نورنیوز https://nournews.ir/n/319713
کد خبر: 319713
4 خرداد 1405
نور نیوز بررسی می کند،

پشت پرده دعوت از اعراب برای شرکت در نشست ناتو؛ تشکیل دوباره صف خرید امنیت؟


حضور کشورهای عربی در نشست ناتو، بیش از آنکه نشانه امنیت‌سازی باشد، بازتولید وابستگی به ساختار بحران‌ساز غرب است؛ مسیری که منطقه را از امنیت بومی دور کرده و بر دامنه تنش‌ها می‌افزاید.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: بر اساس گزارش‌های منتشرشده، کشورهای قطر، کویت، امارات و بحرین در نشست آتی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) که در تاریخ هفتم و هشتم ژوئیه (۱۷ و ۱۸ خرداد) در آنکارا برگزار می‌شود، حضور خواهند داشت. هرچند این حضور به‌عنوان نمادی از تغییر در معادلات امنیتی کشورهای عربی از آمریکا‌محوری به مؤلفه‌های جدیدی همچون ناتو عنوان می‌شود، اما تجربه رفتاری ناتو و وابستگی ساختاری آن به آمریکا، در کنار نتایج جنگ رمضان، بیانگر تکرار تمنای امنیت از مسیری نادرست است؛ مسیری که نه‌تنها کمکی به امنیت منطقه نخواهد کرد، بلکه بر پیچیدگی بحران‌ها خواهد افزود. حال آنکه تنها راه واقعی پیش‌رو، چنان‌که ایران بارها بر آن تأکید کرده، رویکرد به امنیت بومی مبتنی بر همگرایی همسایگان است.

ناتو؛ از ادعای امنیت‌سازی تا کارنامه بحران‌آفرینی

کارنامه روابط ناتو با کشورهای عربی منطقه، با «ابتکار عمل همکاری استانبول برای همکاری» در سال ۲۰۰۴ وارد فاز جدیدی شد و ناتو نیروهایی را در برخی از این کشورها در قالب نیروهای آموزشی و واکنش سریع مستقر کرد. این ابتکار بر حوزه‌هایی چون مبارزه با تروریسم، امنیت مرزها و بنادر، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی، امنیت سایبری، آموزش نظامی، تبادل اطلاعات و مدیریت بحران تمرکز داشت؛ حال آنکه کارنامه دو دهه حضور ناتو در این کشورها عملاً کارکرد مؤثری در این زمینه‌ها نداشته و صرفاً آن‌ها را به انبار تسلیحات و اهداف گزینشی ناتو تبدیل کرده است.
در همین حال، ناتو در عرصه جهانی، از بالکان گرفته تا افغانستان، نشان داده است که نه زمینه‌ساز امنیت، بلکه خود بخشی از ریشه بحران است؛ چنان‌که کشتار سربرنیتسا و فجایع انسانی در افغانستان تنها بخش کوچکی از این کارنامه به‌شمار می‌رود.
ناتو در حالی با دعوت از کشورهای عربی، به‌دنبال توسعه نفوذ در غرب آسیا و نیز همگرایی با کره جنوبی و ژاپن در راستای گسترش نفوذ در شرق آسیاست که با توجه به تجربیات گذشته، جز بحران‌سازی و هزینه‌تراشی برای این کشورها و کل امنیت منطقه، دستاوردی نخواهد داشت.
ناتو؛ ائتلافی مستقل یا پوشش جدید پایگاه‌های آمریکا؟
کشورهای عربی در حالی رویکرد به ناتو را اقدامی در جهت امنیت‌سازی جدید عنوان می‌کنند که عملاً ناتو نه یک نهاد مستقل، بلکه زیرمجموعه‌ای از راهبردهای آمریکا قلمداد می‌شود؛ چنان‌که اخیراً نیز «مارک روته» دبیرکل ناتو اعلام کرده است که آمادگی برای در اختیار گذاشتن پایگاه‌ها جهت انجام عملیات نظامی علیه سایر کشورها، از جمله ایران، وجود دارد.
در همین حال، اروپا پس از جنگ اوکراین و سپس جنگ رمضان، با بحران شدید اقتصادی، به‌ویژه در حوزه انرژی، مواجه شده که نتیجه آن نیز وابستگی بیشتر به آمریکا بوده است. در چنین شرایطی، به‌نظر می‌رسد ناتو نه به‌عنوان بازیگری مستقل، بلکه به‌عنوان بخشی از پازل آمریکایی، در پی بازتعریف پایگاه‌های این کشور در منطقه است.
به عبارتی دیگر، آمریکا می‌کوشد با نام ناتو، هزینه‌های واردشده به پایگاه‌ها، منافع و اهداف خود در منطقه طی جنگ رمضان را از جیب اروپا و کشورهای عربی تأمین کند؛ روندی که افزون بر تحمیل هزینه‌های سنگین به کشورهای منطقه، ابعاد جدیدی از ناامنی را نیز به همراه خواهد داشت.

