حکومتها در شرایط بحرانی باید سه ویژگی را همزمان حفظ کنند: صداقت، انسجام و قابلیت اقناع. صداقت یعنی پنهان نکردن هزینهها؛ انسجام یعنی ارسال نکردن پیامهای متناقض؛ و قابلیت اقناع یعنی توضیح منطقی دشواریها برای جامعه. سخنان رئیسجمهور تلاشی برای بازگرداندن این سه مؤلفه به فضای کشور بود.
نورنیوز- گروه سیاسی: بعد از نزدیک به دوسال از حضور مسعود پزشکیان در مصدر ریاست جمهوری، حالا دیگر دستور زبان او در نطقهایش،تقریباً برای همگان آشکار شده است. حالا میتوان راحتتر فهمید که این رجل سیاسی، وقتی قرار است در مقام نقد یک رفتار برآید چگونه سخن میگوید و شیوهها و طرز بیانش حامل کدام دلالتهای صریح و ضمنی است. سخنان امروز او در گردهمایی روابطعمومیهای دستگاههای اجرایی، مورد مناسبی برای بررسی این موضع است. پزشکیان در این سخنان، موضوع مهم مهندسی پیام در شرایط بحرانی را پیش کشید و با شیوهی معمول خود، از کسانی که در فرایند انتقال پیام، گرفتار عارضه عدم صداقت میشوند گلایه کرد و مخاطرات این مهندسی پیام را برشمرد. مرور و تحلیل این سخنان هشدارگونه و مهم، بسیار ضروری است.
پیام و جهانی که میسازد
در میانه جنگها، فقط موشکها نیستند که در صحنه خودنمایی میکنند؛ «پیامها» نیز در میدان نبرد، بازیگری میکنند. هر جنگی، یک جبهه سخت دارد و یک جبهه شناختی. در جبهه سخت، سلاح تعیینکننده است؛ اما در جبهه شناختی، «روایت» و «اعتماد» تعیین میکند که جامعه تا چه اندازه میتواند دوام بیاورد، سختی را تحمل کند و دچار فروپاشی روانی نشود. توجه به این جنبه از جنگ، شاخهای از دانش ارتباطات را میسازد که وظیفهاش«مهندسی پیام» است. سخنان امروز رئیسجمهور در این محیط قابل تحلیل است.
پزشکیان در واقع از یک خطر بزرگ سخن گفت: خطرِ دوگانگی میان «پیام سیاسی» و «واقعیت اجتماعی». او بهصراحت گفت نمیتوان هم بر طبل جنگ کوبید، هم علیه مذاکره شعار داد، و هم از گرانی و دشواریهای اقتصادی نالید. این جمله، صرفا یک کنایه سیاسی نبود؛ بلکه اشارهای عمیق به یکی از مهمترین اصول مدیریت افکار عمومی در شرایط بحران بود: هر پیام، هزینه منطقی خود را دارد. به نظر او کسانی که مدام علیه رویکرد مذاکره، سخنسرایی میکنند و در عین حال از مشکلات معیشتی و اقتصادی انتقاد میکنند،عملاً «پیام غلط» مخابره مینمایند چراکه لوازم منطقی پیام خود را گردن نمیگیرند.
جامعه زمانی دچار بیاعتمادی میشود که میان شعارها و نتایج، شکاف ببیند. اگر به مردم گفته شود کشور در اوج شکوفایی است، اما همزمان تورم، فشار معیشتی، کمبود انرژی و اضطراب اجتماعی را لمس کنند، ذهن جمعی دچار اختلال تحلیلی میشود. در چنین شرایطی، بزرگترین سرمایه حکومت یعنی «اعتماد عمومی» فرسوده میشود. پزشکیان دقیقا روی همین نقطه دست گذاشت که «پیام غلط» حتی اگر با نیت روحیهبخشی تولید شود، در بلندمدت میتواند به ضد خود تبدیل شود.
در نظریههای ارتباطات سیاسی، بهویژه در مفهوم «مهندسی پیام»، گفته میشود که حکومتها در شرایط بحرانی باید سه ویژگی را همزمان حفظ کنند: صداقت، انسجام و قابلیت اقناع. صداقت یعنی پنهان نکردن هزینهها؛ انسجام یعنی ارسال نکردن پیامهای متناقض؛ و قابلیت اقناع یعنی توضیح منطقی دشواریها برای جامعه. سخنان رئیسجمهور در حقیقت تلاشی برای بازگرداندن این سه مؤلفه به فضای سیاسی و رسانهای کشور بود.
رئیسجمهور بهدرستی گفت که کشور در خلال جنگ اخیر، شکست نخورده است؛ بلکه واقعبینانه گفت «هم ما مشکل داریم هم آنها». این، جملهای بسیار مهم در ادبیات حکمرانی بحران است. زیرا میان «واقعبینی» و «سیاهنمایی» تفاوت وجود دارد. همانطور که میان «امیدآفرینی» و «توهمسازی» نیز تفاوت هست. جوامع در شرایط جنگی بیش از هر چیز به «تحلیل قابل اعتماد» نیاز دارند، نه صرفا شعارهای هیجانی. مردم وقتی احساس کنند با آنها صادقانه سخن گفته میشود، حتی دشواری را نیز راحتتر تحمل میکنند.
