عقلانیت اقتصادی حکم میکندکه وقتی منافع ناشی ازیک انتخاب برای یک روزدیگر،بیش از هزینه آن باشد،اجرای آن گزینه تداوم یابد.اصطلاحامیگوییم تا زمانی که منفعت نهایی یک انتخاب بیشترازهزینه نهایی آن باشد،آن انتخاب مبتنی بر عقلانیت است.فرض کنید شمادرجایی شاغل هستید؛اگرمنافع ناشی ازیک روزبیشترانجام آن شغل، بیش ازهزینههای سرکار رفتن باشد، معقول است در آن شغل بمانید.
نورنیوز-گروه اقتصادی : مشخص است که در این محاسبه باید همه هزینهها را از جمله هزینهفرصت آن را که بالاترین درآمدی میشود که میتوانستید از انجام کار دیگر بهدست آورید، در این محاسبه لحاظ کنید. اما چه زمانی ممکن است که باقی ماندن در این شغل برایتان انتخابی عقلایی نباشد، وقتی برای ادامه این کار، هزینههای متحمل را برای بهدست آوردنش نیز محاسبه کنید. مثلا بگویید چندین سال ممارست کردید و رنج کشیدید و درس خواندید و کار یاد گرفتید، حالا چطور آن کار را با وجودی که از آن متنفرید، رها کنید؟ چنین استدلالی از اساس خارج از عقلانیت است. در اقتصاد به هزینههایی که پیش از این پرداخت شده است و قابل بازگشت نیست و نباید در تصمیمگیریهای آینده اثر بگذارد، هزینههای جذبشده (Sunk Cost) میگویند. به تصمیماتی هم که به جای تحلیل هزینه و منفعت نهایی، مبتنی بر هزینههای جذب شده باشد، انتخابهای مبتنی بر «استدلال کژتاب هزینههای جذبشده» میگویند.
یکی از عوامل اصلی طولانی شدن برخی از جنگها نیز به قیاس ناموجه بازمیگردد. وقتی تصمیمگیرندگان، برای ادامه جنگ به هزینههایی که صرف شده، اشاره کنند، در واقع دارند بر مبنای استدلال کژتاب گفتهشده تصمیم میگیرند. تصمیم به تداوم جنگ زمانی میتواند در دایره عقلانیت قرار گیرد که مشخص شود، یک روز ادامه دادن تنش، منافع ملی بیشتری نسبت به هزینههای آن دارد. به عبارت دیگر، انتخاب باید مبتنی بر تحولات آتی باشد، نه وقایع گذشته تا بتوان آن را انتخابی موجه تفسیر کرد.
با وجود این، وقتی جنگی درمیگیرد که هزینههای مالی و جانی زیادی داشته باشد، فرماندهان خود به خود گرفتار استدلال ذکرشده میشوند و نمیتوانند به راحتی دست از جنگ بشویند و آن را خاتمه دهند. از این رو، هر چند ممکن است که دستاوردهای باقی ماندن در جنگ برای دو طرف نامعلوم باشد و با وجودی که شاید از منظر تحلیلگران دلیلی برای تداوم تنش و جنگ نباشد، اما بار هزینههای جذبشده که در روزهای پیشین جنگ تلنبار میشوند، اراده را برای پایان یافتن جنگ تضعیف میکنند. به عبارت دیگر، برای خروج از جنگ، طرفها هر یک به دنبال حفظ صلابت و اقتدار خود هستند و از این رو شانس اتمام جنگ کاهش مییابد. اگر به جای تمرکز بر هزینههای گذشته، منافع ملی متر و معیار قرار گیرد، تصمیمگیرندگان میتوانند با شجاعت این فصل از تاریخ را نیز ورق بزنند و دورهای پرآرامش، همراه با امنیت و رونق را به زندگی شهروندان هدیه دهند.
* اقتصاددان