در پی تحریم 5 شرکت بزرگ پالایشی چین از سوی آمریکا به بهانه محدودسازی منابع مالی ایران، پکن با استفاده از «قانون بلاکینگ» به شرکتهای خود دستور داد از تحریمهای واشنگتن تبعیت نکنند؛ اقدامی کمسابقه که از نگاه تحلیلگران، نشانه ورود چین به مرحله مقاومت فعال در برابر فشارهای آمریکا و تلاشی برای حفظ امنیت انرژی و مقابله با هژمونی تحریمهای یکجانبه است.
نورنیوز-گروه بین الملل: هر چند دونالد ترامپ بر خلاف دموکراتها تهدید چین را چندان در صحنه عمومی سیاست خارجیاش جدی نگرفت اما تنش میان واشنگتن و پکن نسبت به قبل به ویژه تحت تاثیر موضوعات تایوان و تعرفههای تجاری سنگین، تشدید شده است.
آمریکا اخیرا بستهای از تحریمها را علیه چندین شرکت بزرگ چینی فعال در حوزه پالایش و تجارت نفت در بحبوبه جنگ در منطقه و محدودیتهای شدید بر تنگه هرمز که ترانزیت انرژی از این منطقه به دنیا به ویژه چین را مختل کرده، اعمال کرد؛ اقدامی که به طور رسمی با هدف محدودسازی منابع مالی ایران توجیه شد، اما در عمل یکی از مهمترین بخشهای زنجیره تامین انرژی چین را هدف قرار داد.
در عین حال پکن در یک بیانیه کم سابقه و محکم علیه تحریم اخیر آمریکا، به پنج شرکت بزرگ پالایشی خود که در لیست تحریم آمریکا هستند، شامل «هنگلی پتروشیمی (Hengli Petrochemical)»، «شاندونگ شوگوانگ لوکینگ پتروشیمی (Shandong Shouguang Luqing Petrochemical)»، «شاندونگ جینچنگ پتروشیمی (Shandong Jincheng Petrochemical)»، «هبی شینهای کمیکال (Hebei Xinhai Chemical)» و «شاندونگ شنگشینگ کمیکال (Shandong Shengxing Chemical)» به لحاظ حقوقی دستور داد که از تحریمهای آمریکا علیه ایران تبعیت نکنند؛ تصمیمی که از منظر بسیاری از تحلیلگران، نشانهای روشن از عبور چین از فاز «احتیاط» به مرحله «مقاومت فعال» در برابر فشارهای واشنگتن ارزیابی میشود.
وزارت بازرگانی چین، تحریمهای آمریکا را ناقض «حقوق بینالملل و هنجارهای اساسی روابط بینالملل» دانست و تاکید کرد: این دستور منع، مقرر میدارد که چین نمیتواند تحریمهای اعمال شده علیه پنج شرکت چینی یاد شده را به رسمیت شناخته یا اجرا کند.
در عین حال، واکنش صریح و جدی و کم سابقه چین در برابر تحریمهای نفتی آمریکا در حالی که منطقه خلیج فارس به عنوان مهمترین تامینکننده نفت دومین قدرت بزرگ اقتصادی جهان است و از سویی در آستانه سفر ترامپ به این کشور مورد توجه و بررسی است.
حامد وفائی کارشناس مسائل چین در گفتوگو با ایسنا در تحلیل خود درباره ممنوعیت تبعیت از تحریمهای آمریکا علیه پنج شرکت چینی اظهار کرد: اقدام اخیر چین که برای نخستین بار از «قانون بلاکینگ» استفاده کرده، یک گام حقوقی ـ سیاسی مهم و نمادین محسوب میشود. وزارت بازرگانی چین در این خصوص صراحتاً اعلام کرده که هیچ فرد یا نهادی نباید تحریمهای آمریکا علیه شرکتهایی مانند Hengli Petrochemical (Dalian) Refinery و چهار پالایشگاه «تیپات» (teapot) شاندونگ را به رسمیت شناخته، اجرا یا از آن تبعیت کند.
پکن منافع حیاتی خود را در زمینه امنیت انرژی قربانی فشارهای واشنگتن نمیکند
وی با اشاره به ابعاد حقوقی و اقتصادی اقدام اخیر چین گفت: این اقدام در وهله نخست گامی در راستای حفاظت از حاکمیت اقتصادی پکن در برابر فشارهای یکجانبه ایالات متحده محسوب میشود. چین با این حکم فراقلمرویی ضمن رد تحریمهای آمریکا، دقیقاً همان الگویی که اتحادیه اروپا سابقا در برابر تحریمهای ثانویه آمریکا علیه ایران (پس از خروج ترامپ از برجام در ۲۰۱۸) مورد استفاده قرار داده بود را به کار گرفته است. این اقدام در پی آن است که شرکتهای چینی را از جریمهها یا فشارهای ثانویه آمریکا مصون داشته و در عین حال این سیگنال را مخابره میکند که پکن حاضر نیست منافع حیاتی خود به ویژه در زمینه امنیت انرژی را قربانی فشارهای واشنگتن کند.
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه اقدام چین به لحاظ اقتصادی و از آنجایی که چین بیش از ۸۰-۹۰ درصد نفت صادراتی ایران را به ویژه از طریق پالایشگاههای کوچک تیپات که انعطافپذیرترند، خریداری میکند حائز اهمیت است، گفت: امروز به ویژه در شرایط بسته بودن تنگه هرمز و اختلال در جریان جهانی نفت، این خریدها برای چین حیاتیتر شدهاند. اکنون نفت ایران با قیمت مناسب مورد نظر چین عملا به پکن کمک خواهد کرد تا هزینههای انرژی این کشور را کنترل کرده و حاشیه سود پالایشگاههای داخلی خود را نیز حفظ کند. بر این اساس میتوان این اقدام چین را گامی مهم در راستای حفاظت از زنجیره تأمین انرژی این کشور توصیف کرد.
