نورنیوز https://nournews.ir/n/318633
کد خبر: 318633
30 اردیبهشت 1405
نورنیوز بررسی می‌کند،

آیا سفر پوتین به پکن آغاز آرایش جدید قدرت‌هاست؟


سفر راهبردی پوتین به چین در بحبوحه تحولات جهانی، نماد تعمیق ائتلاف مسکو ـ پکن، تقویت محور قدرت‌های نوظهور و نشانه‌ای آشکار از ناکامی راهبرد آمریکا در مهار نظم چندقطبی جهان است.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در سفری رسمی راهی چین شد؛ سفری که بیست‌وپنجمین حضور او در پکن به شمار می‌رود و همزمان با سی‌امین سالگرد شراکت راهبردی و بیست‌وپنجمین سالگرد پیمان حسن همجواری چین و روسیه انجام می‌گیرد. این سفر در شرایطی صورت می‌پذیرد که شواهد و تحولات جاری، از تلاش دو کشور برای گسترش هرچه بیشتر روابط دوجانبه، نقش‌آفرینی مشترک منطقه‌ای و تسریع روند شکل‌گیری نظم نوین جهانی حکایت دارد؛ نظمی که با مشارکت کشورهایی همچون ایران و اعضای مهم بریکس و سازمان شانگهای در حال تکوین است و بخشی از آن نیز ریشه در تحولات اخیر غرب آسیا و اقتدار ایران در مدیریت هوشمند تنگه هرمز دارد.
این سفر همچنین حامل پیامی مهم درباره شکست سنگین ترامپ در عرصه سیاست خارجی است؛ شخصی که با طرح مذاکرات صلح اوکراین، تشدید جنگ‌افروزی علیه ایران و نیز سفر به چین، در پی برهم زدن روند شکل‌گیری نظم نوین جهانی و کاهش سرعت افول قدرت جهانی آمریکا بود، اما عملاً با ناکامی مواجه شد.

تعمیق شراکت مسکو ـ پکن؛ آغاز فصل تازه‌ای از همگرایی راهبردی

مروری بر مناسبات چین و روسیه در دو دهه اخیر نشان می‌دهد که روابط دو کشور بر پایه منافع مشترک و نقش‌آفرینی منطقه‌ای و جهانی، ماهیتی راهبردی یافته است؛ به‌ویژه آنکه هر دو کشور تهدید ناشی از نظام سرمایه‌داری و یک‌جانبه‌گرایی غربی را به‌خوبی درک کرده‌اند.
طی سال‌های اخیر و تحت هدایت راهبردی شی جین‌پینگ و ولادیمیر پوتین، شراکت جامع راهبردی چین و روسیه روندی باثبات، عمیق و رو به گسترش داشته است. اهمیت این همگرایی تا آنجاست که پوتین پیش از سفر به پکن، در پیامی ویدئویی تصریح کرد روابط مسکو و پکن بر پایه اعتماد متقابل، همکاری برد ـ برد و احترام به حاکمیت یکدیگر استوار است. وی درباره دستاوردهای دو کشور در سال ۲۰۲۶ نیز اظهار داشت: «حجم تجارت دوجانبه از ۲۰۰ میلیارد دلار عبور کرده و بخش عمده تراکنش‌های مالی با روبل و یوآن انجام می‌شود.»
همچنین یوری اوشاکوف، دستیار رئیس‌جمهور روسیه، اعلام کرده است که در جریان این سفر حدود ۴۰ سند همکاری میان دو کشور به امضا خواهد رسید؛ اسنادی که بر تعمیق روابط در حوزه‌های صنعت، حمل‌ونقل و انرژی هسته‌ای تمرکز دارد. حضور پنج معاون نخست‌وزیر، هشت وزیر، رؤسای بانک مرکزی و مدیران شرکت‌های دولتی و منطقه‌ای روسیه در هیئت همراه پوتین، نشانه‌ای آشکار از عزم دو کشور برای ارتقای همه‌جانبه روابط، به‌ویژه در حوزه انرژی است؛ حوزه‌ای که صادرات آن در سال ۲۰۲۶ به ۳۱ تن رسیده است. افزون بر این، دو کشور قراردادهایی به ارزش صدها میلیارد دلار برای انتقال گاز روسیه به چین منعقد کرده‌اند.
این همگرایی، در کنار روابط گسترده انرژی میان چین و ایران، عملاً موجب ناکامی سیاست تحریمی آمریکا علیه پکن شده است؛ به‌گونه‌ای که برخلاف اروپا، که از تبعات جنگ اوکراین و بحران‌های اخیر آسیب‌های گسترده اقتصادی و انرژی دیده، چین با اطمینان بیشتری به تأمین نیازهای راهبردی خود می‌پردازد.

