امروز تقریبا همه به این نتیجه رسیدهاند که در مسئله جنگ، «زمان» همان امر تعیینکننده است و به نوعی، حرف اول و آخر
را فعلا، «زمان» است که میزند. همین امر موضوع «تابآوری» را در این جنگ، «برجسته» کرده و کارشناسان معتقدند، از این پس طرفی در جنگ برنده خواهد بود که «تحمل» بیشتری داشته باشد.
نورنیوز-گروه سیاسی: دلیلی که این دسته از کارشناسان به آن استناد میکنند، فشارهای اقتصادی است که طرفین جنگ متحمل میشوند. ایران با تسلط بر تنگه هرمز و موشکهایی که روی زیرساختهای انرژی منطقه قفل کرده، اقتصاد جهان را در مشت خود گرفته، آمریکا نیز با تحریم، محاصره دریایی، عملیات روانی و بهرهبرداری از عوامل خود در ایران، تلاش میکند فشارهای اقتصادی را علیه کشورمان به اوج برساند و ما را وادار به تسلیم کند. از آنجایی که فشار اقتصادی که آمریکا و به طور کلی جهان از ناحیه بسته ماندن تنگه هرمز متحمل میشوند، اصلا قابل مقایسه با فشارهای اقتصادی که ایران وارد میشود نیست (یعنی خیلی بیشتر است) میتوان نتیجه گرفت، چنانچه ایران بتواند حداکثر سه ماه دیگر این شرایط را حفظ کرده و فشارهای اقتصادی را با کمک و همراهی مردم مدیریت کند، قطع به یقین، در «جنگِ تابآوری» و «اقتصادی» نیز دست برتر را خواهد داشت.
2- اما به اعتقاد کارشناسان، آنچه تاکنون باعث تابآوری ایران شده است، نوع نگاه ایرانیها به این جنگ و «موجودیتی» و «حیثیتی» دیدن آن در کنار زندگی در شرایطی است که همواره-با کمی بالا و پایین- در آن قرار داشته است؛ اما این «تابآوری» برای بسیاری از کشورها به ویژه غرب، راحت نیست؛ چرا که آنها تاکنون، چنین وضعیتی را، نه تجربه کرده بودند و نه در محاسباتشان آمده بود. برای فهم بهتر این مسئله فقط یک لحظه به این فکر کنید که، ایران در پاسخ به تجاوز دشمن، با دو ماه کنترل و مدیریت تنگه هرمز، اقتصاد و معیشت غرب و همینطور موقعیت سیاسی و نظامی آمریکا را به چنان روزی رسانده است که «رابرت کاگان»، از تأثیرگذارترین چهرههای نومحافظهکار و یکی از جنگطلبترین چهرههای سیاسی آمریکا در نشریه آتلانتیک مینویسد: «آمریکا در این جنگ به طور کامل شکست خورد» و «ایران تبدیل به یک بازیگر کلیدی جهانی شد...ترامپ در جنگ، از سوی ایران کیش و مات شد و هیچ بازگشتی هم به وضع سابق در کار نخواهد بود... به سختی میتوان زمانی را به یاد آورد که آمریکا دچار یک شکست کامل در یک درگیری شده باشد؛ شکستی چنان قاطع که ضرر راهبردی آن، نه
قابل جبران باشد و نه قابل نادیده گرفتن. اما شکست در تقابل فعلی با ایران ماهیتی کاملاً متفاوت خواهد داشت؛ نه قابل جبران است و نه قابل نادیده گرفتن».
