رژیم صهیونیستی با بررسی لایحه لغو توافق اسلو، بار دیگر سیاست توسعه اشغالگری و بیاعتنایی به تعهدات بینالمللی را آشکار ساخت؛ اقدامی که همزمان با تشدید بحرانهای سیاسی و امنیتی داخلی دنبال میشود.
نورنیوز-گروه بینالملل: اشغالگریها و جنایات رژیم صهیونیستی، با حمایت و همراهی آمریکا، در حالی موجی از انزجار جهانی را برانگیخته است که رسانههای عبری از بررسی لایحهای در کمیته وزارتی رژیم صهیونیستی خبر دادهاند؛ لایحهای که از سوی معاون رئیس کنست ارائه شده و هدف آن لغو توافق اسلو است. طراحان این لایحه مدعیاند که توافق اسلو «به جای صلح، تروریسم را به همراه آورده است».
کانال ۱۲ عبری گزارش داده است که کمیته وزارتی اسرائیل برای قانونگذاری، لایحهای را با هدف لغو توافق اسلو ـ توافقی که در سال ۱۹۹۳ با سازمان آزادیبخش فلسطین به امضا رسید ـ مورد بررسی قرار خواهد داد. «لیمور سونهار ملیچ»، معاون رئیس کنست، نیز در شبکه ایکس نوشته است: «ما وعده داده بودیم که مانع تشکیل کشور فلسطین شویم و اکنون زمان آن فرا رسیده است که شهرکسازی در مناطق آ و ب را تقویت کرده و توافق بدفرجام اسلو را لغو کنیم.»
این اقدام صهیونیستها، افزون بر آنکه گامی در جهت تشدید اشغالگری و توجیه جنایات این رژیم در منطقه و نیز سرپوش گذاشتن بر شکستهای پیاپی، بهویژه در جنگ رمضان، به شمار میرود، از یکسو ریشه در رفتارهای یکجانبهگرایانه و منفعتطلبانه آمریکا ـ بهعنوان الگو و حامی اصلی این رژیم در نقض قوانین و تعهدات بینالمللی ـ دارد و از سوی دیگر، بار دیگر تهدید بودن رژیم صهیونیستی برای امنیت منطقه و جهان و ضرورت مقابله فراگیر با آن را آشکار میسازد.
اسلو؛ پیمانی که از آغاز برای اجرا نوشته نشده بود
توافق اسلو که با طراحی آمریکا در سال ۱۹۹۳ میان رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان فلسطین و با فضاسازی گسترده رسانهای منعقد شد، تا امروز از سوی طرف آمریکایی ـ صهیونیستی هرگز به اجرا درنیامده است. برخلاف تعهدات مطرحشده درباره تشکیل کشور مستقل فلسطین، نهتنها چنین هدفی محقق نشد، بلکه رژیم صهیونیستی اشغالگری در کرانه باختری و قدس را با توسعه شهرکسازیها و تداوم نسلکشی در غزه تشدید کرد؛ تا آنجا که بنیامین نتانیاهو با وقاحتی آشکار، نقشهای از منطقه بدون فلسطین را به نمایش گذاشت.
بر این اساس، میتوان گفت طرح ادعایی اخیر چیزی جز فرار به جلو برای پوشاندن چند دهه اشغالگری و توجیه تشدید این روند نیست؛ چنانکه در ماههای اخیر نیز طرحهای جدید شهرکسازی در کرانه باختری تصویب شده و پروژه اشغال غزه تحت عنوان «خط زرد» دنبال شده است.
از همین منظر، باقی ماندن یا حذف توافق اسلو تأثیری واقعی بر سرنوشت فلسطین ندارد؛ چراکه ماهیت این رژیم بر پایه اشغالگری، سرکوب و نسلکشی استوار است.
جنگ رمضان و فروپاشی معادلات نتانیاهو
کارنامه سیاسی نتانیاهو نشان میدهد که وی برای حفظ قدرت، سیاست جنگافروزی از غزه تا لبنان و ایران را در پیش گرفته است؛ بهگونهای که پرونده تمامی این جنگها همچنان باز و ناتمام باقی مانده است.
