شبکه 750 پایگاه نظامی آمریکا در 80 کشور، نه ابزار امنیت بلکه موتور جنگافروزی، سلطهگری، ناامن سازی و تخریب محیطزیست است؛ ساختاری البته آسیبپذیر که در تنشهای اخیر نیز زیر ضرب رفته است.
نورنیوز-گروه بین الملل: آنچه بهعنوان «حضور نظامی جهانی» آمریکا معرفی میشود، در واقع یک شبکه گسترده از پایگاهها، نیروها و مداخله مستقیم در جغرافیای سیاسی - امنیتی جهان است. ایالات متحده با حدود ۷۵۰ پایگاه نظامی در بیش از ۸۰ کشور و استقرار بیش از ۱۷۳ هزار نیروی نظامی در خارج از مرزهای خود، ساختاری ایجاد کرده که عملاً به یک شبکه کنترل و فشار جهانی تبدیل شده است. این شبکه نهتنها مرزهای جغرافیایی، بلکه معادلات سیاسی و امنیتی کشورها را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
ژاپن با بیش از ۵۳ هزار نیروی آمریکایی به بزرگترین میزبان این ساختار تبدیل شده است؛ پس از آن آلمان با حدود ۳۴ هزار و کره جنوبی با نزدیک به ۲۸ هزار نیرو قرار دارند. حضور گسترده در کشورهایی مانند کویت، قطر، بحرین، امارات متحده عربی، اردن، ترکیه، ایتالیا و بریتانیا نیز نشان میدهد که این شبکه تنها محدود به یک منطقه نیست، بلکه در نقاط مختلف جهان گسترش یافته است. با این حال، تمرکز ویژه بر غرب آسیا، این منطقه را به یکی از اصلیترین میدانهای حضور و عملیات نظامی آمریکا تبدیل کرده است.
این حضور گسترده، به جای کاهش تنش، عملاً به تشدید بحرانها منجر شده است. افزایش پایگاهها و نیروها، رقابتهای نظامی را تشدید کرده و سطح درگیریها را بالا برده است. در غرب آسیا، همزمانی حضور نظامی آمریکا با جنگها، ناامنیهای مزمن امنیتی و بیثباتیهای سیاسی، تصویری روشن از نقش این شبکه در شکلدهی به بحرانها ارائه میدهد. این ساختار، بیش از آنکه به امنیت منجر شود، به بازتولید ناامنی کمک کرده است.
تحولات میدانی در سالهای اخیر، به خصوص در جنگ ۴۰ روزه ائتلاف آمریکایی-صهیونی، تصویر «امن و دستنیافتنی» از پایگاههای آمریکا را بهطور جدی فرو ریخته است. در جریان تنشهای فزاینده در غرب آسیا، بارها پایگاهها و مواضع نظامی آمریکا در کشورهایی مانند عراق، سوریه، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، قطر، بحرین هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتهاند؛ رخدادهایی که نشان میدهد تمرکز این پایگاهها در شعاع جغرافیایی محدود، آنها را به اهدافی آشکار و در دسترس تبدیل کرده است. این واقعیت، یک پیام روشن دارد: در صورت گسترش هرگونه درگیری مستقیم، زیرساختهای نظامی آمریکا در منطقه با ریسک ضربات پرهزینه و زنجیرهای مواجه خواهند شد. چنین شرایطی نهتنها هزینههای دفاعی واشنگتن را بهصورت تصاعدی افزایش میدهد، بلکه کشورهای میزبان را نیز عملاً به خط مقدم هر تنش نظامی تبدیل میکند؛ وضعیتی که این پایگاهها را از نماد «بازدارندگی» به کانونهای بالقوه بحران و بیثباتی بدل کرده است.
هزینه این شبکه نظامی نیز بهطرز قابل توجهی سنگین است. سالانه دستکم ۵۵ میلیارد دلار صرف نگهداری این پایگاهها و نیروهای مستقر در خارج از کشور میشود؛ رقمی که از مجموع بودجه نهادهایی مانند سازمان حفاظت محیط زیست، ناسا و وزارت آموزش آمریکا فراتر میرود. این میزان هزینهکرد، نشاندهنده اولویت مطلق سیاستهای نظامی بر نیازهای داخلی و رفاهی است.
در کنار پیامدهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی، اثرات زیستمحیطی این شبکه نیز گسترده و نگرانکننده است. ارتش آمریکا یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گازهای گلخانهای در جهان محسوب میشود و میزان انتشار آن از بسیاری از کشورها بیشتر است. همچنین آلودگی ناشی از مواد شیمیایی خطرناک مانند PFAS، منابع آب اطراف پایگاهها را آلوده کرده است؛ از اوکیناوای ژاپن گرفته تا کمپ لژون در کارولینای شمالی. این آلودگیها، سلامت میلیونها انسان و در مناطق دریایی حتی سلامت آبزیان را به خطر انداخته و تبعات مخرب بلندمدت زیستمحیطی بهجا گذاشته است.
این ساختار نظامی، نوعی وابستگی امنیتی در کشورهای میزبان ایجاد کرده است. حضور دائمی نیروهای خارجی، استقلال تصمیمگیری را تضعیف کرده و کشورها را در مدار سیاستهای واشنگتن قرار داده است. در چنین شرایطی، پایگاههای نظامی به ابزار اعمال نفوذ و کنترل تبدیل شدهاند.
در مجموع، شبکه پایگاههای نظامی آمریکا تصویری از یک ماشین جنگی جهانی را ترسیم میکند؛ ساختاری که نهتنها با هزینههای هنگفت و پیامدهای زیستمحیطی گسترده همراه است، بلکه با آسیبپذیری آشکار در برابر حملات منطقهای و نقش مستقیم در تشدید بحرانها، به یکی از کانونهای اصلی بیثباتی و ناامنی جهانی تبدیل شده است. تمرکز این شبکه بر مناطق مهم مانند غرب آسیا، نشان میدهد که این حضور نهتنها به کاهش بحرانها کمکی نکرده، بلکه آنها را عمیقتر و پرهزینهتر کرده است.