اظهارات تحقیرآمیز سفیر آمریکا درباره تشکر لبنان از اسرائیل بابت «تلفن همراه» و «گوجهگیلاسی»، بخشی از پروژه آمریکایی ـ صهیونیستی برای تحقیر ملتها و تضعیف مقاومت در منطقه است.
نورنیوز-گروه بینالملل: مایک هاکبی، سفیر واشنگتن در سرزمینهای اشغالی فلسطین، در ادامه مواضع جانبدارانه و خوشخدمتیهای خود به رژیم صهیونیستی، در سخنانی آکنده از نخوت و خودبرتربینی مدعی شده است که مردم لبنان باید بابت داشتن «تلفن همراه» و حتی «گوجهگیلاسی» از اسرائیل قدردانی کرده و به آن بگویند: «از شما ممنونیم.»
این اظهارات در حالی بخشی از پازل راهبرد تحقیرآمیز آمریکا در قبال کشورهای عربی و اسلامی و خدمت به رژیم صهیونیستی برای توجیه اشغالگریهای آن به شمار میرود که از یک سو بیانگر طرح خطرناک آمریکا برای شکلدهی به خاورمیانهای تسلیمشده در برابر این رژیم است و از سوی دیگر، حقانیت مواضع ایران و محور مقاومت را مبنی بر ضرورت قدرتمند شدن در تمامی عرصهها ـ از جمله حفظ مدیریت هوشمند ایران بر تنگه هرمز و برخورداری از دانش هستهای بومی ـ برای مقابله با سلطهگری آمریکایی ـ صهیونیستی بر کل منطقه آشکار میسازد.
تحقیر ملتها؛ ستون ثابت راهبرد آمریکایی ـ صهیونیستی
گفتار سراسر تحقیرآمیز سفیر آمریکا علیه لبنان، بیش از آنکه ناشی از رویکردی شخصی باشد، باید در چارچوب راهبرد حاکم بر کاخ سفید ارزیابی شود؛ راهبردی که با تحقیرسازی، سرزنش و تهدید، در پی سلطهجویی و باجخواهی از کشورها، بهویژه کشورهای اسلامی و عربی، است.
این رفتار تحقیرآمیز را میتوان در عملکرد دونالد ترامپ در مواجهه با سران کشورها مشاهده کرد؛ از دیدارش با زلنسکی گرفته تا سخنان موهن او درباره ملاقات با ولیعهد سعودی، برخوردهای تحقیرآمیز با سران اروپا در کاخ سفید و شرمالشیخ ـ که بیشتر به رفتار ارباب با رعیت شباهت داشت ـ و نیز اهانتهای مکرر به سران عرب و ترکیه در نشست شرمالشیخ.
این رویکرد تنها به ترامپ محدود نبوده و از سوی دیگر مقامات آمریکایی نیز بارها علیه کشورهای اسلامی، بهویژه در غرب آسیا، تکرار شده است. چنانکه پیشتر نیز مایک هاکبی، سفیر آمریکا در فلسطین اشغالی، در اظهاراتی جنجالی مدعی شده بود رژیم صهیونیستی «حق دینی» برای کنترل بخش بزرگی از اراضی خاورمیانه دارد.
همچنین تام باراک، فرستاده آمریکا در امور سوریه، با نگاهی تحقیرآمیز نسبت به ملتهای منطقه ادعا کرده بود که «چیزی به نام خاورمیانه وجود ندارد، بلکه این منطقه مجموعهای از عشایر و روستاهاست و کشورها را انگلیسیها و فرانسویها ایجاد کردهاند.» وی پیشتر نیز در چهارم شهریورماه، در کنفرانس خبری پس از دیدار با «جوزف عون» رئیسجمهور لبنان، از خبرنگاران خواسته بود «رفتار متمدنانه داشته باشند و مانند حیوانات نباشند.»
این نوع سخنان، بازتابدهنده نگاه ارباب ـ رعیتی آمریکا به سایر کشورهاست؛ چنانکه در طول جنگ رمضان نیز واشنگتن بارها بر بیاهمیت بودن امنیت و شرایط کشورهای عربی تأکید کرده و رژیم صهیونیستی را تنها اولویت خود دانسته بود.
جنجالسازی رسانهای؛ سپر دفاعی واشنگتن برای تلآویو
ادعاهای جنجالبرانگیز سفیر آمریکا مبنی بر لزوم قدردانی لبنان از رژیم صهیونیستی بهخاطر «گوجههای گیلاسی»، بخشی از طراحی رسانهای آمریکا برای خدمت به این رژیم و حاشیهسازی پیرامون اشغالگریهای آن در غزه و کرانه باختری و نیز سرپوش گذاشتن بر وضعیت بحرانیاش در مواجهه با مقاومت حزبالله به شمار میرود.
