نورنیوز https://nournews.ir/n/316830
کد خبر: 316830
22 اردیبهشت 1405
جلال خوش‌چهره:

تعادل؛ گوهر گمشده در مذاکرات


ترامپ باید بپذیرد که وقتی با پدیده‌ها اعم از جنگ اوکراین، جنگ غزه، جنگ لبنان، جنگ یمن و حتی ایران برخورد می‌کند به این معنا نیست که بتواند یک سویه منافعی را از آن خود کند.

نورنیوز-گروه بین الملل: گره اصلی در آنچه مذاکرات ایران و آمریکا خوانده می‌شود و اینکه تمام تلاش‌های دیپلماتیک با ناکامی مواجه می‌شود، آن است که ترامپ می‌خواهد سیاست اراده مبتنی بر قدرت را به اجرا بگذارد. این در حالی است که در بستر واقعی نشان داده شده که ترامپ از ابتدای کار خود چه در دور نخست ریاست جمهوری و به ویژه دور دوم معمولا تلاش کرده با نگاه به اراده مبتنی بر قدرت به موضوعات جهانی از جمله جنگ اوکراین، جنگ غزه، لبنان، یمن و ایران بپردازد.

با وجود نزدیک به سه سال که از دوره ریاست جمهوری آمریکا می‌گذرد می‌بینیم که اگرچه واشنگتن توانسته تاثیراتی بر تحولات و جنگ‌ها داشته باشد، اما نتوانسته آنها را به فرجام برساند. چرا که واقعیت‌ها چیزی است متفاوت از آنچه که ترامپ تصور می‌کند و در پی آن است. سیاست اراده مبتنی بر قدرت بیش از آن که در بستر واقعیت باشد، به رغم همه تحولاتی که در این بستر رخ داده، همچنان یک مقوله انتزاعی محسوب می‌شود.

 ترامپ باید بپذیرد که وقتی با پدیده‌ها اعم از جنگ اوکراین، جنگ غزه، جنگ لبنان، جنگ یمن و حتی ایران برخورد می‌کند به این معنا نیست که بتواند یک سویه منافعی را از آن خود کند. به همین دلیل وقتی تهران و واشنگتن وارد تعاملات مذاکراتی شدند آن هم در میانه جنگی که داشت شکل تمام‌عیار به خود می‌گرفت، نشان می‌داد که هم تهران و هم واشنگتن به رغم تمام رجزخوانی‌ها که فضای تبلیغاتی را آکنده بود موافق این هستند که جنگ به پایان برسد و به توافقی ختم شود که مفهوم صلح را با خود به همراه داشته باشد.

 آمریکا و ایران تمام آنچه را که در توان داشتند تا آنجایی که جنگ اجازه می‌داد، به منصه ظهور گذاشتند و حالا هر دو وقتی قبول کردند که توافق آتش‌بس را بپذیرند و برای دستیابی به توافق وارد گفت‌و‌گو‌های صلح‌آمیز یا مذاکره شوند، یعنی هر دو تلاش می‌کنند به یک نقطه تعادل برسند. نقطه تعادل به این معنا که هر دو سمت ماجرا باید بپذیرند که دستیابی به صددرصد اهداف ممکن نیست. هم واشنگتن باید از مواضع خود عقب‌نشینی کند و هم طرف دیگر باید در دیدگاه‌های خود انعطافی مطابق منافع ملی نشان دهد.

 این با لحاظ عنصر سوم یعنی اسرائیل است که همچنان نه مساله خلیج فارس و تنگه هرمز برایش مهم است و نه آنقدر‌ها که به نظر می‌رسد موضوع هسته‌ای؛ بلکه این تنها مساله موشکی است که برایش اهمیت دارد به این دلیل که با وجود این عنصر مهم، نمی‌تواند در خاورمیانه اقتدار داشته باشد. با این حال این امید می‌رفت که دو سمت ماجرا برای رسیدن به نقطه تعادل فکر کنند، اما با رد پیشنهاد جدید تهران و اظهارات تند دونالد ترامپ به پیشنهاد مطرح شده نشان می‌دهد که او همچنان بر مواضع صددرصدی و زیاده‌خواهانه خود تاکید دارد و دقیقا به همین دلیل است که تهران هم در مقابل روی خطوط قرمز خود استوار ایستاده است.

 اگرچه بعضی تعبیر‌ها صورت گرفته یعنی اگر بگوییم قرار است صددرصد اختلافات مورد بحث قرار بگیرد، من با حالت خوشبینانه می‌گویم ممکن است ۷۰ درصد اختلافات حل شود، ولی ۳۰ درصد باقی مانده، بسیار تعیین کننده است و اگر روی ۳۰ درصد مورد اختلاف توافقی صورت نگیرد، تقابل همچنان ادامه خواهد داشت و شدیدتر هم خواهد شد.

 در عین حال ترامپ به‌رغم تمام لفاظی‌ها و تندگویی‌ها، همچنان دریچه دیپلماسی را واشنگتن باز نگه داشته است. حال باید نگاه کرد که سفر ترامپ به پکن می‌تواند چه دستاوردی برای رسیدن به نقطه تعادل داشته باشد. تا این نقطه تعادل به دست نیاید و همچنان به عنوان یک گوهر گمشده در تعامل تهران و واشنگتن وجود داشته باشد، تقابل یک احتمال جدی در آینده خواهد ماند.


منبع: آرمان ملی
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ترامپ / دیپلماسی / سیاست_خارجی / مذاکرات_ایران_آمریکا / منافع_ملی / تنش_ایران_آمریکا / توافق_آتش_بس