اتفاقا یکی از بحرانهای مهم در بسیاری از کشورها در دوره جنگ، نه کمبود سلاح، بلکه «فروپاشی اعتبار پیام رسمی» بوده است. وقتی مردم احساس کنند رسانههای رسمی دائما در حال کوچکنمایی مشکلات یا بزرگنمایی موفقیتها هستند، به سمت منابع غیررسمی، شایعات و جنگ روانی دشمن سوق پیدا میکنند. آنوقت دشمن بدون شلیک حتی یک گلوله، ذهن جامعه را اشغال میکند.
پزشکیان از همین زاویه بر خطر «شعارزدگی» نیز دست گذاشت. او گفت «منطقی حرف زدن و جواب گرفتن با شعار ممکن نیست؛ بلکه در میدان عمل ممکن است». این جمله در واقع نقد نوعی سیاستورزی احساسی و پرهیجان است که گاه هزینههای سنگینی برای کشور تولید میکند اما مسئولیت تبعات آن را نمیپذیرد. در ادبیات راهبردی، میان «پیام بسیجکننده» و «پیام هیجانیِ فاقد مسئولیت» تفاوت وجود دارد. اولی جامعه را مقاوم میکند؛ دومی جامعه را فرسوده و دو قطبی.
باز هم دوگانهسازیهای اعتمادسوز
از سوی دیگر، بخش مهم دیگری از سخنان رئیسجمهور به مسئله «وحدت شناختی» مربوط بود. او هشدار داد که کشور با موشک لزوما سقوط نمیکند، بلکه با اختلاف و شکاف اجتماعی آسیب میبیند. این نیز دقیقا یکی از اصول جنگهای جدید است. امروز قدرتها بیش از آنکه به دنبال اشغال جغرافیا باشند، به دنبال تخریب انسجام ذهنی ملتها هستند. بنابراین هر پیام رسانهای که جامعه را به دو اردوگاه «خائن و خالص»، «خودی و بیهویت» یا «موافق جنگ و ترسو» تقسیم کند، عملا در حال تضعیف امنیت ملی است؛ حتی اگر گوینده خود را مدافع کشور بداند.
نکته مهم دیگر، پیوندی است که پزشکیان میان «جنگ» و «اقتصاد» برقرار کرد. او عملا گفت نمیتوان هزینههای جنگ را انکار کرد. این یک گزاره مهم در حکمرانی صادقانه است. جامعهای که احساس کند مسئولان واقعیت فشار اقتصادی را میفهمند، همراهی بیشتری میکند تا جامعهای که تصور کند سیاستمداران در جهان انتزاعی شعارها زندگی میکنند. مردم معمولا با «سختیِ قابل توضیح» کنار میآیند؛ اما با «رنجِ انکارشده» نه.
شاید مهمترین بخش سخنان او همان جملهای بود که گفت: «دروغ بدترین گناه است.» این فقط یک توصیه اخلاقی نبود؛ بلکه یک اصل امنیت ملی بود. در جهان امروز، دروغِ رسانهای شاید در کوتاهمدت فضا بسازد، اما در بلندمدت سرمایه اجتماعی را میسوزاند. و کشوری که سرمایه اجتماعیاش فرسوده شود، حتی اگر زرادخانه قدرتمندی داشته باشد، در میدان فرسایش روانی آسیبپذیر میشود.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «پیام صادق» نیاز دارد؛ پیامی که نه مرعوب باشد و نه متوهم، نه تسلیمطلب باشد و نه شعارزده. جامعه باید بداند کشور ایستاده است، اما هزینه دارد؛ مقاومت وجود دارد، اما دشواری هم وجود دارد؛ مذاکره از موضع عزت ممکن است، اما بدون تدبیر و عقلانیت نمیتوان کشور را اداره کرد.
شاید بتوان سخنان امروز رئیسجمهور را تلاشی برای عبور از «تبلیغاتِ صرف» به سمت «ارتباطاتِ مسئولانه» دانست. تفاوت این دو بسیار مهم است. تبلیغات میخواهد مخاطب را فقط راضی کند؛ اما ارتباطات مسئولانه میخواهد قانع کند اعتماد بسازد؛ و در شرایط جنگی، هیچ سلاحی برای یک کشور مهمتر از اقناع جمعی و اعتماد عمومی نیست. برای مخاطب هوشمند که ادبیات گفتاری پزشکیان را در این تقریبا دوسال پیگیری کرده است کاملا روشن است که سخنان امروز او عمیقاً انتقادی و گلایهآمیز بود. رئیسجمهور امروز با زبانی تلخ، مخاطرات رواج «پیام غلط» در شرایط بغرنج جنگی را تشریح کرد و بیآنکه آدرسی روشن از بانیان چنین روشی بدهد، آنها را مروّجان اختلاف و تفرقه در کشور دانست.