روز جهانی ارتباطات، فرصتی برای بازاندیشی در یک مسئله بنیادین است: آیا میتوان در جهان شبکهای امروز، با حداقل اتصال، حداکثر قدرت را تولید کرد؟ قدرت آینده، متعلق به کشورهایی است که بتوانند هم امنیت خود را حفظ کنند و هم به شکلی هوشمند، گسترده و فعال به جهان متصل بمانند. ارتباطات، ابزار قدرت نیست؛ خودِ قدرت است.
نورنیوز- گروه سیاسی: بیستوهفتم اردیبهشت، روز جهانی ارتباطات، امسال در حالی از راه رسیده که مسئله «ارتباط» در ایران، بیش از هر زمان دیگری به یک مسئله راهبردی و حتی امنیت ملی تبدیل شده است. این روز در بسیاری از کشورهای جهان، فرصتی برای رونمایی از نسلهای جدید فناوری، توسعه زیرساختهای اینترنتی، گسترش اقتصاد دیجیتال، افزایش سرعت تبادل داده و تعمیق اتصال به شبکه جهانی است؛ اما در ایران، همچنان بخش مهمی از بحثها حول محدودیت در دسترسی، اختلال، کندی و آینده نامطمئن ارتباطات دیجیتال میچرخد. همین مسئله نشان میدهد که موضوع ارتباطات در ایران هنوز از مرحله «تصمیمگیری راهبردی» عبور نکرده و همچنان میان دو نگاه متفاوت معلق مانده است؛ نگاهی که ارتباطات را موتور توسعه میبیند و نگاهی که بیش از هر چیز، آن را از دریچه تهدید تحلیل میکند.
این در حالی است که حتی مسعود پزشکیان نیز اخیراً و در پی بالاگرفتن اعتراضات صنفی و حرفهای، معاون اول خود را مأمور بررسی ویژه وضعیت اینترنت و دسترسیهای ارتباطی کرده است؛ اقدامی که به خوبی نشان میدهد مسئله ارتباطات دیگر صرفاً یک موضوع فنی یا خدماتی نیست، بلکه به یکی از محورهای اصلی حکمرانی در ایران تبدیل شده است. زیرا در جهان امروز، ارتباطات فقط ابزار انتقال پیام نیست؛ زیرساخت قدرت است.
در قرن بیستویکم، مفهوم قدرت ملی دچار تحول شده است. زمانی قدرت کشورها با تعداد سربازان، وسعت سرزمین یا ذخایر انرژی سنجیده میشد، اما امروز شاخصهای دیگری نیز به همان اندازه تعیینکننده شدهاند؛ میزان دسترسی به شبکه جهانی اطلاعات، سرعت گردش داده، قدرت رسانهای، ظرفیت تولید محتوا، تسلط بر اقتصاد دیجیتال و توان اتصال به جهان. در واقع، جهان جدید را باید «جهان شبکهها» دانست؛ جهانی که در آن، کشورها به اندازه میزان اتصال خود به شبکه جهانی، اثرگذار و قدرتمند هستند.
امروز اینترنت و زیرساختهای ارتباطی، همان نقشی را در قرن حاضر بازی میکنند که نفت در قرن بیستم و راهآهن در قرن نوزدهم بازی میکردند. همانگونه که کشوری بدون راهآهن از چرخه توسعه صنعتی عقب میماند، کشوری که در شبکه جهانی ارتباطات حضوری فعال، پایدار و مطمئن نداشته باشد نیز به تدریج از مدار توسعه جهانی کنار گذاشته خواهد شد. به همین دلیل است که قدرتهای بزرگ جهان، توسعه ارتباطات را بخشی از دکترین امنیت ملی خود تعریف کردهاند.
در جهان امروز، اقتصاد بدون ارتباطات تقریباً بیمعناست. تجارت جهانی، بانکداری، حملونقل، آموزش، گردشگری، سرمایهگذاری، بورس، هوش مصنوعی، پژوهش علمی و حتی مدیریت بحران، همگی بر بستر ارتباطات شکل میگیرند. اقتصاد دیجیتال اکنون یکی از بزرگترین پیشرانهای تولید ثروت در جهان است و کشورهایی که زودتر به این عرصه وارد شدهاند، سهم بیشتری از اقتصاد آینده را تصاحب کردهاند. در چنین شرایطی، هرگونه اختلال مزمن در چرخه ارتباطات، فقط یک محدودیت فنی نیست؛ نوعی کاهش ظرفیت قدرت ملی است.
