در روزهای اخیر گذر نگارنده به برخی خیابانهای تهران از جمله خیابانهای شمالی افتاد و به چگونگی زندگی در آنها نگاهی انداخت. هرچند نوع و کیفیت زندگی و حرکت در خیابانهای شمالی با مرکز و جنوب تهران بهظاهر متفاوت بود، اما در یک امر مشترک بود و آن فارغبودن از جنگ و تراکم نیروهای نظامی آمریکا در منطقه و تسلیح هرچه بیشتر دشمن صهیونی.
نورنیوز-گروه سیاسی: گویی نه خانی آمده و نه خانی رفته و صدالبته شوق و شور زندگی در بحبوحه جنگ -اگرچه آتشبس نیمبند- تحسینبرانگیز است اما در ورای این ظاهر میتوان به یک غفلت درونی ورود کرد.
سالهاست دلسوزان ایران و مردم ایران میگویند نظام زندگی و نظام اقتصادی در کشور با آنچه در بیانات ایدئولوژیکی سر داده میشود، نهتنها تناسبی ندارد که در یک تضاد روشن به سر میبرد. این تضاد از چند وجه برخوردار است. نخست آنکه بیانات و نظرات ایدئولوژیکی کنترلشده در یک راستاست و مخالفت با آن و سرودن نظرات دیگر- با وجود آزادی بیان موجود نسبت به برخی کشورها- محکوم است و وجه غالب سیاسی، پیمودن راهی رادیکال بهویژه در مقابل استکبار و صهیونیسم جهانی است و البته که در آن حقجویی و راستیاندیشی وجود دارد، اما در مقابل این عملکرد بیانی کنترلشده، اداره اقتصادی کشور که لزوما باید با آن همراه و همسو باشد، بهشدت دچار رهاشدگی و گسیختگی به نام آزادیبخش خصوصی است، درحالیکه در همین حال به سازمانهای مردمنهاد که بخش خصوصی واقعی است نهتنها توجه نمیشود که با آن مقابله میشود.
دوم آنکه درحالیکه در مجلس تندترین شعارهای انقلابی داده میشود و حتی کار به آتشآوردن و آتشزدن میکشد، اما همه مصوبات آن مناسب برای یک کشور هماهنگ با نیروهای استکبار و تضمینشده از سوی قدرتهای بزرگ است و در کنار آن دولتهایی وجود دارد که تمایل به انجام همه کارها بدون اولویتگذاری دارند. گویی در یک فضای پرگل و گیاه و تضمینشده از تعرض بیگانگان زندگی میکنند. سوم آنکه درحالیکه رهبر شهیدمان گفتند اگر جنگ به داخل کشیده شود شرایط نامناسب خواهد بود، در برابر همه تمهیداتی که دشمن صهیونی برای استقرار در مرزهای جنوبی و غربی و حتی شمالی اندیشیده بود، همچنان ساکت و منفعل باقی ماندیم.
چهارم آنکه در عین وجود دشمنی رژیم صهیونی و تجهیزشدن آن به آخرین سلاحهای آمریکایی و تهدیدهای ما برای نابودی آن رژیم و عیانسازی هرچه بیشتر دشمنی با آمریکا، باور نداشتیم که آنان به ما حمله نظامی کنند و تمهیدات لازم از جمله دفاع غیرنظامی را کاملا به فراموشی سپردیم.
بهخاطر دارم که در یک مسابقه کشتی، مربی خطاب به ورزشکار درون میدان مرتب فریاد میزد: یا علی! یا علی! یعنی آنکه از
امام علی (ع) مددگیری کن. صاحبدلی به او گفت این یا علیها را باید قبل از مسابقه در تمرینات به او میگفتی تا در اینجا بتواند از خود دفاع کند. طبعا بدیهی است و هر عقل سلیمی حکم میکند که اعضای یک پیکر باید با هم تناسب و هماهنگی داشته باشند. واقعا به برادران هوا فضای سپاه دست مریزاد میگوییم و پیشانی و بازوی آنان را میبوسیم و خاضعانه در برابر دستاوردهای علمی، فنی و شهامتی آنان سرفرود میآوریم که شعار «حفظ ایران» را با تمام وجود به ظهور رساندند و چنین است بقیه نیروهای مسلح و مردمی که همواره آماده جانفشانی هستند. اما آیا فقط این کافی است؟
اگر نتوانیم شیوه زندگی و اقتصاد را متناسب با تحریم، توطئه، محاصره و جنگ سامان دهیم، بهتر است مقهور برخی تبلیغات بیگانگان که با نیتهای مجهول ما را اینک چهارمین قدرت جهان خطاب میکنند نشویم. شاید این بیانات به این نیت باشد که خطر ایرانهراسی را در لباس برجستهکردن ایران بیفزایند، همچنانکه اینک خطر قطع کابلهای اینترنتی در خلیج فارس را از سوی ایران برجسته میکنند. مگر ایران همانی نیست که دهها سال آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و حفظ این کابلها را بر عهده گرفت، تبلیغات اینچنینی، دارای خبائثی در پشت آن است که سادهدلان زوداندیش را غافل میکند.
امروز در آغاز کار هستیم و همه مردم باید بدانند و مسئولان هشیار باشند، در طول چند ماه گذشته رئیسجمهور آمریکا از نداشتن بمب اتم در ایران سخن میگفت، امروز برای افکار عمومی آمریکا از ظلمی که ایران در 47 سال گذشته به انسانیت کرده و 47 سال مرگ بر آمریکا گفته سخن میگوید. دشمن هر لحظه به رنگی درمیآید و حتی اگر شرایط فعلی به صلح بینجامد، پایان کار نیست و لازم است ما در ایران همه جوانب را رعایت کرده و تدابیر خاص در زبان، گفتار، عمل، شیوه زندگی و ایدئالهای خود را فراهم کنیم.
با امید ایران آباد و توانمند و سرافراز