نورنیوز https://nournews.ir/n/316212
کد خبر: 316212
19 اردیبهشت 1405
نورنیوز به بهانه سخنان سخنگوی وزارت خارجه ایران بررسی می‌کند؛

چرا ما ابرقدرتیم؟


مفهوم ابرقدرت در قرن بیست‌ویکم دیگر فقط به تعداد ناوهای هواپیمابر و کلاهک‌های هسته‌ای محدود نمی‌شود، بلکه به «توان ایستادگی»، «ظرفیت ترمیم»، «قدرت پاسخگویی» و «میزان تاب‌آوری در زیر شدیدترین فشارها» وابسته است.

نورنیوز- گروه سیاسی: عبارت کوتاه اما کلیدی «ما هم ابرقدرتیم» که چند روز پیش، سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به پرسش یک خبرنگار خارجی بیان کرد، با گذشت چند روز همچنان شایسته توجه و تحلیل از جهات گوناگون است. شاید بتوان این جواب مختصر را یکی از کلیدواژه‌های ماندگار جنگ تحمیلی سوم دانست چراکه قابلیت تبدیل به نماد و استعاره‌ای جذاب و اثرگذار را دارد. دور از درایت است که این جمله را به سادگی یک واکنش سیاسی سخنگوی دستگاه دیپلماسی ایران فرض کنیم و از آن بگذریم. در واقع، پشت این عبارت کوتاه، یک روایت عمیق از تغییر جایگاه ایران در صحنه موازنه قدرت در جهان معاصر نهفته است. یک ادعای تبلیغاتی یا هیجانی هم نبود که مصرف رسانه‌ای داشته باشد؛ بلکه نوعی بازگویی تعریف جدید مفهوم قدرت در قرن بیست‌ویکم بود؛ جهانی که در آن، ابرقدرت بودن دیگر فقط به تعداد ناوهای هواپیمابر و کلاهک‌های هسته‌ای محدود نمی‌شود، بلکه به «توان ایستادگی»، «ظرفیت ترمیم»، «قدرت پاسخگویی» و «میزان تاب‌آوری در زیر شدیدترین فشارها» وابسته است.

جنگ رمضان و ابعادش

جنگ چهل‌روزه اخیر، فقط یک نبرد نظامی نبود؛ بلکه آزمونی برای سنجش استحکام یک کشور در ابعاد گوناگون و خصوصاً سه ساحت نظامی، سیاسی و اجتماعی بود. در این جنگ، ایران نه با یک بازیگر منطقه‌ای، بلکه با ائتلافی از قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ای مواجه شد؛ قدرت‌هایی که تصور می‌کردند می‌توانند با ترکیبی از فشار نظامی، جنگ روانی، تحریم اقتصادی، محاصره تجاری و عملیات رسانه‌ای، ایران را وارد مرحله فرسایش و فروپاشی کنند. اما نتیجه نهایی، چنان نشد که آنها می‌خواستند و برایش نقشه کشیده بودند. 
به لحاظ راهبردی، «شکست» الزاماً به معنای تصرف سرزمین یا نابودی فیزیکی نیست. گاهی یک کشور بدون آنکه خاکش اشغال شود، دچار شکست راهبردی می‌شود؛ یعنی اراده سیاسی‌اش فرو می‌ریزد، ساختار اجتماعی‌اش از هم می‌پاشد یا توان تصمیم‌گیری مستقل خود را از دست می‌دهد. در مقابل، کشوری که بتواند اهداف اصلی دشمن را ناکام بگذارد، حتی اگر هزینه‌های سنگینی پرداخته باشد، از منظر راهبردی شکست نخورده است. در مورد ایران نیز دقیقاً همین اتفاق افتاد. هدف اصلی جنگ، صرفاً حمله به برخی زیرساخت‌ها یا مراکز نظامی نبود؛ بلکه هدف، شکستن ستون‌های اصلی قدرت ایران بود: از کار انداختن توان پاسخ‌گویی نظامی، ایجاد اختلال در ساختار حکمرانی سیاسی، و فروپاشی انسجام اجتماعی. اما هیچ‌یک از این اهداف به شکل تعیین‌کننده محقق نشد.
چندی پیش از آغاز جنگ چهل‌روزه، دریاسالار شهید علی شمخانی دبیر وقت شورای دفاع، طی یک گفت‌وگوی رسانه‌ای، جمله‌ای گفت که آن زمان شاید برای برخی فعالان سیاسی و نظامی، صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی یا تبلیغاتی تلقی می‌شد. او گفت: «هیچ‌ قدرتی قادر به از بین بردن توان پاسخ‌گویی ایران نیست.» اگر آن روز،‌عمق راهبردی این تعبیر برای بسیاری از مخاطبانش چندان روشن نبود، اکنون پس از ۷۰ روز کشاکش و کشمکش قدرت های جهانی با ایران، می‌توان فهمید که این جمله بر چه منطقی استوار بوده است. مسئله فقط وجود موشک‌ها و پهپادها یا تجهیزات نظامی نیست؛ بلکه سخن از شبکه‌ای پیچیده از ظرفیت‌های سخت و نرم است که در طول دهه‌ها شکل گرفته‌اند و به آسانی نابودشدنی نیستند.

