نورنیوز https://nournews.ir/n/317080
کد خبر: 317080
23 اردیبهشت 1405
نور نیوز ادعای کالاس مبنی بر مذاکره هسته‌ای با تکیه بر تجربه اروپا را بررسی می‌کند،

چرا اروپا هنوز در گذشته دیپلماسی هسته‌ای گرفتار است؟


ادعاهای اروپا درباره تجربه مذاکرات هسته‌ای، تلاشی برای پنهان‌سازی انزوای سیاسی این اتحادیه است؛ جریانی که با نادیده‌گرفتن واقعیت‌های جدید منطقه، همچنان در مسیر فشار علیه ایران حرکت می‌کند.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، عصر دوشنبه در پایان نشست شورای وزیران امور خارجه اتحادیه اروپا مدعی شد که این بلوک «می‌تواند تجربه چند دهه‌ای و دشوار خود از مذاکرات هسته‌ای با ایران را، در صورت ازسرگیری این مذاکرات، به میدان بیاورد.»
این ادعا، بیش از آنکه نشانه‌ای از نقش‌آفرینی واقعی اروپا باشد، تیری در تاریکی و تلاشی برای پنهان‌سازی انزوای روزافزون اتحادیه اروپا در معادلات جهانی است. واقعیت آن است که عملکرد اروپا، از آغاز مذاکرات هسته‌ای تا تحولات اخیر منطقه و جنگ رمضان، مملو از بی‌صداقتی، زیاده‌خواهی، فقدان استقلال سیاسی و دوگانگی‌های مغرضانه‌ای بوده که نه‌تنها به حل بحران‌ها کمک نکرده، بلکه خود به عاملی برای تشدید تنش‌ها تبدیل شده است. اروپا همچنان از پذیرش واقعیت‌های جدید منطقه و جهان و ضرورت تن دادن به حقوق مشروع ایران ناتوان مانده است.

کارنامه مردود اروپا در پرونده هسته‌ای

اروپا در حالی از «تجربه طولانی مذاکرات هسته‌ای» سخن می‌گوید که کارنامه آن، از مذاکرات دهه ۸۰ و توافق‌های سعدآباد و پاریس تا برجام و سازوکارهای مالی مشترک با ایران، چیزی جز بی‌تعهدی و فرصت‌سوزی نبوده است.
رفتار اروپا در این سال‌ها نشان داده که این بلوک نه یک بازیگر مستقل و مسئول، بلکه بازیگری وابسته و متأثر از اراده آمریکا و رژیم صهیونیستی بوده است؛ از نادیده گرفتن حقوق مسلم ایران در چارچوب NPT، از جمله حق غنی‌سازی و استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای، تا اصرار بر رویکرد «همه یا هیچ» در موضوعات هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای؛ رویکردی که در عمل چیزی جز تلاش برای سوق دادن ایران به سرنوشت کشورهایی چون سوریه و لیبی نبوده است.
اصرار بر ابزارهای فرسوده‌ای چون تحریم، تهدید و فشار، حمایت از جریان‌های آشوب‌طلب و گروه‌های تروریستی برای امتیازگیری، سیاسی‌سازی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و خارج‌کردن آن از مسیر فنی و تخصصی، بی‌عملی در برابر خروج آمریکا از برجام، اجرایی نکردن تعهدات مالی و اقتصادی، پرونده‌سازی‌های حقوق‌بشری با هدف باج‌خواهی سیاسی و تبدیل مذاکره به ابزاری برای فرسایش و وقت‌کشی، تنها بخشی از عملکرد غیرمنطقی و غیرسازنده اروپا در قبال ایران بوده است.
اروپا عملاً نشان داده که نه یک مذاکره‌کننده آگاه و موثر، بلکه بازیگری گرفتار توهمات کهنه‌ای است که حاصل عملکردش چیزی جز پیچیده‌تر شدن روند مذاکرات و فراهم‌سازی بستر تجاوزگری آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نبوده است.
سکوت معنادار اروپا در برابر فعالیت‌های مخفی و تهدیدآمیز هسته‌ای رژیم صهیونیستی و هم‌زمان تلاش برای سلب حقوق قانونی هسته‌ای ایران، نمونه‌ای آشکار از همین استانداردهای دوگانه و بی‌صداقتی مزمن است.

