نورنیوز https://nournews.ir/n/316351
کد خبر: 316351
20 اردیبهشت 1405
محمدرضا جلایی پور:

هفت انگاره خطا درباره جنبش خیابانی امروز


اکنون 70 شب است که در صدها شهر کشور و ده‌ها میدان تهران آنچه «جنبش خیابانی حفاظت از ایران» می‌خوانم، تداوم داشته، تعدادی از اهداف دو قدرت اتمی متجاوز به ایران را ناممکن و در دفاع از ایران نقشی تعیین‌کننده ایفا کرده است.

نورنیوز- گروه سیاسی: با این حال، تحلیل این جنبش موثر هنوز به قدر کافی مورد توجه جامعه‌شناسان و بسیاری از تحلیلگران و ناظران و رسانه‌ها در داخل و خارج از کشور قرار نگرفته است. در ادامه به چند عامل که در کنار هم شاید این کم‌توجهی را توضیح دهد، اشاره می‌کنم:
 ۱- انگاره خطا درباره ابعاد جنبش-  بسیاری از ناظران ابعاد این جنبش را دست‌کم می‌گیرند. بر اساس چند نظرسنجی معتبر ملی بین ۴۸ تا ۶۰ درصد ایرانیان حداقل یک‌بار در این تجمع‌های شبانه حفاظت از ایران شرکت کرده‌اند. بین ۱۰ تا ۲۵ درصد ایرانیان هم گزارش می‌کنند که به‌طور مستمر در این تجمع‌ها شرکت داشته‌اند. مشاهدات میدانی هم از جمعیت قابل اعتنای این تجمع‌های پرشمار حکایت می‌کند. در تاریخ ایران و جهان سابقه نداشته است که برای 70 شب متوالی در صدها شهر و ده‌ها میدان پایتخت تجمع‌های حول پرچم و حفاظت از کشور شکل بگیرد.
۲- انگاره خطا درباره یکدستی جمعیت مشارکت‌کننده- بر اساس نظرسنجی‌های معتبر، جمعیت مشارکت‌کننده در این اجتماعات شبانه یکپارچه نیست و به‌‌رغم اینکه واجد اکثریتی است که به نسبت میانگین ایرانیان مذهبی‌‌تر و بیشتر مدافع نظام است، از چند جهت تکثر دارد. بر اساس یک نظرسنجی معتبر ۳۰ درصد حاضران در انتخابات ۱۴۰۳ رای نداده بوده‌اند. حاضران به سه دسته بزرگِ حامی تصعید نظامی، متمایل به مذاکره و توافق و حامی ترکیب دیپلماسی و مقاومت نظامی هستند. در خیابان هم مشابه کل جامعه ناراضیان اقتصادی اکثریتند و گرایش‌های سیاسی و مذهبی متنوعی دارند.

