت سربازان کشته‌شده، بیشتر دردسری سیاسی است تا لحظات شکوهمند ملی که شایسته احترام و منزلت هستند. حضور او در مراسم انتقال تابوت سربازان کشته‌شده در ماه مارس در حالی که کلاه کارزار تبلیغاتی‌اش را بر سر داشت، به این نگرانی‌ها درباره نوع نگاه او به نیروهای نظامی آمریکا دامن زده است.

افزون بر این، لفاظی‌های تهاجمی ترامپ درباره جنگ ایران، نگرانی‌ها درباره نگرش او به اقدام نظامی و قوانین جنگ را افزایش داده است. او بارها درباره حملات نظامی خودستایی کرده و استفاده از نیروی نظامی را «سرگرم‌کننده» خوانده و حتی راجع‌به آن شوخی هم کرده است! اما فراتر از این بی‌حسی و قساوت کلامی، ترامپ بارها تهدید به نابودی گسترده و تحمیل اقداماتی کرده که می‌تواند جنایت جنگی تلقی شود.

سبک ارتباطی ترامپ همچنین بی‌توجهی او به پیامدهای عملیات نظامی و برخورد غیرجدی‌اش با جنگ را برجسته کرده است. دولت ترامپ بارها از انتشار آمار تلفات آمریکایی در این جنگ به نوعی معذب و ناراحت بوده است. تناقض چشمگیر است؛ رئیس‌ جمهوری که مشتاق نمایش قدرت نظامی است و برای آن جشن و سور برپا می‌کند، اما برای رویارویی با واقعیت تابوت‌های بازگشته، خانواده‌های سوگوار و بهای جبران‌ناپذیری که سربازان عادی در جنگ می‌پردازند، تمایل به مراتب کمتری از خود نشان می‌دهد و همانطور که گفته شد مراسم تدفین را مزاحمتی سیاسی می‌پندارد.

 

هنر معامله یا قطع معامله؟

از دست رفتن حمایت جمهوری‌خواهان و حتی حامیان جمهوری‌خواه جنبش «ماگا»، در سال انتخابات میان‌دوره‌ای، نگرانی‌ای جدی برای ترامپ خواهد بود، اما ناتوانی او در کشاندن ایران پای میز مذاکره قطعا یکی از بزرگ‌ترین شوک‌ها برای او خواهد بود. شخصیت «معامله‌گر» ترامپ کاملا با هویتش گره خورده و او در تمام دوران فعالیت سیاسی‌اش همواره تلاش کرده و اصرار داشته تا این تصویر را حفظ کند و آن را به نمایش بگذارد.

با این حال، تمایل حکومت ایران برای رد مکرر مذاکرات، نادیده‌گرفتن پیشنهادها و ابراز آمادگی برای ادامه دادن و طولانی‌کردن درگیری، دولت ترامپ را مبهوت کرده است. تکیه کلام و جمله معروف ترامپ که «ایران هیچ کارتی ندارد»، ناتوانی او در درک موضع ایران را به وضوح نشان می‌دهد.

جنگی که «افسانه» کارآمدی ترامپ را عریان کرد

 

آنچه این لحظه را به لحاظ سیاسی برای ترامپ خطرناک می‌کند، این است که مستقیما شالوده تصویری را هدف گرفته که او سال‌ها برای ساختنش تلاش کرده بود. او محبوبیتش را بر پایه قدرت، هنجارشکنی و برهم زدن قواعد و این وعده بنا کرده بود که تنها او می‌تواند دشمنان (و حتی متحدان) آمریکا را شکست دهد، آن هم بدون گرفتار شدن در درگیری‌های پرهزینه‌ای که به روسای جمهور پیشین آمریکا ضربه وارد کرده است.

با این حال، جنگ ایران محدودیت‌های این «افسانه» را برملا کرده است. اتکای غریزی او به نمایش رسانه‌ای، لفاظی تهاجمی و برند شخصی، نه به موفقیت نظامی قاطع منجر شده و نه حمایت سیاسی پایدار ایجاد کرده است. سبک تند و گستاخ ترامپ قطعا با شخصیت او همخوانی دارد؛ او در شرایط عادی می‌تواند این کنش‌ها و واکنش‌ها را به‌عنوان نتیجه مثبت و حتی موفقیت جلوه دهد؛ اما این بار نه.

این جنگ پرده از دولتی برداشته که به شکلی فزاینده در عرصه بین‌المللی منزوی‌تر و در داخل متفرق‌تر شده است و در عین حال، در توضیح اینکه چرا نظامیان آمریکایی، مالیات‌دهندگان و متحدان آمریکا باید هزینه جنگی را بپردازند که ظاهرا هیچ پایان راهبردی روشنی ندارد، بیش از پیش تقلا می‌کند. خودداری ترامپ از پذیرش این واقعیت، چه با پرهیز از به‌کار بردن واژه «جنگ»، چه با نادیده‌گرفتن نگرانی‌های اقتصادی یا برخورد با مذاکرات صلح به عنوان نوعی تئاتر و نمایش، ممکن است در نهایت بیش از خود درگیری جای، این مقطع را تعریف کند.

درس اصلی بحران ایران تنها این نیست که ترامپ خیلی‌ساده مسیر تقابل را انتخاب کرده، بلکه این است که متُدهای سیاسی‌ که روزگاری او را از پاسخگویی مصون نگه می‌داشتند، دیگر قادر به مهار پیامدهای برخاسته از تصمیمات خودش نیستند.

 

 

 


منبع: ایرنا
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ترامپ / امریکا / کاخ سفید / جنگ ایران / اراده ایران / ناکامی ترامپ / بهت ساکنان کاخ سفید