نورنیوز https://nournews.ir/n/316344
کد خبر: 316344
20 اردیبهشت 1405
نورنیوز نتایج نظرسنجی ایپسوس از مردم آمریکا درباره جنگ با ایران را بررسی می‌کند

فشار حداکثری از سوی دولت؛ تردید حداکثری از طرف مردم


61 درصد از پاسخ‌دهندگان آمریکایی به نظرسنجی اخیر ایپسوس، حمله نظامی به ایران را اشتباه می‌دانند و تنها 36 درصد از آن حمایت می‌کنند. این شکاف، بازتاب نوعی «خستگی تمدنی از جنگ» است. جنگ‌های طولانی در عراق و افغانستان، هزینه‌های انسانی و اقتصادی سنگینی برجای گذاشتند و اکنون حافظه جمعی جامعه آمریکا نسبت به مداخله نظامی حساس‌تر از گذشته شده است.

نورنیوز- گروه سیاسی:‌ در جهان روابط بین‌الملل، همیشه میان «تصمیم دولت‌ها» و «تمایل جامعه‌ها» فاصله‌ وجود دارد؛ فاصله‌ای که گاهی کوتاه است اما گاهی آن‌قدر بلند که می‌تواند مسیر یک جنگ یا صلح را تغییر دهد. در موضوع مناسبات ایران و آمریکا، خصوصاً این روزها که ماهیت جنگی پیدا کرده، این فاصله به شکلی کم‌سابقه قابل مشاهده است. داده‌های جدید نظرسنجی مؤسسه معتبر ایپسوس درباره دیدگاه مردم آمریکا نسبت به جنگ امریکا علیه ایران، نشانه‌ای آشکار از یک تحول عمیق در ذهن جامعه آمریکا پیرامون مفهوم جنگ، مداخله و نقش جهانی این کشور است.
بر اساس این نظرسنجی، ۶۲ درصد آمریکایی‌ها با عملکرد کلی دونالد ترامپ به عنوان رئیس‌جمهور مخالف‌اند و فقط 37 درصد عملکرد او را تأیید می‌کنند. وقتی از جمعیت مورد نظرسنجی، نحوه عملکرد ترامپ در موضوع ایران پرسیده شده، ۶۶ درصد رویکرد او را تأیید نمی‌کنند. این دو عدد، صرفاً بیان یک شکاف حزبی یا سیاسی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده فرسایش تدریجی اعتماد عمومی به الگوهای تصمیم‌سازی در حوزه سیاست خارجی ترامپ است. ایران در این میان، صرفاً یک «موضوع سیاست خارجی» نیست، بلکه به یک آزمون برای سنجش میزان پذیرش جنگ‌طلبی در جامعه آمریکا تبدیل شده است.
در سطحی عمیق‌تر، ۵۶ درصد از آمریکایی‌ها با استفاده از ارتش برای اعمال تغییر در کشورهای دیگر مخالف‌اند. این داده، اهمیت تاریخی دارد. آمریکا در دهه‌های گذشته، مداخله نظامی را نه‌تنها یک ابزار، بلکه بخشی از هویت ژئوپلیتیک خود می‌دانست. از جنگ سرد تا خاورمیانه پس از ۱۱ سپتامبر، این تصور وجود داشت که قدرت نظامی می‌تواند نظم سیاسی مطلوب آمریکا را در جهان بازتولید کند. اما اکنون، بیش از نیمی از جامعه آمریکا منطق نظامی‌گری دولت ترامپ را زیر سؤال برده‌اند.
نقطه کانونی این تحول، در نگاه آمریکایی‌ها به استفاده از جنگ در مقابل ایران آشکار می‌شود. ۶۱ درصد از پاسخ‌دهندگان، حمله نظامی به ایران را اشتباه می‌دانند و تنها ۳۶ درصد از آن حمایت می‌کنند. این شکاف، بیش از آنکه یک اختلاف نظر ساده باشد، بازتاب نوعی «خستگی تمدنی از جنگ» است. جنگ‌های طولانی در عراق و افغانستان، هزینه‌های انسانی و اقتصادی سنگینی برجای گذاشتند و اکنون حافظه جمعی جامعه آمریکا نسبت به مداخله نظامی حساس‌تر از گذشته شده است.
