نورنیوز https://nournews.ir/n/315647
کد خبر: 315647
17 اردیبهشت 1405
صابر گل عنبری:

ترامپ هم پاسخ دقیقی ندارد!


این روزها افکار عمومی درگیر پرسش‌های بنیادین و بی‌پاسخی است: آیا سرانجام توافقی حاصل خواهد شد یا باید منتظر از سرگیری جنگ بود؟ واقعیت این است که شخص دونالد ترامپ نیز پاسخ روشن و قطعی به این پرسش ندارد که توافق می‌شود یا نه.

نورنیوز-گروه سیاسی: در گام نخست، نباید اسیر روایت‌های رسانه‌ای درباره مذاکرات شد. آنچه در رسانه‌ها منتشر می‌شود، لزوماً بازتاب‌دهنده واقعیت‌های پشت پرده در میز مذاکره نیست.

از منظر منطق خشک سیاسی، بن‌بست جنگ به ویژه بعد از بستن تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران، باید سرانجام با نوعی توافق (ولو محدود و موقت) شکسته شود؛ اما میدان سیاست و جنگ، همیشه بر مدار منطق حرکت نمی‌کند. ناکامی ترامپ در دستیابی به اهداف کلان جنگ، به معنای آمادگی او برای امتیازدهی در مذاکرات نیست. برعکس، او برای جلوگیری از شکل‌گیری تصویر یک «بازنده» سرسختی و لجاجت بیشتری از خود نشان می‌دهد. از سوی دیگر، مقاومت ایران و ناکام گذاشتن اهداف طرف مقابل نیز لزوماً به معنای حتمیت تحقق پیروزی کلان سیاسی اقتصادی از طریق کسب امتیازات مطلوب در میز مذاکره نخواهد بود.

دلیل این عدم تطابق، ماهیت «جنگ‌های نامتقارن» است. در این نوع نبردها، طرفِ نامتقارن می‌تواند مانع پیروزیِ یک ارتش کلاسیک و قدرتمند شود، اما به دلایلی در تبدیل مقاومت میدانی خود به امتیازات سیاسی پایدار با چالش بسیار بزرگی مواجه می‌شود. در کارزار کنونی، مهم‌ترین برگ برنده و اهرم فشار ایران، کنترل تنگه هرمز است و در مقابل، آمریکا می‌کوشد با تهدید نظامی مستمر و محاصره شدید اقتصادی، این اهرم ژئوپلیتیک را خنثی و بی‌اثر سازد و به یک تهدید تبدیل کند.

برای درک بهتر این وضعیت، می‌توان به جنگ غزه نگاه کرد: حماس نزدیک به دو سال مقاومت کرد و با وجود نابودی زیرساخت‌های این منطقه، اهداف کلان اسرائیل (نظیر اشغال کامل نوار غزه و نابودی ساختار نظامی و سیاسی حماس) محقق نشد و در نتیجه از منظر اسرائیل، تهدید غزه هر چند تضعیف شده اما برطرف نشده است. اما در نهایت حماس نتوانست این مقاومت کم‌نظیر را به یک پیروزی سیاسی یعنی وادار کردن طرف اسرائیلی به عقب نشینی کامل و لغو محاصره غزه و بازسازی آن تبدیل کند. سرانجام نیز ناچار شد مهم‌ترین اهرم فشار خود یعنی گروگان‌ها را زیر فشار نسل‌کشی بی‌امان و قحطی و بحران انسانی مبادله کند، بی‌آنکه تضمینی برای اجرای کامل بندهای توافق از سوی طرف مقابل وجود داشته باشد.

اکنون هم غزه در سایه ویرانی گسترده همچنان با ابربحران انسانی و تداوم حملات مواجه است. 

آمریکا به طرق مختلف سعی در بی‌اثر کردن کارت تنگه هرمز دارد و با حملات به صنایع مادر و تشدید محاصره تاب‌آوری اجتماعی ایران را نشانه رفته و منتظر نتایج آن است. در این میان، تهران اما امیدوار است که تبعات اقتصادیِ بسته ماندن این شاهراه انرژی، سرانجام واشنگتن را وادار به عقب‌نشینی کند. ولی دونالد ترامپ با مدیریت رسانه‌ای و روانی بازار و وارد کردن شوک‌های کاهشی مقطعی، تاکنون مانع از جهش افسارگسیخته قیمت نفت شده است. او با این استراتژی دوگانه، همزمان می‌خواهد هم فشارهای اقتصادی بر ایران را به حداکثر برساند و هم تبعات جهانیِ بحران تنگه هرمز را تا حد امکان کنترل ‌کند.

در شرایط کنونی، دستیابی به یک «توافق اولیه» با هدف مدیریت تنش‌ها و خرید زمان محتمل به نظر می‌رسد. در این سناریو، احتمال می‌رود آمریکا به دلایلی نظیر جام جهانی و ایران عمدتاً به دلایل اقتصادی به امضای توافقی مقدماتی رضایت دهند؛ اما به دلایلی بیشتر توافقی موقت خواهد بود تا پایدار.

چشم‌انداز شکل‌گیری یک «توافق جامع پایدار» که به پایان قطعی جنگ و لغو کامل تحریم‌ها منجر شود، ضعیف و دور از ذهن است.
سناریوی محتمل دیگر، استمرار وضعیت فرسایشی کنونی است؛ نه توافق نه جنگ و تشدید محاصره و تداوم تنش.

 در کل، احتمال ازسرگیری حملات نظامی نیز همچنان جدی است. البته این حملات در صورت وقوع لزوماً طولانی ‌و گسترده نخواهند بود، بلکه بیشتر کوتاه‌مدت، متمرکز و فشرده رخ می‌دهند تا به عنوان بازوی مکملِ محاصره اقتصادی عمل کنند.

مخلص کلام این که این مناقشه دامنه‌دار است و علی‌رغم مسکّن‌های مقطعی نظیر آتش‌بس یا توافق‌های اولیه، فعلا تداوم خواهد یافت.


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ترامپ / دیپلماسی / مذاکرات / تنگه_هرمز / امنیت_منطقه / تحلیل_سیاسی / تنش_زدایی / جنگ_نامتقارن / محاصره_اقتصادی