موضع چین در قبال تحریم نفتی آمریکا، هوشمندانه و صریح بود
وفائی در پاسخ به این پرسش که تحریم چین در آستانه سفر ترامپ به چین چه پیام و پیامدهایی دارد؟ ابراز کرد: از جهت ژئوپلیتیک و به خصوص با توجه به احتمال قوی در پیش بودن دیدار ترامپ و شی جینپینگ به نظر میرسد، اتخاذ این موضع از سوی پکن اقدامی هوشمندانه با پیامی صریح برای دونالد ترامپ باشد. در واقع چین با این پاسخ به طرف آمریکایی به عنوان اصلیترین تهدید این کشور نشان میدهد که در موضوعاتی که امنیت ملی و منافع اش درگیر باشد که طبعا مساله امنیت انرژی و موضوع زنجیره انرژی چین از مصادیق آن است، کوتاه نمیآید و نمیتوان در چنین مواردی پکن را با فشار وادار به عقبنشینی کرد.
وی در ادامه به تحولات مرتبط با بسته شدن تنگه هرمز اشاره کرد و افزود: همزمان با شرایط پیچیده جاری در غرب آسیا و همچنین انسداد تنگه هرمز و همزمانی این موضوع با موضع اخیر چین، اولا باید توجه داشت که بیتردید بسته بودن تنگه هرمز به واسطه تنشهای ایجاد شده توسط آمریکا، شوک بزرگی به بازار انرژی جهانی زده و قیمت نفت را افزایش داده است. در این میان طبعا چین، بهعنوان بزرگترین واردکننده نفت جهان، از آسیبهای این فضای پرتنش و پیچیده مصون نبوده اما همزمان فرصت دارد تا میزان وابستگی خود به مسیرهای جایگزین انرژی از جمله روسیه یا خلیج فارس را به طور هوشمندانه مدیریت کند.
این کارشناس مسائل چین همچنین خاطرنشان کرد: در این میان حمایت حقوقی از خرید نفت ایران، این سیگنال را به طرفهای مختلف در غرب آسیا میدهد که پکن همچنان ایران را بهعنوان یکی از تأمینکنندگان کلیدی انرژی خود حتی در شرایط بحرانی به رسمیت شناخته و نسبت به حفظ آن اقدام میکند. البته از سوی دیگر این اقدام به تهران کمک میکند تا درآمد ارزی محدود خود را محفوظ داشته و به مقاومت در برابر تحریمهای غیرقانونی غرب ادامه دهد.
وفائی ادامه داد: مسألهای که در این میان باید مورد توجه حکمرانان جمهوری اسلامی قرار داشته باشد، تفکیک دو مفهوم «متحد ایدئولوژیک» و «شریک استراتژیک محاسباتی» است که بر اساس واقعیات جاری در صحنه نظام بین الملل، چین در تلاش برای ایجاد تعادلی هوشمند بین این دو و حمایت عملیاتی از ایران بدون پرداخت هزینههای امنیتی و نظامی است.
جنگ سرد اقتصادی و حقوق چین و آمریکا
این استاد دانشگاه اظهار کرد که از سوی دیگر چین با این حرکت، ضمن تقویت روایت «قوانین بینالمللی مبتنی بر چندجانبهگرایی» گامی در جهت بیاعتبارسازی تحریمهای یکجانبه آمریکا برداشته و از این منظر اقدام اخیر پکن را باید بخشی از تلاش بزرگتر این کشور برای ایجاد معماری مالی موازی و تداوم سیاستهای پکن در موضوعاتی چون دلارزدایی و پترو یوآن توصیف کرد.
وی ابراز عقیده کرد که در شرایط انسداد تنگه هرمز در چارچوب «دیپلماسی معاملهگر»، تهران باید بسته پیشنهادی خود برای نقشآفرینی پکن در غرب آسیا و خلیج فارس را به چین ارائه کند.
این کارشناس مسائل چین در ادامه با تاکید بر اینکه «نگاه چین به ایران در معادلات جاری منطقه نه یک نگاه «اتحاد محور» که عمدتا در چارچوب سیاستهای پکن در راستای «مدیریت ریسک» قابل ارزیابی است»، گفت: چین هم جریان به صرفه انرژی از ایران و ثبات و امنیت در حوزه انرژی را حفظ کرده، هم اهرم و نفوذ خود در غرب آسیا را محفوظ داشته و از طرفی در آستانه دیدار ترامپ و شی اهرمی موثر برای چانهزنی در برابر واشنگتن را که درگیر باتلاق جنگ در خلیج فارس است، ایجاد کرده است.
وفائی اظهار کرد: در مجموع اقدام پکن در مقابله فعال با تحریمهای نفتی آمریکا در آستانه سفر به پکن، را میتوان نماد و بخشی از «جنگ سرد جدید» اقتصادی ـ حقوقی بین دو قطب قدرت در نظام بینالملل دانست که در چارچوب آن تضعیف هژمونی تحریمهای یکجانبه آمریکا از سوی قطبهای نوظهور به جریان افتاده است. بر این مبنا احتمال میرود که دیدار پیش روی ترامپ و شی صحنهای از معامله قدرتها بر سر این تنشها و نظم جدیدی که با میدان داری تحولات غرب آسیا در پیش است، باشد.