نورنیوز https://nournews.ir/n/319430
کد خبر: 319430
2 خرداد 1405
نورنیوز بررسی می‌کند؛

دوقطبی‌سازی هرمز و هسته‌ای؛ طراحی جدید اتاق عملیات رسانه‌ای غرب


دوگانه‌سازی «هسته‌ای یا تنگه هرمز» بخشی از جنگ ادراکی غرب علیه ایران است؛ راهبردی که با هدف تضعیف اقتدار ملی، حذف بازدارندگی و وادارسازی تهران به عقب‌نشینی طراحی شده است.

نورنیوز-گروه سیاسی: تبعات جهانی جنگ‌افروزی آمریکایی ـ صهیونیستی و مقاومت همه‌جانبه ایران در برابر آن، هر روز ابعاد گسترده‌تری می‌یابد؛ وضعیتی که همزمان با تشدید دیپلماسی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای خروج از بحران همراه شده است. در همین حال، تهران در برابر لفاظی‌های ترامپ و رژیم صهیونیستی تأکید دارد که هرگونه جنگ‌افروزی با پاسخی فراتر از منطقه و با ابتکارعمل‌هایی جدید مواجه خواهد شد.

این روندها، در کنار رفتارهای غیرمسئولانه اروپا که با تحریم‌ها و تهدیدات، اعتمادبه‌نفسی مصنوعی برای متجاوزان ایجاد می‌کند و نیز تناقض‌ها و بی‌ثباتی گسترده رفتاری در عملکرد ترامپ، بر پیچیدگی شرایط افزوده است. در چنین فضایی، جنگ ادراکی با هدف شکستن تاب‌آوری ایرانیان و همراه‌سازی جامعه جهانی با خواسته‌های ضداصولی آمریکا دنبال می‌شود و در این میان، دوگانه‌سازی سؤال‌برانگیزی میان «هسته‌ای» و «تنگه هرمز» شکل گرفته است.

پروژه القای دوگانه «هسته‌ای یا هرمز»

شواهد نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها، از یک سو زیاده‌خواهی‌هایی همچون خروج اورانیوم غنی‌شده، تعلیق‌های بلندمدت و برچیدن دانش هسته‌ای ایران را مطرح می‌کنند و از سوی دیگر، مدعی‌اند که حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و بستن عوارض بر آن غیرقابل قبول است. اما همزمان، در فضای ادراکی می‌کوشند چنین القا کنند که دست کشیدن از یکی از دو مؤلفه «هسته‌ای» یا «تنگه هرمز» می‌تواند زمینه‌ساز پایان جنگ و توافق باشد.

آمریکایی‌ها با بهره‌گیری از سلطه رسانه‌ای، این دوگانه‌سازی را در قالب دوقطبی‌سازی جامعه نیز دنبال می‌کنند؛ گزارش‌هایی همچون ادعای رویترز مبنی بر مخالفت برخی مقامات ایرانی با خروج اورانیوم غنی‌شده از ایران، یا ادعای ترامپ مبنی بر اینکه در تهران معلوم نیست چه کسی حاکم است، نمودی از همین رفتارهاست.

حقوقی که قابل معامله و تفکیک نیست

در جنگ ادراکی، چنین القا می‌شود که با توجه به تسلط ایران بر تنگه هرمز، دیگر چندان نیازی به هسته‌ای و غنی‌سازی به‌عنوان عنصری بازدارنده در برابر تهدیدات وجود ندارد؛ به‌ویژه آنکه دو جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و رمضان نیز به بهانه هسته‌ای صورت گرفته است. همچنین این تصور مطرح می‌شود که ایران می‌تواند با درآمدهای حاصل از تنگه هرمز و با توجه به عضویت در ان‌پی‌تی، هر زمان که بخواهد در آینده غنی‌سازی را از سر بگیرد.

این دوگانه‌سازی در حالی است که از یک سو، هسته‌ای نه ابزار چانه‌زنی، بلکه مؤلفه‌ای بازدارنده و مرتبط با پیشرفت کشور است و از سوی دیگر، تنگه هرمز نیز یک حق حاکمیتی است، نه کارتی برای معامله و کسب امتیاز.

