نورنیوز https://nournews.ir/n/319612
کد خبر: 319612
3 خرداد 1405
کویینسی؛

دیپلماسی پیروز شد؛ آتش‌بس منطقه‌ای و بازگشت کشتی‌ها به تنگه هرمز


بر اساس گزارش‌های دیپلماتیک، توافق اولیه ایران و آمریکا با حمایت گسترده کشورهای منطقه از جمله عربستان، ترکیه و پاکستان همراه است. این توافق شامل آتش‌بس جامع، پایان محاصره تنگه هرمز و آغاز مذاکرات برای رفع تحریم‌ها می‌شود که می‌تواند توازن قدرت منطقه را دگرگون کرده و به احیای اقتصاد ایران منجر شود.

نورنیوز-گروه بین الملل: «همگرایی منطقه‌ای در این توافق بسیار حائز اهمیت است. دونالد ترامپ این توافق را تنها پس از گفت‌وگو با طیف وسیعی از رهبران کلیدی منطقه، از جمله عربستان سعودی، امارات، قطر، پاکستان، ترکیه، مصر، اردن و بحرین، و همچنین تماس جداگانه با بنیامین نتانیاهو، اعلام کرد. این انسجام منطقه‌ای نوعی پوشش سیاسی برای ترامپ در واشنگتن ایجاد می‌کند.

  «تریتا پارسی» معاون اجرائی اندیشکده کوئینسی در تازه‌ترین نوشتار در responsiblestatecraft به بررسی وضعیت مذاکراتی جاری میان ایران و ایالات متحده پرداخته و می‌نویسد:

ساعاتی پیش، دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده با انتشار پستی در شبکه اجتماعی «تروث سوشیال» نزدیک شدن دو کشور به تفاهم اولیه را تایید کرد؛ پستی که برخلاف عادت همیشگی او، از نظر نگارشی بی‌نقص، از نظر دیپلماتیک متین و فاقد هرگونه نمایش‌های عجیب یا تحقیر طرف مقابل بود.

رفع تحریم‌ها، اقتصاد ایران را احیا کرده و به تدریج توازن قدرت منطقه را به نفع ایران و علیه چشم‌انداز «اسرائیل بزرگ» تغییر خواهد داد. به همین دلیل، اسرائیل قطعاً از پشت پرده و با تمام توان تلاش خواهد کرد تا قبل از اینکه این توافق غیرقابل برگشت شود، آن را خراب کند.این خویشتنداری از سوی ترامپ اهمیت زیادی دارد. برخلاف ادعاهای پیشین او درباره‌ دستاوردهای خیالی، این بیانیه گویای یک پیام دیپلماتیک جدی بود و نه نمایی از یک بی‌نظمی سیاسی. زمان‌بندی این نوشته نیز به نظر از ملاحظات بازار یا نمایش‌های سیاسی داخلی جدا بود.

منابع من در تهران نیز تأیید می‌کنند که یک گام بزرگ برداشته شده است، هرچند این توافق همچنان مشروط به تصویب نهایی است؛ دقیقاً همان‌ چیزی که ترامپ به آن اشاره کرد.

اما پیام تمام این تحولات چیست؟ ما در واقع از ابعاد و خطوط کلی این توافق چه می‌دانیم؟ نقش بازیگران منطقه‌ای در دستیابی به این پیشرفت چقدر بوده و چرا اروپا در این فرآیند عملاً حذف شده است؟ اگر این ترتیب‌نامه صرفاً یک «یادداشت تفاهم» (MOU) باشد، آسیب‌پذیری‌های اصلی آن در آستانه‌ی ورود به فاز دوم مذاکرات کجاست؟

علاوه بر این، آیا ترامپ توانایی فروش این توافق در داخل آمریکا را دارد؟ اسرائیل چه اقداماتی برای خرابکاری در این توافق انجام خواهد داد؟ و در نهایت، اگر توافق نهایی قطعی شود، شکست استراتژیک اسرائیل چقدر عمیق و بزرگ خواهد بود؟

ابتدا باید گفت که جزئیات کامل هنوز روشن نیست اما بر اساس برخی گزارش های رسانه ای، این توافق شامل توقف جامع درگیری‌ها (شامل لبنان)، آزادسازی تدریجی دارایی‌های بلوکه‌شده‌ ایران، پایان دادن به سیاست «محاصره‌ در برابر محاصره» آمریکا در تنگه هرمز است.

ترانزیت دریایی از طریق تنگه هرمز با نظارت مشترک ایران و عمان از سر گرفته خواهد شد. پس از اعمال این اقدامات، طرفین چند هفته فرصت خواهند داشت تا به مذاکره برای توافق نهایی بپردازند. انتظار می‌رود این توافق مرحله دوم، هم به پرونده هسته‌ای و هم به وضعیت بلندمدت تنگه هرمز بپردازد.

با این حال، به نظر می‌رسد پیشرفت قابل توجهی در پرونده هسته‌ای حاصل شده و اصول کلی برای حل آن تقریباً تفاهم شده است.

در واقع، این توافق وضعیت را به جایی باز می‌گرداند که طبق توافق اولیه آتش‌بس باید می‌بود. از ابتدا قرار بود آتش‌بس جنبه منطقه‌ای داشته باشد و لبنان را نیز شامل شود. هیچ‌گاه قرار نبود طرح مضحک «محاصره‌ در برابر محاصره» که توسط «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD) طراحی شده و تنها به تضعیف جایگاه استراتژیک آمریکا انجامیده بود، اجرایی شود. همچنین قرار نبود ترانزیت تجاری از طریق تنگه هرمز مختل باقی بماند. عناصر واقعاً جدید در این معامله، عبارتند از: رفع محدودیت‌های محدود تحریمی برای تهران و تعهد رسمی برای حل مسئله هسته‌ای در هفته‌های پیش‌رو.

