نورنیوز https://nournews.ir/n/320224
کد خبر: 320224
6 خرداد 1405

مرشایمر :آمریکا هیچ ایده‌ای برای حل و فصل بحران ایران ندارد


جان مرشایمر، نظریه‌پرداز برجسته آمریکایی، ضمن اعلام شکست راهبردی واشنگتن در قبال ایران، تضاد در اولویت‌های مذاکراتی (هسته‌ای در برابر صلح‌طلبی) را عامل اصلی گرفتار شدن آمریکا در بن‌بست کنونی دانست.

نورنیوز-گروه بین الملل: جان مرشایمر در رویدادی تحت عنوان «مجمع متمرکز بر ایران» با تاکید بر اینکه آمریکا هیچ ایده‌ای برای حل و فصل بحران ایران ندارد، خطاب به حضار گفت: این مسئله برای تمام شما اثرات بسیار مخربی خواهد داشت. باید این موضوع را درک کنید. ما در ایران، در مخصمه بغرنجی گرفتار شده‌ایم و این قابل پیش‌بینی بود.

مرشایمر پیش‌تر در یک پادکست درباره مذاکرات جاری بین واشنگتن و تهران نیز گفته بود: مسئله اصلی اینجاست؛ آیا باید از همان ابتدا به موضوع هسته‌ای پرداخت، یا ابتدا یک چارچوب کلی ایجاد کرد، جنگ را پایان داد و تنگه هرمز را باز کرد و بعد سراغ موضوع هسته‌ای رفت؟ این مسئله اهمیت محوری دارد. آمریکایی‌ها عمیقا تمایل دارند که ابتدا مسئله هسته‌ای حل شود، چون وقتی از نظر خودشان این موضوع را به نتیجه مطلوب برسانند، آنگاه می‌توانند در سایر مسائل با ایران سختگیرانه برخورد کنند. اما ایران دقیقا انگیزه‌ای معکوس دارد؛ ابتدا آتش‌بس یا صلح معنادار برقرار شود و برخی امتیازها را بگیرد، بعدا به موضوع هسته‌ای پرداخته شود؛ چرا که در آن صورت آمریکایی‌ها بخشی از اهرم فشار خود را از دست خواهند داد.

وی افزود: بنابراین دو طرف بر سر زمان پرداختن به موضوع هسته‌ای چانه‌زنی کردند. به نظر می‌رسد که ایران موفق شده نظر خود را پیش ببرد؛ بدین معنا که جنگ متوقف شود، تبادل آتش پایان یابد، تنگه باز شود و محاصره خاتمه پیدا کند. روشن‌تر بگویم، ایران قرار بود دارایی‌های بلوکه‌شده خود را پس بگیرد و همچنین از کاهش تحریم‌ها برخوردار شود تا بتواند نفتش را در بازار جهانی بفروشد. اما مسئله هسته‌ای و آینده تنگه هرمز به دور دوم مذاکرات موکول شود. در این مرحله، همه از جمله آمریکایی‌ها، نسبت به حل مناقشه خوش‌بین به نظر می‌رسند. اما مجددا از صحبت‌های فعلی ترامپ کاملا روشن است که آمریکایی‌ها دوباره می‌خواهند بخش عمده مسئله هسته‌ای همین حالا حل‌وفصل شود. واضح است که این نتیجه فشار تندروها در آمریکا و اسرائیل است، چون اسرائیلی‌ها و جنگ‌طلبان می‌خواهند ابتدا تکلیف پرونده هسته‌ای روشن شود.

مرشایمر دباره تفاوت این وضعیت با توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵(برجام) چیست؟، اضافه کرد: تفاوت این است که در آن زمان، اورانیوم غنی‌شده از ایران خارج و به روسیه منتقل شد. اما ایران اجازه داشت تاسیسات غنی‌سازی خود را حفظ کند. تحت نظارت، اورانیوم را تا سطح بالا غنی نمی‌کرد، که این برای آمریکا و تا حدی اسرائیل بسیار مهم بود، اما زیرساخت غنی‌سازی پابرجا ماند. اکنون صحبت از نابودی کامل آن زیرساخت است و ایران آن را نمی‌پذیرد. بنابراین این هم یکی دیگر از نقاط اختلاف جدی است.

وی ادامه داد: سومین مسئله بزرگ لبنان است. ایران می‌گوید خواهان آتش‌بس و سپس توافق صلح است؛ یعنی دیگر جنگی در لبنان وجود نداشته باشد و اسرائیل نتواند علیه حزب‌الله اقدام نظامی کند. و نیاز نیست نابغه باشید تا پی ببرید که اسرائیلی‌ها از این موضوع خوشحال نخواهند شد.

استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو اضافه کرد: ما عملا سه گزینه داریم؛ نخست، حمله نظامی و ازسرگیری بمباران؛ که گزینه‌ای عملی نیست. دوم، توافقی شبیه همان چیزی که در روزهای گذشته درباره‌اش صحبت می‌شود. احتمالاً این گزینه جواب می‌دهد، اما مشکلش این است که به معنای پذیرش شکست در برابر ایران خواهد بود.

