در بحبوحه جنگ و سایه سنگین یک آتشبس شکننده با ایران، دونالد ترامپ عازم پکن شد. او برای این سفر تهمیدات زیادی در سر داشت، اما اوضاع بر وفق مراد او پیش نرفت. جنگ با ایران تنها نقطه انفجار انباشت بنبست پنجدههای میان تهران و واشنگتن نبود؛ بلکه در کنار متغیرهای منطقهای و اسرائیل، قطعهای از پازل کلان رقابت آمریکا با چین در عرصه جهانی بود.
نورنیوز-گروه بین الملل: در بحبوحه جنگ و سایه سنگین یک آتشبس شکننده با ایران، دونالد ترامپ عازم پکن شد. او برای این سفر تهمیدات زیادی در سر داشت، اما اوضاع بر وفق مراد او پیش نرفت. جنگ با ایران تنها نقطه انفجار انباشت بنبست پنجدههای میان تهران و واشنگتن نبود؛ بلکه در کنار متغیرهای منطقهای و اسرائیل، قطعهای از پازل کلان رقابت آمریکا با چین در عرصه جهانی بود. از این منظر، جنگ در واقع یکی از مقدمات اصلی سفر رئیسجمهور آمریکا به چین بود.
ترامپ میخواست که با کارت پیروزی در این جنگ، کنترل منابع انرژی خلیج فارس و گسترش نفوذ ژئوپلیتیک واشنگتن در خاورمیانه، روبهروی شی جینپینگ بنشیند؛ تا با دستی پر امتیاز بگیرد و پکن را در پروندههای مورد اختلاف وادار به عقبنشینی کند. اما اکنون در حالی به دیدار همتای چینی خود میرود که این برگ برنده در دستانش قرار نگرفت. او با گرهی کور در خلیج فارس و خاورمیانه روبهروست و نفوذ و حضور نظامی آمریکا از زمان شروع تاکنون با چنین حملاتی مواجه نشده است.
ترامپ در این سفر میکوشد تا پکن را برای اعمال فشار بر ایران با خود همراه سازد؛ آن هم در جنگی که یکی از اهداف اصلیاش در سطح بینالمللی به زمین زدن خود چین بود.
اگرچه ترامپ پیش از پرواز به چین مدعی شد که در مواجهه با ایران نیازی به کمک پکن ندارد، اما بیتردید تهران یکی از محورهای کلیدی دیدارهای او در این سفر خواهد بود. در حقیقت، رئیسجمهور آمریکا امیدوار است تا از زیانهای ناشی از این جنگ برای چین به علت بسته شدن تنگه هرمز و آسیب به منابع انرژی منطقه به عنوان شریان اصلی تامین نفت پکن، پیشرانی بسازد تا چینیها را برای تحت فشار قرار دادن تهران به منظور بازگشایی تنگه هرمز مجاب نماید.
با این حال، چندان محتمل به نظر نمیرسد که ترامپ با طرحی معقول و میانه برای پایان دادن به جنگ، قدم در پکن گذاشته باشد تا توافقی با برد متقابل با تهران به دست آید. در مقابل، آنچه بیشتر در کانون توجه اوست، جلب نظر شی جینپینگ برای قطع هرگونه حمایت اعم از دیپلماتیک، نظامی و غیره از ایران و در گام بعدی، وارد آوردن فشاری مضاعف بر تهران برای بازگشایی تنگه هرمز است و در این خصوص سرنوشت پیشنویس جدیدی قطعنامه در شورای امنیت نشان خواهد داد که چین در قضیه تنگه هرمز با آمریکا همراهی میکند یا خیر.
اما در نگاهی کلانتر، بسیار بعید است که واشنگتن حاضر شود افسار میانجیگری در این مناقشه را به دست رقیب جهانی خود، یعنی چین بسپارد؛ نه آمریکا پذیرای چنین نقشآفرینیای از سوی پکن است و نه فرصت لازم برای موفقیت در این پرونده را در اختیارش قرار خواهد داد. در آن سو نیز، هرچند چین تحت فشار انسداد تنگه هرمز و پیامدهای جنگ بر منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک خود در منطقه، ممکن است بخواهد از مسیر پاکستان یا راههای دیگر به راه حلی برای این بحران حمایت جدیتر کند، اما دور از ذهن است که با تمام وزن سیاسی و جهانی خود وارد این کارزار پیچیده در منطقه شود که با همه بازیگران آن تقریبا مناسبات نزدیکی دارد.
دلیل این امر روشن است؛ همانگونه که اشاره شد، آمریکا مجال یک نقشآفرینی موفق را به چین نخواهد داد و از سوی دیگر، با وجود تمام آسیبهای جنگ به منافع پکن، باز هم بعید است که رهبران چین بخواهند همراستا با واشنگتن، فشار سنگینی بر تهران وارد کنند که در نهایت به تحقق اهداف رقیبشان یعنی آمریکا در مذاکرات با ایران یاری رساند. در واقع، ورود آشکار له طرفی علیه دیگران برای چین در این کارزار بسیار دشوار است. کما این که رعایت توازن هم دشواری خاص خود را دارد. هر چند منافع چین در نگاه کلان بینالمللی از منظر رقابتش با آمریکا سطحی همسویی با تهران را ایجاب میکند؛ اما در آن سو هم روابط نزدیکش با بازیگرانی منطقهای چون عربستان نیز الزامات خاص خود را دارد.
کلام آخر اینکه، حتی اگر سفر ترامپ به چین در ظاهر به تکاپوی بیشتر چینیها در قبال پرونده ایران بینجامد، بنا به دلایل پرشمار، بعید است که از مسیر پکن روندی اصلی و جدی برای پایان دادن به این جنگ شکل بگیرد. با این وجود، شکلگیری یک روند مشوق و مکملِ فرمت پاکستان محتمل است؛ امری که البته کاملاً به جمعبندی نهایی پکن از گفتگوها با هیئت آمریکایی و سنجش میزان جدیت شخص ترامپ بستگی خواهد داشت.
کارشناس روابط بین الملل