3- مسئله دیگری که تقریبا همه در آن اتفاق نظر داریم این است که جنگ هنوز تمام نشده و دشمن هر لحظه ممکن است دوباره ترور و تجاوز را از سر بگیرد. این را هم میدانیم که ترامپ، فردی نیست که به کسی «امتیاز» بدهد. یا به دلیل شخصیت خودشیفته یا هر دلیل دیگر، او عاشق دستاوردهای بزرگ و بینقص و یکطرفه است و این را میتوان از موضعگیریها و مطالبی که در شبکههای اجتماعی منتشر میکند فهمید. به عبارت دیگر، ترامپ دستِ بِده ندارد چرا که آن را مساوی با «باخت» میداند. نوع برخورد او با ونزوئلا، کره شمالی و اروپا این ادعا را اثبات میکند (اما ترامپ در مواجهه با روسیه و چین، چنین رویکردی ندارد). رئیسجمهور آمریکا بارها و به همین صراحتی که نقل قول میکنیم گفته «ایران باید تسلیم شود» یا «ایران باید پرچم سفید را بالا ببرد». این یعنی او به دنبال مذاکره به معنای مصطلح آن که یکی میدهند و یکی میگیرند نیست. او فقط به دنبال گرفتن است. بنابراین، کسانی که در کشور تصور میکنند با مذاکره بتوان از او امتیازی گرفت یا از حقوق ملت ایران صیانت کرد، سخت در اشتباهند. حال، وقتی تردید نداریم که آمریکا کشوری نیست که امتیاز بدهد و به دنبال گرفتن همه مؤلفههای قدرتمان است، و از آن سو وقتی تردید نداریم گذشت زمان بیشتر به نفع ما خواهد بود (به دلیل فشارهای سیاسی، اقتصادی که غرب به ویژه آمریکا و متحدانش تحمل میکنند) و از همه مهمتر، وقتی تردید نداریم که، آمریکا و رژیم صهیونیستی همچنان به دنبال ترور و تجاوز نظامی و جنگ داخلی در ایران و تجزیه کشورمان هستند، آیا بهتر نیست، منتظر ضربه دشمن نمانیم!؟ وقتی با یک «مدیریت تنگه هرمز»، دشمن -به قول رابرت کاگان- به شکست مطلق کشیده میشود، مدیریت تنگه باب المندب با دشمن چه خواهد کرد؟! میخواهیم بگوئیم، اگر شک نداریم از مذاکره آبی برایمان گرم نخواهد شد، اگر در تجاوز مجدد دشمن به کشورمان تردیدی نیست-که نیست- اگر میدانیم عدهای در آمریکا و اسرائیل به دنبال تحریک ترامپ برای استفاده از سلاحهای غیرمتعارف هستند تا آن حس شکست و تحقیرشدگی حاصل از درز اخبار محرمانه! جبران شده و پیروز به نظر برسد! نباید بیش از این معطل کرد. باید از مؤلفههای دیگر قدرتمان استفاده کرد و دشمن را به محاسبه مجددا واداشت. بخوانید:
4- مدتی است برخی رسانههای آمریکایی و صهیونیستی، پشت پردههایی از جنگ 40 روزه منتشر میکنند که، حیرت همه را برانگیخته است. گزارشها و تصاویری که واشنگتنپست، معاریو و گاهی سیانان و حتی همین نشریه آتلانتیک به قلم «کاگان» درباره خسارتهای بیسابقه آمریکا در این جنگ منتشر میکنند، واقعا با چه انگیزهای است؟! گزارشی که دیروز وال استریت ژورنال از خشم ترامپ منتشر کرده، تا حدودی پاسخ این سؤال ما را میدهد. طبق گزارش وال استریت ژورنال، درز این اخبار محرمانه که باعث سرشکستگی آمریکاست، چنان ترامپ را به هم ریخته و او را خشمگین کرده است که دستور پیگیری و شناسایی درز دهندگان
آن را صادر کرده است. در این بین هستند تحلیلگرانی که ضمن «مشکوک» خواندن درز این اطلاعات معتقدند، انتشار این اخبار از سوی چهرههای به شدت جنگطلب احتمالا با هدف خاصی صورت میگیرد. در واقع این خبرهای محرمانه ممکن است با هدف تحریک ترامپی صورت بگیرد که جز کسب «پیروزی صد درصدی»
را شکست میبیند و برای رسیدن به آن، دست به هر کاری میزند! به اعتقاد این دست از تحلیلگران، ترامپ به شدت تحریکپذیر است و به راحتی میتوان با تعریف و تمجید یا حتی تحقیر و ترساندن واکنش مورد نظر را از او گرفت! انتشار خبرهای دقیق ضرباتی که آمریکا و متحدانش از ایران خوردهاند، چیزی نیست که ترامپ بتواند تحملش کند و هر لحظه ممکن است برای تغییر این تصویر-لااقل در ذهن خودش- دست به حماقتی بزند. وقتی با چنین شرایطی رو به رو هستیم، نباید منتظر «کنش» بمانیم تا بعد، «واکنشی» نشان دهیم. همانطور که دیروز سیانان اعلام کرد، ترامپ به شدت از دو چیز میترسد. یکی «باخت»، و دیگری «تبعات اقتصادی و نظامی از سرگیری جنگ». این یعنی اگر تبعات و خسارات از سرگیری جنگ بالا برود، جنگ که سهل است، اسرائیل را رها کرده و نتانیاهو را هم میفروشد! تنگه هرمز، زیرساختهای انرژی در منطقه، بابالمندب از جمله اهرمهای قدرتمندی هستند که ایران در اختیار دارد و به طور کامل از ظرفیت آن استفاده نکرده است. فقط به عنوان یک نمونه به اظهارات اخیر مایک والتز، سفیر آمریکا درباره کابلهای فیبر نوری
زیردریایی عبوری در تنگه هرمز رجوع کنید. کابلهای فیبر نوری که روزانه حامل بیش از ۱۰ تریلیون دلار آمریکا تراکنش مالی (شامل پیامهای سوئیفت، معاملات بورس و تبادلات ارزی) هستند!