اگرچه رسیدن به این نقطه بی‌تردید مهم است، اما تا زمانی که توافق نهایی قطعی نشود، معامله‌ای در کار نخواهد بود. پنجره زمانی تعیین شده برای توافق نهایی، با وجود کوتاهی، فرصت کافی برای مخالفان و عوامل خرابکار در هر دو طرف برای تضعیف این فرآیند فراهم می‌کند.

همگرایی منطقه‌ای در این توافق بسیار حائز اهمیت است. ترامپ این توافق را تنها پس از گفت‌وگو با طیف وسیعی از رهبران کلیدی منطقه، از جمله عربستان سعودی، امارات، قطر، پاکستان، ترکیه، مصر، اردن و بحرین، و همچنین تماس جداگانه با بنیامین نتانیاهو، اعلام کرد. این انسجام منطقه‌ای نوعی پوشش سیاسی برای ترامپ در واشنگتن ایجاد می‌کند. او در برابر اتهامات اجتناب‌ناپذیر جنگ‌طلبان مبنی بر اینکه این توافق نوعی شکست یا خیانت به اسرائیل است، می‌تواند به حمایت گسترده‌ منطقه‌ای استناد کند و نشان دهد که شریک‌های اصلی آمریکا در خاورمیانه دیپلماسی را بر تشدید تنش، ترجیح می‌دهند.

در واقع، در مقایسه با توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ باراک اوباما، مشارکت منطقه‌ای پیرامون معامله ترامپ عمیق‌تر، گسترده‌تر و دارای اهمیت سیاسی بیشتری است. توافق اوباما در شرایطی بسته شد که با مقاومت اسرائیل، عربستان و امارات مواجه بود؛ اما معامله ترامپ به نظر می‌رسد با حمایت فعال منطقه‌ای شکل می‌گیرد. غیبت تقریباً کامل اروپا در این روند جالب توجه است، اما با توجه به عادی‌سازی بی‌ربطی دیپلماتیک اروپا در تحولات خاورمیانه، این حذف چندان هم عجیب نیست.

با این حال، با توجه به وحشت فعلی جنگ‌طلبان و حلقه‌های طرفدار اسرائیل در واشنگتن، به نظر می‌رسد مسیر پیش رو برای ترامپ بسیار دشوار خواهد بود.

مؤسسه FDD در حال حاضر به آشکارا به او حمله می‌کند و لابی آی‌پک نیز صدای قانون‌گذارانی را که علیه توافق موضع می‌گیرند، تقویت می‌کند. حتی برخی هم‌پیمانان پیشین ترامپ که با اشتیاق به آغاز جنگ رأی دادند، اکنون به دلیل انتخاب دیپلماسی بر جنگ پایدار، به او پشت کرده‌اند.

سیاستمداران ارشد اسرائیلی احتمالاً رویکرد محتاطانه‌تری را در پیش خواهند گرفت. به جای رویارویی مستقیم با ترامپ، احتمالاً اجازه می‌دهند وکلای آنها در واشنگتن نبرد رسانه‌ای را پیش ببرند. با نزدیک شدن انتخابات اسرائیل و با توجه به محبوبیت عمیق ترامپ در میان رأی‌دهندگان اسرائیلی و همچنین شکست نتانیاهو در تبدیل محبوبیت جنگ به دستاورد انتخابی، یک درگیری مستقیم عمومی با ترامپ می‌تواند برای نتانیاهو سیاست مرگبار باشد.

ترامپ شاید چند روز پیش با اظهارنظر عجیب خود مبنی بر اینکه او در اسرائیل «۹۹ درصد محبوبیت» دارد و می‌تواند برای نخست‌وزیری آنجا کاندیدا شود، به صورت غیرمستقیم به این پویایی اشاره کرده باشد. در ظاهر، این جمله نمونه‌ای از غرور معمول ترامپ به نظر می‌رسید اما در بافت سیاسی فعلی، این می‌تواند یک هشدار مشخص به نتانیاهو و نهاد سیاسی اسرائیل بوده باشد که ترامپ توانایی آسیب‌زدن به آنها را بیش از آنچه تصور می‌کنند، دارد.

با این حال، نباید تردید داشت که اگر توافق نهایی شامل رفع تحریم‌های قابل توجه (اگر نه کامل) علیه ایران شود، این یک شکست استراتژیک ویرانگر برای تل‌آویو خواهد بود. دو جنگ اخیر اسرائیل، باعث تقویت جایگاه بازدارندگی ایران، آشکار کردن ناتوانی اسرائیل در مقابله با ایران بدون پشتیبانی نظامی عظیم آمریکا و وارد آوردن آسیب غیرقابل جبران به جایگاه جهانی آمریکا و هاله‌ برتری نظامی آن شده است.

مهم‌ترین نکته این است که رفع تحریم‌ها، اقتصاد ایران را احیا کرده و به تدریج توازن قدرت منطقه را به نفع ایران و علیه چشم‌انداز «اسرائیل بزرگ» تغییر خواهد داد. به همین دلیل، اسرائیل قطعاً از پشت پرده و با تمام توان تلاش خواهد کرد تا قبل از اینکه این توافق غیرقابل برگشت شود، آن را خراب کند.


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / تنگه هرمز / دیپلماسی / خاورمیانه / توافق هسته ای