گزارش یک رسانه عربی میگوید دونالد ترامپ برای توجیه سیاستهای خود در قبال ایران، با طرح ادعاهایی درباره بازار انرژی، نتایج حملات نظامی و تصویر صلحطلبانه از خود، تلاش کرده افکار عمومی آمریکا و جهان را تحت تأثیر قرار دهد؛ ادعاهایی که به باور منتقدان با واقعیتهای میدانی فاصله دارد.
نورنیوز-گروه بین الملل: تارنمای «العربی الجدید» در گزارشی در این خصوص به قلم "علاء البحار" با عنوان سه دروغ ترامپ و توانمندی های عقلی اش" نوشت: رسانههای آمریکایی مختلف، دونالد ترامپ رئیسجمهوری این کشور را به پمپاژ دروغ در رابطه با پرونده ایران متهم کردهاند؛ کار به جایی رسیده است که برخی از این رسانهها، سلامت عقلی و روانی مستاجر کاخ سفید را زیر سوال بردهاند. سوالی که وجود دارد این است که آیا ترامپ تعمداً دروغ میگوید؟ یا اینکه این اقدام، نوعی فریب استراتژیک است، چرا که برخی می گویند جنگ اساساً بر پایه خدعه و نیرنگ پیش می رود.
نویسنده افزود: ما اینجا سه پرونده را بررسی می کنیم که درباره آنها جنجال زیادی برپا و تاکید شده رئیسجمهوری آمریکا تعمداً در آنها دروغ گفته است تا نشان دهد جنگ او علیه ایران از موضعی درست آغاز شده و هیچ پیامد منفی بزرگی برای منطقه و جهان ندارد.
دروغ اول
دروغ اول به پرونده انرژی مربوط میشود؛ ترامپ گاهی اوقات از روی عمد در اظهارات خود به گونه ای با کلمات بازی میکند تا قیمت انرژی را به صورت عمدی کاهش دهد.
رسانههای مختلف، رئیسجمهوری آمریکا را به در پیش گرفتن سیاست «عملیات فریب روانی» از طریق تزریق اخبار نادرست درباره پشتپرده مذاکرات متهم کرده اند، اخباری که هدف از آن، اثرگذاری مستقیم بر بورسهای جهانی و قیمت انرژیاست. اخیراً (در مارس ۲۰۲۶)، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی ایران صراحتاً واشنگتن را به انتشار «اخبار جعلی» (Fake News) از طریق رسانههایش متهم کرد؛ اخباری که در آنها ادعا شده بود «مذاکرات محرمانه و بسیار ثمربخشی در اسلامآباد» برای دستیابی به یک حل و فصل جامع و برقراری آتشبس در جریان است.
از همین جا آشکار میشود که ترامپ پس از آنکه قیمت نفت برنت به دلیل بسته شدن تنگه هرمز و ضربه خوردن تاسیسات انرژی در کشورهای خلیج فارس که حدود یکپنجم نفت جهان و یکسوم گاز آن را تامین میکنند، از مرز ۱۰۰ دلار فراتر رفت، برای آرام کردن تصنعی بازارهای ناآرام نفت، دست به یک «مانور اقتصادی» می زند؛ تلاشی برای کاهش قیمت نفت خام.
واقعیت این است که بحران جهانی انرژی بر آمریکا نیز سایه افکنده است، و کار به جایی رسده است که آمریکایی ها نیز از جهش قیمت سوخت و کالاهای ضروری رنج میبرند. در همین راستا، ترامپ تلاش می کند تا افکار عمومی آمریکا و جهان را که از پیامدهای جنگ خشمگین شده بودند، آرام کند؛ او در اواسط ماه آوریل گذشته گفت که قیمت نفت به سطوح قبلی خود بازخواهد گشت و چه بسا به کمتر از آن نیز کاهش یابد و پیشبینی کرد که اقتصاد پس از پایان جنگ در خاورمیانه، شاهد بهبودی کامل باشد.
دروغ دوم
دروغ دوم، درباره خوشبینی مفرط و بزرگنمایی نتایج حملات به ایران بود؛ به گونه ای که در رسانهها اینگونه تبلیغ می شد که توانمندیهای نظامی و زیرساختهای هستهای ایران «به طور کامل محو یا نابود شده است». بعداً مشخص شد که این روایت مبالغهآمیز بوده است؛ چرا که به رغم خسارتها و حملاتی که متوجه فرماندهان ایرانی شد، رویدادهای میدانی ثابت کرد که تهران توان بازدارندگی موشکی متراکمی را حفظ کرده است به گونه ای که می تواند حملات متقابلی را علیه پایگاههای آمریکایی و تاسیسات اقتصادی در منطقه انجام دهد. این حملات به اسرائیل نیز رسید و بسیاری از شهرهای آن به علت حملات ایران دچار ویرانی گسترده شد و تاسیسات نفتی آن نیز ضربات موثری دریافت کرد. این واقعیت ثابت می کند که ادعای نابودی توانمندیهای نظامی ایران نادرست بوده است.
جدا از همه این ها، ایران توانسته است جنگ را به سمت تنگه هرمز بکشاند؛ ایران تنگه هرمز را از ابتدای جنگ بست که این امر بخشهای انرژی و تجارت را در منطقه فلج کرد و بر اقتصاد جهانی تاثیر زیادی گذاشت؛ در نتیجه این تنگه به یک نقطه ضعف بزرگ برای آمریکا تبدیل شده است، آمریکایی که به دلیل پیامدهای جنگ، با انتقادهای جهانی و در کشورهای عربی مواجه شده است.
دروغ سوم
دروغ سوم ،«صلحطلب بودن ترامپ» و تلاش او برای ارائه یک تصویر غیر واقعی از خود، در آمریکا و جهان بود. او در حالی خود را پایان دهنده جنگ و فردی صلح طلب معرفی می کند که در واقعیت، او به بزرگترین آتشافروز جنگها در جهان تبدیل شده است. سکوهای رسانهای آمریکایی حامی رئیسجمهوری آمریکا همواره تلاش کردهاند تحرکات نظامی این کشور در سایه رهبری ترامپ را به عنوان گامهایی ناگزیر به سوی «صلح جامع و پایدار» در خاورمیانه به تصویر بکشند و اینگونه تبلیغ کنند که فشار نظامی حداکثری، تنها راه پایان دادن به تهدیدات است.
در مقابل، همه جهان میبیند چگونه ترامپ که خواستار اعطای جایزه صلح نوبل به خود بود، در دام تناقض گویی گرفتار شده است؛ ترامپ از طریق ارسال پیامها و به روش های دیگر، سعی می کند خود را فردی که در حال تلاش برای برقراری صلح و توافقات است، نشان دهد و در عین حال، جنگهای خانمانسوز و بیفایدهای مانند جنگ علیه ایران را رهبری میکند و دامنه درگیریها را در کشورهای عربی گسترش میدهد؛ علاوه بر این، او نه تنها در متوقف کردن جنگ روسیه و اوکراین ناکام مانده است، بلکه با امضای قراردادهای تسلیحاتی بزرگ با اوکراین، تلاش خستگیناپذیری برای تشدید این جنگ به کار بسته است.
نویسنده گزارش در پایان نوشت: من معتقدم که این تناقضات، از یک وضعیت آشفتگی و سردرگمی بزرگ در سیاستهای ترامپ پرده برمیدارد؛ سیاستهایی متناقض وفاقد اهداف روشن و قابل اجرا .