گزینه سوم حفظ وضع موجود است؛ یعنی ادامه مسیر فعلی و اتکا به محاصره به‌جای بمباران؛ اما مشکل اینجاست که اقتصاد جهانی هر روز بیشتر آسیب می‌بیند. بسیاری از فعالان اقتصادی، اقتصاددان‌ها و کارشناسان نفتی هشدار می‌دهند که اگر این بحران تا پایان جولای حل نشود و تنگه هرمز تا آگوست بسته بماند، پیامدها می‌تواند فاجعه‌بار باشد.

وی تاکید کرد: به همین دلیل ترامپ اکنون تحت فشار قرار دارد که هرچه سریع‌تر این بحران را جمع کند. ترامپ احساس می‌کند که چاره‌ای ندارد جز اینکه به سرعت به راه‌حلی برسد؛ چون می‌داند که اقتصاد جهانی به سمت پرتگاه می‌رود. با افزایش تورم، فدرال رزرو ناچار می‌شود نرخ بهره را بالا ببرد، رشد اقتصادی کُند می‌شود و این همان چیزی است که به رکود تورمی منجر می‌شود. علاوه بر آن، با جهش تورم، بازده اوراق قرضه بالا می‌رود و مدیریت بدهی سخت‌تر می‌شود. ترامپ می‌خواهد پیش از آنکه این بحران از کنترل خارج شود، جلوی آن را بگیرد؛ به‌ویژه با توجه به انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر؛ اگر اقتصاد پیش از آن فروبپاشد و دموکرات‌ها کنترل کنگره را در اختیار بگیرند، حتی ممکن است او استیضاح و این بار محکوم شود.

نظریه‌پرداز برجسته آمریکایی در پاسخ به این ادعا که ترامپ با تشدید فشار نظامی همراه با محاصره دریایی، می‌تواند حکومت ایران را بیشتر تحت فشار قرار دهد، گفت: سوال این است که ایران در واکنش چه خواهد کرد؟ آیا دست‌ها را بالا می‌برد و تسلیم می‌شود؟ نه. ایران احساس می‌کند با تهدیدی وجودی مواجه است. ایرانیان بر این باورند که دست بالا را دارند چون معتقدند گذشت زمان به نفع آن‌هاست. ترامپ اکنون می‌گوید زمان به نفع آمریکاست، اما به نظر من سخت در اشتباه است؛ زمان به نفع ایران است.

وی یادآور شد: در آغاز جنگ، ترامپ و نتانیاهو تصور می‌کردند که یک عملیات نظامی غافلگیرکننده و سنگین که دمشن را در «شوک و وحشت» فرو می‌برد، به همراه آنچه قطع راس هرم قدرت نامیده می‌شود، سریعا به پیروزی دست خواهند یافت. اما موفق نشدند و جنگ طولانی شد. اکنون هم گزارش‌هایی منتشر شده است که نشان می‌دهد پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس بسیار بیشتر از آنچه در ابتدا گفته می‌شد، آسیب دیده‌اند. اگر ایران توانسته چنین ضرباتی به پایگاه‌های آمریکا وارد کند، منطقی است که حملاتش به اسرائیل هم بسیار موثر بوده باشد. تمام کشورهای عرب خلیج فارس هم به‌شدت نگرانند. عربستان، امارات، کویت و قطر همگی به آمریکا التماس کرده‌اند که بمباران را از سر نگیرد، چون به خوبی می‌دانند که ایران توان پاسخ‌گویی دارد و در صورت تشدید جنگ، آنها نیز به شدت هدف آماج حملات قرار خواهند گرفت.

مرشایمر در پایان در واکنش به اینکه تاریخ‌نگاران آینده این رویداد را چگونه خواهند دید؟، خاطرنشان کرد: اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا در نیویورک یک یا دو چند سال پیش از تاریخ‌نگاران دیپلماسی خواست تا بزرگ‌ترین اشتباه سیاست خارجی آمریکا را مشخص کنند و آنها جنگ عراق ۲۰۰۳ را انتخاب کردند. اما من معتقدم که حمله به ایران در ۲۸ فوریه (نهم اسفند ۱۴۰۴) با اختلاف فاحش نسبت به جنگ عراق، به عنوان بزرگ‌ترین اشتباه سیاست خارجی آمریکا ثبت خواهد شد.

وی همچنین افزود: رابرت کِیگن، نومحافظه‌کار سرسخت و حامی جنگ عراق، هم گفته که تصمیم حمله به ایران یک اشتباه فاجعه‌بار بوده است. من کاملا با او موافقم و به باور من، این رویداد در کتاب‌های تاریخ به‌عنوان اشتباهی عظیم ثبت خواهد شد.


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / مذاکرات_هسته‌ای / ژئوپلیتیک / جان_مرشایمر