سه بازوی یک ابرقدرت جدید

قدرت نظامی ایران در این جنگ صرفاً در شلیک موشک یا عملیات‌های بازدارنده نظامی خلاصه نشد. مهم‌تر از آن، حفظ قابلیت فرماندهی، استمرار توان واکنش، و جلوگیری از فلج شدن ساختار دفاعی بود. بسیاری تصور می‌کردند که نخستین ضربات، زنجیره فرماندهی ایران را از هم خواهد پاشید؛ اما چنین نشد. همین استمرار توان پاسخ‌گویی، معنای واقعی قدرت را آشکار کرد.
در سطح سیاسی نیز، با شلیک به رأس هرم سیاسی نظام و به شهادت رساندن رهبر شهید، ساختار حاکمیت برخلاف پیش‌بینی تحلیلگران خارجی، دچار فروپاشی یا بی‌ثباتی تعیین‌کننده نشد. در بسیاری از جنگ‌های معاصر، فشار خارجی زمانی به نتیجه می‌رسد که به بحران مشروعیت داخلی گره بخورد. اما در اینجا، حذف رهبری به هیچ بحران سیاسی منجر نشد بلکه به شکلی شگفت‌انگیز، نوعی همگرایی ملی شکل گرفت که اجازه نداد پروژه بی‌ثبات‌سازی به نتیجه مطلوب مهاجمان برسد.
شاید مهم‌ترین بخش ماجرا در ساحت اجتماعی رخ داد. در سال‌های اخیر، جامعه ایران با شکاف‌ها، نارضایتی‌ها و بحران‌های متعددی مواجه بوده است. دشمنان ایران نیز دقیقاً بر همین تصور تکیه داشتند و فکر می کردند که فشار نظامی می‌تواند این شکاف‌ها را فعال کند و جامعه را به نقطه انفجار برساند. اما آنچه رخ داد، پیچیده‌تر از این تحلیل ساده بود. تشکیل حلقه‌های انسانی و برگزاری مستمر تجمعات شبانه در میادین و معابر شهرهای میهن، پیوندهای اجتماعی را تحکیم کرد. جامعه ایران نشان داد که میان اعتراض اجتماعی و فروپاشی ملی تفاوت قائل است. همین تمایز، یکی از مهم‌ترین منابع قدرت ایران در این بحران بود.
با این توضیحات، مفهوم «ابرقدرت»، اکنون نیازمند بازتعریف است. در جهان امروز، ابرقدرت فقط کشوری نیست که عالی‌ترین تجهیزات نظامی و حتی سلاح هسته ای دارد و می‌تواند حمله‌ای برق‌آسا و شاید غافلگیرکننده انجام بدهد. در نگاهی عمیق‌تر، ابرقدرت کشوری است که بتواند زیر سنگین‌ترین فشارها دوام بیاورد و همچنان قدرت تصمیم‌گیری مستقل خود را حفظ کند. آینده واقعیت اکنون در مورد ایران قابل مشاهده است: کشوری که با وجود سال‌ها تحریم، فشار و تهدید، هنوز توان ایستادن و پاسخ دادن در سه ساحت نظامی، سیاسی، اجتماعی و تاحدودی اقتصادی را دارد و قدرت ابرقدرتان نتوانسته قدرتش را مضمحل کند، حتما ابرقدرت است.
البته این واقعیت مسلّم را نباید دستمایه توهم خودبسندگی یا نگاه شعاری قرار داد. ابرقدرت بودن، فقط محصول مقاومت نیست؛ بلکه نیازمند عقلانیت، توسعه اقتصادی، سرمایه اجتماعی، کارآمدی حکمرانی و ترمیم شکاف‌های داخلی نیز هست. اگر ایران می‌خواهد این قدرت را تثبیت کند، باید بداند که سرمایه اصلی‌اش تنها موشک‌ها یا توان نظامی نیست، بلکه جامعه‌ای است که در لحظه خطر، هنوز احساس تعلق به سرنوشت مشترک دارد.
شاید معنای عمیق جمله «ما هم ابرقدرتیم» دقیقاً همین باشد: کشوری که برخلاف پیش‌بینی‌ها در برابر هجوم نظامی،اقتصادی و سیاسی ابرقددتها فرو نریخت، توان پاسخ‌گویی‌اش از بین نرفت، ساختار سیاسی‌اش پابرجا ماند و جامعه‌اش، با همه اختلاف‌ها، در لحظه تاریخی از اصل بقا عبور نکرد. در جهان پرتلاطم امروز، این ویژگی، کمتر از قدرت اتمی نیست. شهید شمخانی در همان گفت‌وگوی رسانه‌ای با اطمینانی مطلق، قریب به این مضمون گفته بود که «جمهوری اسلامی ایران قابل فروپاشی نیست.» بنیان‌های مستحکم این ابرقدرت جدید در برابر فشارهای دشمنان خارجی، ممکن است لطمه ببیند و بلرزد اما فرونمی‌ریزد.
 


منبع: نورنیوز
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: امنیت_ملی / سیاست_خارجی / جنگ_رمضان / تحلیل_سیاسی / قدرت_ملی / انسجام_اجتماعی / موازنه_قدرت / تاب‌آوری_ملی / ما_هم_ابرقدرتیم