کتاب در ایران امروز نیازمند یک «طرح نجات ملی» است؛ طرحی که فراتر از برگزاری یک نمایشگاه،آن هم به شکل مجازی، به بازسازی اقتصاد فرهنگ و احیای رابطه جامعه با کتاب فکر کند. اگر دولت میخواهد از سرمایه اجتماعی، انسجام فرهنگی و قدرت نرم ایران در سالهای دشوار پیش رو محافظت کند، باید بداند که نجات صنعت نشر، ضرورتی ملی است.
نورنیوز- گروه فرهنگی: در روزگاری که صنعت نشر ایران یکی از سختترین و فرسایندهترین دورههای حیات خود را میگذراند، برگزاری نمایشگاه کتاب تهران را ولو به شکل مجازی، باید هم به فال نیک گرفت و هم به چشم یک هشدار بزرگ نگریست؛ هشداری درباره اینکه اگر سیاستگذاری فرهنگی کشور همچنان با همین سطح از انفعال و حداقلگرایی ادامه پیدا کند، شاید در آیندهای نهچندان دور چیزی از صنعت نشر باقی نماند که بخواهد در نمایشگاهها عرضه شود.
نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در ادواری که به شکل حضوری برگزار میشد صرفاً یک رویداد فروش کتاب نبود. این نمایشگاه طی دهههای گذشته به یک «رخداد ملی» در عرصه فرهنگ تبدیل شده بود؛ رویدادی که میلیونها نفر را به کتاب، گفتوگو، فرهنگ و فضای عمومی پیوند میزد. کمتر نمایشگاه کتابی در جهان وجود دارد که روزانه نزدیک به یک میلیون بازدیدکننده را تجربه کند. نمایشگاه کتاب تهران نه فقط برای ناشران، بلکه برای کل زیست فرهنگی ایران یک موتور محرک بود؛ از نویسندگان و مترجمان گرفته تا کتابفروشان، چاپخانهها، طراحان، نویسندگان و مترجمان، ویراستاران و حتی کسبوکارهای جانبی فرهنگ.
امسال اما شرایط جنگی و بحرانهای ناشی از آن، امکان برگزاری حضوری نمایشگاه را از میان برده و مسئولان وزارت ارشاد تصمیم گرفتهاند نمایشگاه را فقط به شکل مجازی برگزار کنند؛ تصمیمی که شاید در اصل قابل دفاع و حتی ضروری است. این نمایشگاه از 26 اردیبهشت تا 2 خرداد با حضور 2300 ناشر برگزار میشود و قرار است در این رویداد، کتابها با مجموع ۲۵ درصد تخفیف به مخاطبان عرضه شوند. این میزان تخفیف از دو بخش تشکیل شده است؛ ۱۵ درصد سهم ناشر و ۱۰ درصد نیز بهعنوان یارانه از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پرداخت میشود. در وضعیت فعلی، اصل تداوم رویداد فرهنگی اهمیت دارد و نباید اجازه داد چراغ کتاب بهطور کامل خاموش شود. نمایشگاه مجازی میتواند بخشی از رکود بازار را جبران کند، به ناشران امکان فروش بدهد و دستکم جریان حداقلی کتاب را زنده نگه دارد.
اما مسئله اینجاست که آیا همه ظرفیت سیاستگذای فرهنگی دولت در شرایط بحرانی، تنها به «مجازی کردن» نمایشگاه خلاصه میشود؟ آیا در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ صنعت نشر، وزارت ارشاد صرفاً باید سادهترین و کمهزینهترین گزینه ممکن را انتخاب کند و از کنار بحران عبور کند؟ واقعیت آن است که صنعت نشر ایران امروز در آستانه یک فروپاشی خاموش قرار گرفته است. تیراژ کتابها به حدود ۲۰۰ نسخه رسیده؛ عددی که برای کشوری با جمعیت بیش از 90 میلیون نفر، نه فقط نگرانکننده بلکه فاجعهبار است. قیمت کاغذ، هزینه چاپ، توزیع و تبلیغات چنان افزایش یافته که کتاب عملاً از سبد مصرف بخش بزرگی از جامعه حذف شده است. بسیاری از ناشران تنها برای زنده ماندن تقلا میکنند، نه برای توسعه فرهنگی. کتابفروشیها یکی پس از دیگری تعطیل میشوند و نویسندگان و مترجمان نیز چشمانداز روشنی پیش روی خود نمیبینند.