«مذاکره هسته‌ای»؛ پوششی برای فرار از واقعیت‌های جدید

کالاس در شرایطی تلاش می‌کند اروپا را به‌عنوان مرجع مذاکرات هسته‌ای بازتعریف کند که رفتار عملی این اتحادیه نشان می‌دهد تأکید بر «مذاکرات هسته‌ای» بیش از آنکه ریشه در نیت‌های ثبات‌ساز داشته باشد، تلاشی برای خروج از انزوای جهانی و منحرف‌سازی افکار عمومی از واقعیت‌های جدید منطقه و جهان است.
تجاوزگری مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی، در کنار تاب‌آوری ایران و پاسخ‌های سخت و بازدارنده تهران، معادلات منطقه و جهان ـ به‌ویژه در حوزه امنیت انرژی و تنگه هرمز ـ را دستخوش تغییرات بنیادین کرده است.
با این حال، اروپا همچنان می‌کوشد با نمایش ظاهری «استقلال سیاسی»، همان سیاست‌های شکست‌خورده گذشته را دنبال کند. کالاس، بدون اشاره‌ای به تجاوزات و جنایات صورت‌گرفته علیه ایران ـ از جمله فاجعه قتل‌عام دانش‌آموزان مینابی ـ و با نادیده گرفتن حق مشروع دفاع ایران، تلاش می‌کند تهران را عامل بحران‌های جهانی معرفی کرده و عملاً به تطهیر آمریکا و رژیم صهیونیستی بپردازد.
در ادامه همین رویکرد، وی مدعی شد اتحادیه اروپا تحریم‌های خود علیه ایران را گسترش خواهد داد تا به گفته او «افراد مسئول مانع‌تراشی در برابر آزادی کشتیرانی» را نیز شامل شود.
این در حالی است که واقعیت میدانی نشان می‌دهد بحران کنونی امنیت و اقتصاد جهانی، نتیجه مستقیم سیاست‌های ماجراجویانه آمریکا، توهمات ترامپ و نتانیاهو و اقدامات غیرقانونی واشنگتن در حوزه دریایی است. از این منظر، تأکید اروپا بر فشار علیه ایران و احیای مذاکرات هسته‌ای، تلاشی برای انحراف افکار عمومی از منشأ واقعی بحران‌ها محسوب می‌شود.
کالاس بار دیگر نشان داد که اروپا نه به بلوغ سیاسی رسیده و نه به استقلال راهبردی؛ بلکه همچنان در مدار وابستگی به آمریکا و تبعیت از لابی صهیونیستی حرکت می‌کند.

نظم جدید منطقه؛ واقعیتی که اروپا نمی‌پذیرد

اگرچه مقاماتی چون کالاس با تکرار ادبیات قدیمی درباره «مذاکرات هسته‌ای» و حذف حقوق هسته‌ای ایران، همچنان در توهمات گذشته گرفتار مانده‌اند، اما واقعیت آن است که تحولات اخیر منطقه نشان داده معادلات تغییر کرده و ایران اکنون به یکی از بازیگران تعیین‌کننده در شکل‌دهی نظم نوین منطقه‌ای و جهانی تبدیل شده است.
جنگ رمضان نشان داد که راهبرد «تسلیم‌سازی» مورد نظر ترامپ، جایگزین موفقی برای مذاکره و تعامل سیاسی نیست و جمهوری اسلامی ایران نه‌تنها تسلیم این فشارها نشده، بلکه اکنون در جایگاهی قرار دارد که می‌تواند چارچوب و شروط مذاکرات را تعیین کند.
از منظر ایران، پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز، بر اساس حق قانونی و مدیریت هوشمندانه ایران بر این منطقه راهبردی، در اولویت قرار دارد و مسئله هسته‌ای در شرایط کنونی، تناسبی با واقعیت‌های جاری ندارد.
اروپا و مسئول سیاست خارجی آن، اگر به‌دنبال خروج از انزوای جهانی و کاهش پیامدهای سنگین بحران اقتصادی ناشی از شرایط تنگه هرمز هستند، تنها یک راه پیش‌رو دارند: پذیرش واقعیت‌های جدید، تن دادن به نقش و جایگاه ایران در معادلات منطقه و بازتعریف روند مذاکرات بر اساس چارچوب‌های جدیدی که تهران ترسیم می‌کند.
اروپا دیگر نمی‌تواند با تکرار بازی «مذاکره برای مذاکره» یا بهره‌برداری ابزاری از پرونده هسته‌ای، به اهداف گذشته خود دست یابد. این اتحادیه پیش از هر چیز باید اعتماد ازدست‌رفته را از طریق تعهدپذیری واقعی، راستی‌آزمایی عملی، محکوم‌کردن متجاوزان و اقدام موثر برای جلوگیری از تکرار تجاوزات احیا کند.
در غیر این صورت، اروپا ناگزیر خواهد بود هزینه استمرار همان سیاست‌های شکست‌خورده و نادرست گذشته را بپردازد.
 


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / برجام / اروپا / تحریم / تنگه_هرمز / سیاست_خارجی / اتحادیه_اروپا / مذاکرات_هسته‌ای / کالاس