ایران به‌عنوان عضو ان‌پی‌تی حق دارد از دانش هسته‌ای در تمامی زمینه‌های صلح‌آمیز بهره‌برداری کند و از منظر حقوق بین‌الملل نیز برای حفظ امنیت خود و منطقه، از حق حاکمیت بر تنگه هرمز برخوردار است؛ حقوقی که با هیچ ادعا و بهانه‌ای قابل کتمان یا حذف نیست.

غنی‌سازی؛ تضمین استقلال علمی و راهبردی

غنی‌سازی به این معناست که ایران، از یک سو در عرصه‌های مختلف به این دانش دست یافته و از سوی دیگر، به‌عنوان یک قدرت هسته‌ای صلح‌آمیز می‌تواند از آن برای نقش‌آفرینی منطقه‌ای و جهانی بهره گیرد.

همچنین روند تحولات هسته‌ای جهان به‌سمتی پیش می‌رود که غرب در پی ایجاد نوعی آپارتاید علمی است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌های آینده، کشورهایی که دارای توان غنی‌سازی نباشند، عملاً از دستیابی به این فرایند محروم خواهند شد و این امر به وابستگی علمی و در نهایت سیاسی و اقتصادی منجر می‌شود؛ وابستگی‌ای که تهدیدات امنیتی جدی به همراه دارد. از این‌رو، پیامدهای منفی چشم‌پوشی از این حق برای آینده کشور، به‌مراتب فراتر از هزینه‌های جنگ امروز برای حفظ آن خواهد بود.

تنگه هرمز؛ مؤلفه امنیت و حق دفاع مشروع

در همین چارچوب، تثبیت حق حاکمیت بر تنگه هرمز نیز در قالب حق دفاع مشروع و مقابله با تهدیدکنندگان امنیت ایران و منطقه قابل تعریف است؛ حقی که عبور از آن در شرایط کنونی منطقه و جهان، مغایر امنیت و منافع ملی خواهد بود.

آنچه امروز باید به‌عنوان کارت برنده ایران مورد توجه قرار گیرد، این است که اصل حق حاکمیت بر تنگه هرمز و هسته‌ای، همچون صنایع دفاعی و نقش‌آفرینی منطقه‌ای، از حقوق انکارناپذیر ایران به‌شمار می‌رود و هر یک، پشتوانه‌ای برای تثبیت دیگری است. ایران با بهره‌گیری از این اقتدار و نیز تغییرات ایجادشده در موازنه قدرت منطقه‌ای و جهانی، می‌تواند در مسیر پیگیری حقوق هسته‌ای خود و پایان دادن به سال‌ها بازی سیاسی غرب و آژانس گام بردارد.

 پیوند راهبردی هسته‌ای و هرمز در معادلات قدرت

مؤلفه اساسی در این عرصه آن است که ایران، با تکیه بر اقتدار در تنگه هرمز، دیگر نیازی به معامله بر سر هسته‌ای ندارد، بلکه می‌تواند طرف‌های مقابل را به پایان دادن به رفتارهای غیرحقوقی و سیاسی‌کاری در قبال حق مسلم هسته‌ای خود وادار سازد.

ارزیابی نهایی آن است که هسته‌ای، در دنیای امروز و آینده، اصلی غیرقابل انکار در سنجش قدرت کشورهاست و حتی تسلط بر تنگه هرمز بدون برخورداری از دانش بومی و حق غنی‌سازی نیز نمی‌تواند تأمین‌کننده منافع ایران باشد؛ چراکه هرگونه وابستگی در حوزه غنی‌سازی و هسته‌ای، به‌منزله ابزار فشاری بیرونی است که می‌تواند بر منافع و اهداف ایران در تنگه هرمز نیز اثر منفی بگذارد.

دشمن در فضای ادراکی، با دوگانه‌سازی هسته‌ای و تنگه هرمز، در پی گرفتار ساختن ایران در دوراهی انتخاب میان این دو مؤلفه است تا با گرفتن یکی از این دو بال، در نهایت ایران را به عقب‌نشینی از بال دیگر نیز وادار کند.

بر این اساس، امروز میدان، خیابان و دیپلماسی بر مبنای پیوند میان هسته‌ای و تنگه هرمز قابل تعریف است؛ پیوندی که حفظ همزمان آن، افزون بر تأمین منافع و امنیت ملی، می‌تواند به تقویت نقش‌آفرینی جهانی ایران نیز منجر شود.


منبع: نورنیوز
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / آمریکا / تنگه هرمز / خلیج فارس / امنیت ملی / انرژی هسته ای / غنی سازی / جنگ ادراکی