از سوی دیگر، ارتباطات در عصر جدید فقط ابزار اقتصاد نیست؛ ابزار سیاست و امنیت نیز هست. جنگهای امروز، صرفاً در میدانهای نظامی تعیین تکلیف نمیشوند. بخش مهمی از نبردها در میدان روایتها، رسانهها و شبکههای اجتماعی رخ میدهد. افکار عمومی، ادراکات اجتماعی و تصویر بینالمللی کشورها، اکنون بخشی از میدان قدرت هستند. کشوری که نتواند روایت خود را به جهان منتقل کند، دیگران درباره آن روایت خواهند ساخت. به همین دلیل است که قدرت رسانهای و ارتباطی، به بخشی از قدرت نرم کشورها تبدیل شده است.
ایران نیز به واسطه موقعیت ژئوپلیتیکی، ظرفیت انسانی، بازار بزرگ داخلی و جایگاه منطقهای خود، میتواند یکی از قدرتهای مهم ارتباطی منطقه باشد؛ اما تحقق این هدف نیازمند تغییر نگاه به مسئله ارتباطات است. هنوز در بخشهایی از ساختار تصمیمگیری، ارتباطات بیشتر بهعنوان یک تهدید دیده میشود تا یک فرصت. نتیجه چنین نگاهی، شکلگیری نوعی حکمرانی احتیاطزده و تدافعی در فضای دیجیتال است؛ حکمرانیای که گاه به جای مدیریت هوشمند، به سمت محدودسازی گسترده حرکت میکند.
البته تهدیدهای ارتباطات را نیز نمیتوان انکار کرد. فضای مجازی میتواند بستر نفوذ اطلاعاتی، جنگ روانی، آشوب ادراکی، عملیات رسانهای و تخریب فرهنگی باشد. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده که شبکههای ارتباطی، همانقدر که میتوانند ابزار توسعه باشند، میتوانند ابزار بحران نیز شوند. اما مسئله اصلی این است که پاسخ تهدید ارتباطات، قطع ارتباط نیست؛ بلکه «افزایش قدرت حکمرانی» است.
هیچ کشوری در جهان، با قطع گسترده ارتباطات به قدرت نرسیده است. حتی قدرتهای بزرگ امنیتی جهان نیز تلاش میکنند میان امنیت و اتصال، نوعی توازن برقرار کنند. زیرا در عصر جدید، انزوا هزینهای بسیار سنگین دارد. جامعهای که از جریان آزاد دانش، فناوری و اقتصاد جهانی فاصله بگیرد، دیر یا زود با فرار سرمایه، مهاجرت نخبگان، کاهش رقابتپذیری و افت سرمایه اجتماعی روبهرو خواهد شد.
واقعیت این است که ارتباطات امروز فقط یک «امکان» نیست؛ «اکسیژن» جهان مدرن است. همانطور که بدن بدون جریان خون زنده نمیماند، اقتصاد و جامعه امروز نیز بدون جریان آزاد و پایدار اطلاعات و ارتباطات نمیتواند پویایی خود را حفظ کند. کشوری که ارتباطاتش محدود، کند و ناپایدار باشد، در واقع بخشی از ظرفیت رشد خود را مسدود کرده است.
روز جهانی ارتباطات، برای ایران فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی برای بازاندیشی در یک مسئله بنیادین است: آیا میتوان در جهان شبکهای امروز، با حداقل اتصال، حداکثر قدرت تولید کرد؟ تجربه جهانی پاسخ روشنی به این پرسش داده است. قدرت آینده، متعلق به کشورهایی است که بتوانند هم امنیت خود را حفظ کنند و هم به شکلی هوشمند، گسترده و فعال به جهان متصل بمانند. در جهان امروز، ارتباطات صرفاً ابزار قدرت نیست؛ خودِ قدرت است.