فروپاشی راهبرد ترامپ؛ از اوکراین تا مهار چین و ایران

ترامپ در دور جدید ریاست‌جمهوری خود، مقابله با چین، روسیه و ایران را در مرکز راهبرد امنیت ملی آمریکا قرار داد؛ هرچند در ظاهر از رویکردی تعاملی سخن می‌گفت. او در قبال روسیه با طرح صلح اوکراین، مدعی نزدیکی به مسکو شد؛ در برابر ایران، موضوع مذاکرات هسته‌ای را مطرح کرد و همزمان سیاست فشار و تهدید را ادامه داد؛ و در قبال چین نیز با استمرار حمایت از تایوان و تقویت نظامی ژاپن و کره جنوبی، سیاست مهار پکن را دنبال کرد؛ تا جایی که توکیو آشکارا از احتمال اقدام نظامی در حمایت از تایوان سخن گفت.
مجموع این رفتارها در یک هدف خلاصه می‌شد: ایجاد شکاف میان بازیگران اصلی نظم نوین جهانی.
اکنون اما پس از شانزده ماه از ریاست‌جمهوری ترامپ، طرح صلح اوکراین عملاً فروپاشیده و آمریکا همچنان تسلیح‌کننده کی‌یف است. در قبال ایران نیز واشنگتن با اجرای جنگ ۱۲ روزه و پروژه «رمضان» کوشید فشار حداکثری را تشدید کند، اما ایستادگی ایران و شگفتانه‌های راهبردی تهران، از جمله مدیریت هوشمند تنگه هرمز، این سیاست‌ها را به باتلاقی برای آمریکا تبدیل کرده است.
ترامپ ناچار شد با کنار گذاشتن ادبیات تهدیدآمیز علیه چین، هفته گذشته به پکن سفر کند؛ سفری که در آن، ضمن تأکید بر ارتقای روابط اقتصادی، از شی جین‌پینگ به‌عنوان «رهبری بزرگ» یاد کرد و حتی حاضر به طرح موضوع تایوان نشد. بسیاری از ناظران در داخل و خارج آمریکا، این سفر را نشانه‌ای از شکست بزرگ ترامپ در عرصه سیاست خارجی دانسته‌اند.
هرچند ترامپ با بهره‌گیری از فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی کوشید این سفر را موفقیتی بزرگ جلوه دهد و مدعی همراه‌سازی چین در موضوع اوکراین، پرونده هسته‌ای ایران و تنگه هرمز شود، اما اعلام لغو تحریم‌های نفتی چین برای خرید نفت ایران و نیز صدور مجوز عمومی ۳۰ روزه از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا برای دسترسی موقت به نفت روسیه، بیش از هر چیز تبلیغاتی بودن ادعاهای او را آشکار ساخت.
در چنین شرایطی، سفر پوتین و تأکید پکن بر ارتقای روابط با روسیه، سندی دیگر بر شکست راهبرد آمریکا برای مهار چین از مسیر دیپلماسی به شمار می‌رود؛ روندی که می‌تواند فشارهای داخلی بر ترامپ را تشدید کرده و سرعت افول جایگاه جهانی آمریکا را افزایش دهد.

ائتلاف قدرت‌های نوظهور؛ شتاب‌گیری نظم چندقطبی جهانی

چین و روسیه، در کنار کشورهایی همچون ایران و نیز اتحادیه‌هایی نظیر بریکس و سازمان شانگهای، امروز به ستون‌های اصلی نظم نوین جهانی و مقابله با یک‌جانبه‌گرایی آمریکا تبدیل شده‌اند.
میزبانی گرم چین از سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، استقبال صمیمانه پکن از پوتین پس از سفر ترامپ، مدیریت هوشمند، قاطع و تغییرناپذیر ایران بر تنگه هرمز در کنار تأکید تهران بر حقوق و اصول مذاکراتی خود و آمادگی برای پاسخ به هرگونه تهدید، حمایت مسکو از حق غنی‌سازی ایران و مقاومت تهران در برابر فشارهای آمریکا، اصرار چین بر محکومیت تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، و همچنین نقش‌آفرینی مشترک ایران، روسیه و چین در نشست‌های اخیر بریکس و شانگهای با محوریت اصلاح نظم جهانی و ساختارهای بین‌المللی، همگی حلقه‌هایی از زنجیره تحولاتی هستند که بازیگران اصلی نظم نوین جهانی در برابر یک‌جانبه‌گرایی غربی رقم می‌زنند.
امروز معادلات جهانی نه بر اساس خواست آمریکا، بلکه در چارچوب نقش‌آفرینی قدرت‌های نوظهور و معماران نظم جدید در حال شکل‌گیری است؛ روندی که تقویت این همگرایی‌ها می‌تواند به تسریع افول یک‌جانبه‌گرایی و تأمین منافع و امنیت جهانی بینجامد.
 


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ترامپ / روسیه / چین / عراقچی / پوتین / تنگه_هرمز / مسکو / بریکس / خلیج_فارس / نظم_نوین_جهانی / شی جی پینگ