در شرایطی که سران این رژیم از یک سو زیر فشار انتقادهای داخلی به دلیل شکستهای زنجیرهای در جنگها قرار دارند و از سوی دیگر با موج انزجار جهانی بهدلیل استمرار نسلکشی در غزه و جنایات منطقهای از لبنان تا ایران و همچنین تجاوز به ناوگان «صمود» مواجهاند، افرادی همچون سفیر آمریکا با حاشیهسازیهای رسانهای در پی کمرنگ کردن این وضعیت بحرانی هستند.
نکته مهم، همزمانی این اظهارات با سالگرد پیروزی مقاومت حزبالله بر رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۰ است؛ پیروزیای که همچنان میتواند الگویی برای لبنان امروز در مقابله با اشغالگری باشد. تلاش برای کماهمیت جلوه دادن دستاوردهای مقاومت و پوشاندن حقارتی که رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۰ متحمل شد، در حملات گسترده و کشتارهای این رژیم در لبنان همزمان با سالگرد آن رویداد تاریخی بهخوبی قابل مشاهده است.
رفتارهایی که بار دیگر اهمیت نقش مقاومت در احقاق حقوق ملتها و هراس سلطهگران از الگو شدن آن برای لبنان و سراسر منطقه را آشکار میسازد.
پروژه مشترک واشنگتن و متحدانش برای فرسایش لبنان
آمریکا در کنار برخی کشورهای اروپایی همچون فرانسه، رژیم صهیونیستی و نیز برخی دولتهای عربی از جمله عربستان، امارات و قطر، با ادعای میانجیگری و حل بحرانهای لبنان، در عمل به دنبال خلع سلاح حزبالله هستند؛ روندی که همزمان با باز گذاشتن دست رژیم صهیونیستی برای تجاوزات نظامی و عملیات تروریستی، زنجیرهای از اقدامات برای بیاعتمادسازی افکار عمومی و دور کردن مردم از مقاومت را نیز دنبال میکند.
نسبت دادن مشکلات اقتصادی لبنان به حزبالله و حامیان آن، گره زدن امنیت لبنان به خلع سلاح مقاومت، اعمال تحریمها ـ که در تازهترین مورد با نقض حاکمیت و استقلال لبنان، برخی مقامات حزبالله و حتی سفیر ایران در لبنان را در فهرست تحریمها قرار دادند ـ و همچنین اظهارات تحقیرآمیز سفیر آمریکا درباره ضرورت قدردانی لبنان از تلآویو بهخاطر «گوجههای گیلاسی»، همگی اجزای پازل بحرانسازی و تسلیمسازی لبنان به شمار میروند.
آنچه امروز علیه لبنان در جریان است، تنها یک تقابل سیاسی یا امنیتی نیست، بلکه جنگی چندلایه با ابعاد گسترده جنگ ادراکی است؛ جنگی که با متهمسازی، تحقیرسازی، تطمیع، تهدید، ارعاب و ارائه برخی وعدههای ظاهری، در پی شکستن مقاومت لبنان و وادار ساختن آن به تسلیم است.
امنیت بومی؛ تنها راه پایان دادن به تحقیرسازیهای آمریکا
با توجه به آنچه در معادلات لبنان از سال ۲۰۰۰ تاکنون رخ داده و نیز روند تحولات منطقه، میتوان گفت تنها راه مقابله با تحقیرسازیها و دخالتهای مخرب آمریکا، تغییر راهبرد امنیتی منطقه از وابستگی به امنیتفروشی دروغین آمریکا به سمت امنیت بومی مبتنی بر همگرایی منطقهای است.
چارچوبی که جمهوری اسلامی ایران همواره بر آن تأکید داشته و خروج آمریکا از منطقه و مقابله متحد با رژیم صهیونیستی را راهکار نهایی دستیابی به امنیت پایدار، پایان دادن به تحقیرسازیها و دستیابی به نقشآفرینی مستقل جهانی دانسته است؛ مقاومتی که ایران در جنگ رمضان آن را به جهانیان اثبات کرده و الگویی نوین از امنیت را ارائه داد.
نکته حائز اهمیت آنکه با توجه به استمرار رفتارهای تحقیرآمیز آمریکا نسبت به کشورهای منطقه، تداوم خوی تجاوزگری رژیم صهیونیستی و نیز نقشآفرینی فریبکارانه آتشبسها از سوی آمریکا و این رژیم، مدیریت هوشمند ایران بر تنگه هرمز و همچنین پایبندی به شروط مذاکراتی خود، اصلی اساسی برای حفظ امنیت و ثبات منطقه به شمار میرود؛ اصولی که دلسوزان امنیت و مخالفان بحرانسازی، با همراهی و مشارکت در آن، میتوانند نقشی مؤثر در شکلدهی به نظم نوین جهانی ایفا کنند.