پیوند پنهان ناتو و رژیم صهیونیستی؛ امنیت‌سازی یا تعمیق سازش؟

نکته مهم دیگر آنکه هرچند ادعا می‌شود این مشارکت در راستای امنیت منطقه است، اما حاشیه‌ای تعیین‌کننده در قبال آن مطرح می‌شود و آن، روابط ناتو با رژیم صهیونیستی است. ناتو در قالب توافقات امنیتی، اقدام به تبادل اطلاعات و حتی برگزاری رزمایش با رژیم صهیونیستی می‌کند.
این فرآیند بدان معناست که نقش کشورهای عربی در ناتو می‌تواند فاز جدیدی از سازش با رژیم صهیونیستی در قالب همکاری‌های امنیتی و پیمان‌های دفاعی باشد؛ هرچند در ظاهر، صرفاً از روابط کشورهای عربی با ناتو سخن گفته می‌شود.
این روند نه‌تنها زمینه‌ساز امنیت برای منطقه نخواهد شد، بلکه تهدیدی گسترده برای همگان خواهد بود؛ چراکه از یک‌سو رژیم صهیونیستی نشان داده است که به هیچ اصلی پایبند نیست و از سوی دیگر، ناتو نیز ارادت و وابستگی خود به این رژیم را بارها اثبات کرده است.

امنیت بومی؛ تنها راه عبور از چرخه ناامنی

با توجه به سوابق ناتو و شرایط منطقه، می‌توان گفت ورود کشورهای عربی به بازی ناتو، با هر دلیل و منطقی که صورت گیرد، نه‌تنها کارکردی برای امنیت منطقه نخواهد داشت، بلکه زمینه‌ساز ابعاد جدیدی از بحران خواهد شد؛ به‌ویژه آنکه اکثر اعضای ناتو وابستگی آشکاری به آمریکا و رژیم صهیونیستی دارند.
امروز تنها مؤلفه باقی‌مانده برای امنیت منطقه، رویکرد به امنیت بومی و همگرایی همسایگان است؛ راهبردی که ایران همواره بر آن تأکید داشته است. دستاوردهای ایران در جنگ رمضان و مدیریت هوشمندانه آن بر تنگه هرمز، در کنار همگرایی عمومی برای اخراج پایگاه‌های آمریکا و مقابله با رژیم صهیونیستی، از مهم‌ترین مؤلفه‌های تحقق امنیت بومی به‌شمار می‌رود.
امنیت‌فروشی توهمی غرب، چه در قالب روابط دوجانبه و چه در قالب ناتو، بی‌ارزش و تهی بودن ادعاهایش و نیز نقش آن در ناامنی منطقه را به اثبات رسانده است؛ ازاین‌رو دلسوزان امنیت منطقه باید در پی شکل‌دهی به نظمی نوین و بومی باشند.
نکته مهم آنکه رفتارهایی همچون رویکرد به ناتو، حتی با ادعای فاصله‌گیری از آمریکا، استمرار همان روند غلط گذشته است؛ روندی که تنها گزینه پیش‌روی ایران را استمرار مدیریت هوشمند بر تنگه هرمز و آمادگی نظامی برای اقدام پیش‌دستانه در برابر تهدیدات امنیتی علیه تمامیت ارضی خویش و منطقه قرار می‌دهد.
 


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / خاورمیانه / قطر / ناتو / امارات / تنگه_هرمز / امنیت_منطقه / رژیم صهبیونیستی / کشورهای_عربی