با این حال، داده‌ها یکدست نیستند. ۴۱ درصد از پاسخ‌دهندگان گفته‌اند هنوز برای قضاوت درباره نتایج اقدامات آمریکا در ایران زود است. این عدد نشان‌دهنده یک وضعیت «تعلیق شناختی» در افکار عمومی است؛ جامعه‌ای که نه کاملاً به جنگ باور دارد و نه به‌طور قطعی آن را رد می‌کند. این وضعیت تعلیق، از منظر سیاسی بسیار مهم است، زیرا در چنین فضاهایی، تصمیم‌گیران می‌توانند با روایت‌سازی رسانه‌ای، جهت افکار عمومی را تغییر دهند.
در سطح گزینه‌های پیش‌رو و محتمل، شکاف حتی از این هم آشکارتر می‌شود. ۴۸ درصد آمریکایی‌ها خواهان توافق صلح با ایران هستند، حتی اگر این توافق به ضرر اقتصادی یا سیاسی آمریکا تمام شود. در مقابل، ۴۶ درصد همچنان بر فشار بیشتر یا حتی بازگشت به گزینه نظامی تأکید دارند. این تقریباً یک جامعه دوپاره را نشان می‌دهد؛ جامعه‌ای که هنوز بر سر تعریف «راه‌حل» در قبال ایران به اجماع نرسیده است.
در کنار این شکاف، یک لایه دیگر نیز قابل توجه است. ۵۲ درصد از پاسخ‌دهندگان معتقدند اسرائیل نفوذ بیش از حدی بر تصمیم‌گیری‌های آمریکا درباره ایران دارد. این نگاه، صرفاً یک برداشت سیاست خارجی نیست، بلکه نشانه‌ای از بازاندیشی در مفهوم استقلال تصمیم‌گیری در ساختار قدرت آمریکاست. بخشی از جامعه آمریکا اکنون این پرسش را مطرح می‌کند که آیا سیاست خارجی این کشور کاملاً بر اساس منافع ملی تعریف می‌شود یا تحت تأثیر بازیگران بیرونی قرار دارد.
به طور کلی داده‌های نظرسنجی ایپسوس، تصویری چندبعدی از جامعه آمریکا ارائه می‌دهند: جامعه‌ای که از جنگ خسته است، نسبت به کارآمدی مداخله نظامی تردید دارد، اما هنوز در انتخاب جایگزین پایدار برای آن دچار شکاف و ابهام است. این وضعیت، برای سیاست خارجی آمریکا یک چالش جدی ایجاد می‌کند؛ زیرا فاصله میان تصمیم‌سازان و افکار عمومی در حال افزایش است. از منظر راهبردی، این شکاف می‌تواند اثر مستقیم بر وضعیت ایران داشته باشد. هرچقدر افکار عمومی آمریکا نسبت به جنگ بدبین‌تر شود، هزینه سیاسی اقدام نظامی برای دولت‌ها افزایش می‌یابد. در نتیجه، فضای مانور برای دیپلماسی، حتی اگر شکننده باشد، گسترده‌تر می‌شود.
  شاید مهم‌ترین پیام این نظرسنجی نه درباره ایران، بلکه درباره خود آمریکا باشد: قدرتی که همچنان توان نظامی عظیمی دارد، اما در سطح اجتماعی با محدودیت‌های جدی برای استفاده از آن مواجه شده است. این همان نقطه‌ای است که سیاست خارجی دیگر فقط در اتاق‌های تصمیم‌گیری شکل نمی‌گیرد، بلکه در ذهن جامعه‌ای تعریف می‌شود که بیش از گذشته، نسبت به جنگ محتاط، مردّد و البته منتقد شده است.
 


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ترامپ / سیاست_خارجی / تحلیل_سیاسی / افکار_عمومی / روابط_بین_الملل / افکار_عمومی_آمریکا / جنگ_یا_دیپلماسی / خستگی_از_جنگ / نظرسنجی_ایپسوس