در چنین شرایطی، نمایشگاه مجازی اگرچه تاحدودی مفید است، اما بیشتر شبیه مُسکّنی موقت برای بیماری مزمنی است که به درمانی جدی نیاز دارد. بازار نشر امروز بیش از هر زمان دیگری چشم انتظار سیاستهای حمایتی واقعی و مؤثر است؛ سیاستهایی که بتواند هم تقاضا برای کتاب را احیا کند و هم هزینه تولید را کاهش دهد. دولت و وزارت ارشاد باید بپذیرند که در وضعیت جنگی، فرهنگ و کتاب یک کالای لوکس نیستند که بتوان آنها را به حاشیه راند. اتفاقاً در شرایط بحران، جامعه بیش از همیشه به سرمایه فرهنگی، امید اجتماعی و انسجام ذهنی نیاز دارد و کتاب یکی از مهمترین ابزارهای تولید این سرمایه است. کشوری که در میانه فشارهای اقتصادی و جنگی، کتاب را رها کند، در واقع بخشی از توان مقاومت فرهنگی خود را از دست میدهد.
از همین رو، انتظار میرود دولت از حالت نظارهگر خارج شود و به سمت سیاستهای خلاقانهتر حرکت کند. اعطای یارانه مستقیم خرید کتاب، حمایت از کتابخانههای عمومی برای خرید گسترده آثار ناشران، اختصاص بستههای حمایتی به چاپخانهها، سرمایهگذاری برای تولید کاغذ در داخل، نظارت هوشمند واثرگذار بر روند واردات کاغذ و مقابله با مافیای آن، معافیتهای مالیاتی جدیتر برای فعالان نشر، تسهیلات بانکی کمبهره برای ناشران، و حتی طراحی کمپینهای ملی ترویج کتابخوانی میتواند بخشی از این مسیر باشد.
همچنین وزارت ارشاد میتوانست نمایشگاه امسال را به فرصتی برای خلق ابتکارات تازه تبدیل کند؛ از برگزاری نشستهای گسترده آنلاین با نویسندگان و مترجمان گرفته تا حتی تبدیل نمایشگاه مجازی به یک رویداد رسانهای فراگیر در سطح ملی. اما آنچه تاکنون دیده میشود بیشتر نوعی مدیریت حداقلی بحران است تا یک سیاست فرهنگی فعال و آیندهنگر. حتی دوره زمانی برگزاری این نمایشگاه نیز بسیار محدود و کوتاه است و شاید میشد دستکم این زمان را طولانیتر کرد.
مشکل اصلی اینجاست که سیاست فرهنگی در ایران انگار هنوز به صنعت نشر به چشم یک «صنعت راهبردی» نگاه نمیکند. در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان، بازار کتاب بخشی از امنیت فرهنگی و قدرت نرم کشورها محسوب میشود، در ایران نشر اغلب در اولویتهای آخر قرار میگیرد. نمایشگاه مجازی تهران میتواند فرصتی برای حفظ حداقل جریان فرهنگی کشور باشد و باید از آن حمایت کرد. اما اگر این رویداد بهانهای برای پنهان کردن بحران عمیقتر صنعت نشر شود، مسئله حل نخواهد شد.
حقیقت آن است که کتاب در ایران امروز نیازمند یک «طرح نجات ملی» است؛ طرحی که فراتر از برگزاری یک نمایشگاه،آن هم به شکل مجازی، به بازسازی اقتصاد فرهنگ و احیای رابطه جامعه با کتاب فکر کند. اگر دولت میخواهد از سرمایه اجتماعی، انسجام فرهنگی و قدرت نرم ایران در سالهای دشوار پیش رو محافظت کند، باید بداند که نجات صنعت نشر، ضرورتی ملی است.