۳- انگاره خطای رانتی دانستن مشارکت‌کنندگان - کسانی که در تجمع‌های میادینِ متنوع تجربه مشاهده مشارکتی مکرر دارند، می‌دانند که اکثریت قاطع شرکت‌کنندگان از اقشار محرومند. دیشب شخصا در میدان انقلاب دیدم که ردیف فشرده موتورسیکلت‌های پارک‌ شده شرکت‌کنندگان حدود دو کیلومتر شده بود. در سایر میادین هم اغلب حاضران فاقد خودروی شخصی‌ و از اقشاری‌اند که با توجه به اینکه نصف ایرانیان به زیر خط فقر رفته‌اند، تقریبا همه قربانی فقرند. اگر احیانا بهره‌مندان از رانت هم شرکت کنند، نه در میانه جمعیت که در بخش وی‌آی‌پی و پشت سن و غیرمنظم حاضر می‌شوند. اینکه جمعیتی به این بزرگی را که به‌‌رغم تحمل فشارهای شدید اقتصادی، به خاطر تعلقات ملی و مذهبی و با تعهدی دیدنی در سرما و گرما و زیر باران و هر شرایطی در جنبش حفاظت از ایران مشارکت کرده را رانتی بخوانیم دور از انصاف است و محصول عدم مشاهده و تجربه مشارکتی و از نزدیک این تجمعات.
۴- انگاره خطای «ساندیسی» محسوب کردن مشارکت‌کنندگان-  از دور بعضی ناظران اسیر این تصور خطا شده‌اند که جمعیت مشارکت‌کننده صرفا دنبال‌کننده اوامر حاکمیتی و فراخوان‌های صداوسیما و «ساندیسی» است. مشاهده از نزدیک از قضا درست عکسِ این انگاره، نشان می‌دهد که در عموم شرکت‌کنندگان نوعی حس قدرتمند «عاملیت» و «سوژگی» و «نقش‌آفرینی موثر برای حفاظت از ایران» دیده می‌شود و در برابر ابزار و ابژه شدن مقاوت شدیدی دارند. اساسا شروع تجمع‌ها هم کاملا از پایین و عمدتا با عاملیت اعضای محوری شبکه‌های مساجد و محله‌ها و هیئات و موکب‌ها شکل گرفت و رشد کرد. عمده ساماندهی و حتی پذیرایی‌ها هم هنوز توسط همین شبکه صورت می‌گیرد.
۵- انگاره‌ خطای تریبون‌داری شبکه پایداری-  از ۵۶ تجمع شبانه مستمر در میادین تهران فقط در دو موردش تریبون در دست مداحان نزدیک به پایداری است. در سایر میادین یا مداحان نزدیک به قالیباف یا تریبون‌دارانی که تلاش می‌کنند به‌‌رغم دفاع از نظام و ایران وارد منازعات سیاسی نشوند، تریبون‌ دارند. بخشی از تجمع‌ها هم اساسا مداح ندارد. در بسیاری از میادین تازه بعد از پایان برنامه تریبون، تونل‌های انسانی پرچم‌گردانان متکثر شکل می‌گیرد. واقعیت این است که نیروهای میانه و طیف وسیع‌تری از هنرمندان و گروه‌های مرجع هم اگر برای حضور و سازماندهی فعال‌تر شوند، می‌توانند بیش از شبکه پایداری اثر بگذارند.
۶- انگاره خطای یکدستی مناسکی- از دور برخی ناظران تنوع و تغییرات مناسکی‌ تجمع میدانی را ندیده‌اند. در بسیاری از میادین به وضوح با میانداری اکثریتِ زنان فرآیند «ملی‌سازی» فرم‌های مناسکی و کارناوالی‌ شدن مناسک ملی خیابانی و شکل‌گیری نوعی حیات شبانه گرم و فرح‌بخش در حال تطور بوده است. هیچ‌گاه در تاریخ ایران معاصر چنین اقبالی به «پرچم ایران» نشده بوده و این تعداد پرچم در دست این تعداد ایرانی گردانده نشده است. هیچ‌گاه در تاریخ ایران این تعداد نوحه حماسی و سرود و ترانه‌ ملی در میادین کشور همخوانی نشده است. بسیاری از تریبون‌داران و حاضران هم در حال تمرین پذیرش تکثر و ملی‌تر کردن زبان و فرم برنامه‌هایشان بوده‌اند. اینکه این تعداد ایرانی به همراه همسر و فرزند و به