با این حال، جنگ رمضان و شگفتانههای ایران و ایستادگی حزبالله، بسیاری از معادلات رژیم صهیونیستی را بر هم زد؛ تا جایی که تشدید اشغالگری در کرانه باختری به آخرین ابزار نتانیاهو برای جلب رضایت جریانهای افراطی داخلی تبدیل شد.
در سطح جهانی نیز اذعان روزافزون به شکست اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ رمضان، همراه با محکومیت سیاستهای این رژیم و حتی کشیده شدن پرونده شهرکسازیها به شورای امنیت و اتحادیه اروپا، این حربه نتانیاهو را نیز ناکارآمد ساخته است.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد نتانیاهو که هم در میدان نظامی و هم در عرصه افکار عمومی شکست خورده، در پی آغاز بازی جدیدی با عنوان خروج از تعهدات بینالمللی است تا شاید از این مسیر بتواند حیات سیاسی خود را در اوج اعتراضات داخلی حفظ کند.
آمریکا؛ معمار بیتعهدی و بنیانگذار هرجومرج حقوقی
اقدام رژیم صهیونیستی در نابودسازی تعهدات بینالمللی را میتوان متأثر از رفتارهای آمریکا و شخص ترامپ دانست؛ سیاستی که با نقض معاهدات و بیاعتنایی به قواعد بینالمللی، بدعتی خطرناک را در نظام جهانی پایهگذاری کرد.
سیاست «اول آمریکا»ی ترامپ و خروج واشنگتن از بسیاری از توافقها و تعهدات بینالمللی، اعتمادبهنفسی کاذب به رژیم صهیونیستی بخشیده است؛ اعتمادی که نتیجه آن، استمرار اشغالگری و بیاعتنایی به قواعد و معادلات جهانی بوده است.
این بدعت خطرناک، با سکوت کشورهای غربیِ مدعی دفاع از حقوق بینالملل ـ از جمله اقدام آنها در قبال احکام دادگاه لاهه درباره مجازات سران رژیم صهیونیستی و نیز بیتوجهی به هشدارها و گزارشهای سازمانهای بینالمللی همچون عفو بینالملل، کمیته بینالمللی صلیب سرخ و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد درباره جنایات این رژیم زمینهساز تشدید بحران شده و میتواند بنیانهای نظم جهانی را با خطر جدی مواجه سازد.
رژیم صهیونیستی؛ تهدیدی مستمر علیه امنیت منطقه و جهان
رفتارهای رژیم صهیونیستی و حامیان آن، بهویژه آمریکا، هرچند بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، حاصل زوال و شکستهای زنجیرهای آنان ـ بهخصوص در جنگ رمضان ـ است، اما در اصل ماجرا، یعنی تهدید بودن آنان برای امنیت منطقه و جهان، هیچ تغییری ایجاد نمیکند.
این روند، بیش از پیش حقانیت مواضع ایران مبنی بر تهدید بودن رژیم صهیونیستی و حامیانش برای کل منطقه و نظام بینالملل را آشکار ساخته و ضرورت شکلگیری اجماع فراگیر برای مقابله با آن را دوچندان کرده است.
جنگ رمضان و دستاوردهای ناشی از ایستادگی ایران و محور مقاومت، بهعنوان عاملی مهم در مهار رژیم صهیونیستی و حامیانش مطرح شده و اجرای شروط و مطالبات ایران از سوی منطقه و جهان میتواند این روند را تکمیل کند.
در عین حال، بیتعهدی آمریکا و رژیم صهیونیستی، ضرورت استمرار مدیریت هوشمندانه ایران بر تنگه هرمز را بهعنوان مؤلفهای بازدارنده و مؤثر در امنیت منطقه برجسته میسازد؛ چراکه تجربه نشان داده است این رژیمها به هیچ اصل و قانونی پایبند نیستند و تنها زبان قدرت را میفهمند.