شکل مستمر در این تجمع‌های شبانه شرکت کرده‌اند هم حاکی از جاذبه تجربه همبستگی و فرم‌های جدید مناسکی برای حاضران است. تکثر مناسکی هم رو به افزایش بوده است. مثلا در میادین بیشتری موسیقی زنده و نقالی اجرا می‌شود، در جاهایی مثل پارک هنرمندان و باغ فردوس و پاره‌ای میادین تهران و شیراز تجمع‌های با محوریت ادبیات و هنر رو به افزایش بوده است، مداحان بیشتری از سنج و دمام و ساز در نوحه‌های حماسی و سرودهای ملی استفاده می‌کنند و در میادینی مثل انقلاب تهران همخوانی مستمر حاضران پرشمار با نوحه‌ها و ترانه‌ها بسیار شبیه کنسرت‌های بزرگ خیابانی شده است و نوعی پوست‌اندازی فرمی و ارتقای کیفی در انتخاب متن‌ها و ملودی‌ها دیده می‌شود.
۷- استعمارزدگی ذهنی-  بسیاری از رسانه‌ها و ناظران جهانی و حتی بخشی از روشنفکران و اصحاب علوم اجتماعی کشورمان گویی با ذهنی استعمارزده نگاهی تحقیرآمیز به اکثریت حاضران در این تجمع‌ها دارند، شاید به خاطر ۱- مذهبی‌ بودن، ۲- فقیر بودن و ۳- مدافع نظام بودنشان. گویی به خاطر این ویژگی‌ها عاملیتشان کمتر اهمیت دارد، کمتر ارزش تحلیل جامعه‌شناختی و کمتر ارزش پوشش خبری دارد. اگر یک‌دهم این جمعیت، نه در همه شهرهای کشور و نه برای هفتاد شب متوالی که فقط در چند شهر و چند شب، جمع می‌شدند ولی مذهبی‌ نبودند یا از فرادستان اقتصادی بودند یا مدافع حمله نظامی به ایران بودند، تاکنون در رسانه‌های جهانی پوشش وسیعی می‌یافت و سوژه نشست‌ها و تحلیل‌های جامعه‌شناختی پرشماری شده بود. اکثریت زنان این تجمع‌های ده‌ها شبه به‌‌رغم عاملیت قابل اعتنا و میانداریشان چندان دیده نمی‌شوند، چون چادر یا روسری به سر دارند و نسبتی با سوژه مورد علاقه‌ جریان اصلی رسانه‌های غربی - «زن قربانی پدرسالاری اسلامی» - ندارند. علوم اجتماعی ترجمه‌زده و منقطع از تحولات مهم میدان‌های اجتماعی هم گویی اسیر نوعی انگاره‌های استعمارزده مانده است.
٭  مادامی‌ که آتش‌بس پایدار نشده و ایران در معرض تهدیدهای بزرگ تجاوز و کلنگی‌سازی است، همین جمعیت پای کار نقشی تعیین‌کننده در دفاع از ایران و زیرساخت‌هایش می‌توانند ایفا کنند و همه ایرانیان و ذی‌نفعان زندگی در ایران از نتیجه حضورشان در میدان بهره بگیرند. اگر فرآیند تکثرپذیرتر شدن و فراگیرتر و ملی‌تر شدن تریبون این تجمع‌ها ادامه یابد، مزاحمت صوتی تریبون‌ها و کاروان‌ها در ساعات خواب و استراحت شهروندان رفع شود، طیف وسیع‌تری از مدافعان ایران بتوانند در سازماندهی و اداره این تجمع‌ها مشارکت کنند و تنوع مناسکی و محتوایی‌شان بیشتر شود، بازنمایی تجمع‌ها در صداوسیما در خدمت یک ذائقه خاص نباشد و از تریبون هیچ تجمعی در هیچ میدانی برای اهداف جریانی یا حمله به دیپلماسی استفاده نشود و اگر ناظران بیشتری تجربه‌ مشارکتی و مشاهده از نزدیک این تجمع‌ها را بیابند، پاره‌ای از این انگاره‌های خطا می‌تواند اصلاح شود و جامعه‌شناسان و ناظران بیشتری متمایل به تحلیل این پدیده‌ اجتماعی مهم، بی‌سابقه و خادمِ ایران می‌شوند.


منبع: اعتماد
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / وحدت_ملی / همبستگی_ملی / جامعه_ایران / پرچم_ایران / جنبش_اجتماعی / حفاظت_از_ایران