نورنیوز https://nournews.ir/n/315607
کد خبر: 315607
17 اردیبهشت 1405
مسعود فروغی:

منطق جنگ و مذاکره ایران


با وجود تحولات نو به نو پیرامون وقایع میدان جنگ و دیپلماسی که همچنان و تا لحظه نوشتن این یادداشت (عصر چهارشنبه 16 اردیبهشت) از طریق واسطه‌ها در حال انجام است، بررسی منطق حاکمیت ایران در خصوص این موضوع و صورت‌بندی اجمالی آن ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

نورنیوز-گروه سیاسی: ایران معتقد است میز دیپلماسی باید در مرحله اول برای پایان جنگ شکل بگیرد و اساساً موضوع هسته‌ای پس از این واقعه قابل‌بررسی و مذاکره است. این منطق قبل از مذاکرات اسلام‌آباد برقرار بوده و اکنون هم آخرین پیشنهاد تهران بر این استدلال استوار است. دلیل این تصمیم راهبردی پایان‌دادن به جنگ و دورکردن سایه آن از کشور است، چه آنکه ایران حداقل دو بار در میان مذاکرات هسته‌ای مورد حمله ارتش متجاوز قرار گرفت. یک بار نیروی نیابتی آمریکا در منطقه وارد جنگ با ایران شد و بار دوم هر دو با یکدیگر حمله را آغاز کردند. 
دوم. تهران نمی‌خواهد پایان جنگ و تعهد طرف مقابل به عدم تکرار جنگ به مسئله هسته‌ای گره بخورد تا به این وسیله طولانی‌شدن دوره «نه جنگ، نه صلح» توجیه پیدا کند، از این جهت که مذاکرات هسته‌ای طی چند دهه اخیر در جریان بوده است. این یک واقعیت مهم سیاسی است و همه گروه‌ها و طیف‌های مختلف چه آنهایی که در نهاد قدرت نماینده دارند و چه آنهایی که در سایه قرار دارند باید با اثبات عملی وفاداری به منافع ملی این منطق قابل‌پذیرش را برای افکار عمومی شرح دهند. به این معنا مذاکره درباره مسئله هسته‌ای «وقت مناسب» می‌طلبد.
ایده ترامپ برای فروپاشی نظام سیاسی ایران با جنگ نظامی و ایجاد جنگ داخلی در سال 1404 سه بار شکست خورد. جنگ 12 روزه، جنگ 40 روزه و وقایع دی‌ماه بدون شک برای نابودی ایران و تکرار نقشه استعماری غرب پس از جنگ جهانی اول رخ دادند ولی با ایستادگی ملت و حاکمیت ایران این نقشه عملی نشد. با این حال ترامپ برای ایستادن در نقطه‌ای که آن را به عنوان فاکتور پیروزی صادر کند، دست‌کم به حفظ سایه جنگ نیاز دارد. برای مقابله با این ایده خطرناک قطعاً باید ابتدا تکلیف جنگ مشخص شود و بعد باقی قضایا. با این حال احتمال رجوع مجدد ترامپ به جنگ تمام‌عیار وجود دارد.
سوم. ایران می‌داند در صحنه میدان نظامی و با واردکردن ضربات دردناک به دشمن متجاوز دستاوردهای بیشتری نسبت به قبل از جنگ در دست دارد. این دستاوردها که حاصل هنر جنگیدن نیروی دفاعی ایران و حضور مردم در خیابان است، باید برای پایان جنگ استفاده شود و نباید اجازه داد با شرایطی برابر با شرایط قبل از جنگ میز دیپلماسی شکل بگیرد.
براین‌اساس تمرکز فعلی ایران پایان قطعی جنگ با اعلام و پذیرش رسمی طرف مقابل است. ضمناً باید تکلیف خسارات وارد شده به ایران معلوم شود و از آن ظرف پول‌های بلوکه شده ایران در سال‌های اخیر آزاد شوند. حفظ و تثبیت وضعیت جدید تنگه هرمز به‌عنوان یک دستاورد راهبردی جنگ اخیر هم مورد بعدی است. تنگه هرمز ارزش راهبردی فوق‌العاده‌ای برای ایران دارد و می‌توان از دست‌وپازدن‌های ترامپ برای برگشت به وضعیت قبل از جنگ این را فهمید. اهمیت حیاتی تنگه هرمز مسئله‌ای فراتر از کسب درآمد از آن و ارائه خدمات به کشتی‌های عبوری است. اینکه این درآمد حق ایران است و باید کسب شود، موضوع مهمی است؛ اما موضوع بسیار مهم‌تر درباره تنگه هرمز ایجاد سازوکار اعمال مدیریت ایران در هرمز است. این موضوع یکی از ابزارهای استراتژیک ایران برای آینده است و نباید آن را دست‌کم گرفت. بنابراین، این موضوعات باید تعیین تکلیف شوند و بعد درباره هسته‌ای فکر کرد.

چهارم. سیاست راهبردی حاکمیت حفظ وحدت در عرصه سیاست و جامعه است و کشاندن اختلاف احتمالی میان مسئولان درباره نحوه اعمال راهبردها به صحنه اجتماعی را خطای نابخشودنی می‌داند. همان‌طور که در دوران رهبری امام و رهبر شهید انقلاب حفظ وحدت به قیمت کوتاه‌آمدن طرفین باید رعایت می‌شد، این راهبرد در دوره فعلی هم یک ضرورت عقلی و شرعی است. چه‌بسا شرایط فعلی پیچیده ‎تر و حساس‌تر است. در این کلان‌راهبرد خطای احتمالی مسئولان در حد امکان باید در فضای غیرعمومی حل‌وفصل شود، چون پای منافع ملی ایران در شرایط جنگی در میان است. این گزاره به معنای چشم‌پوشی به اشتباه احتمالی نیست، چرا که در جای خود رسیدگی شد و می‌شود؛ اما آیا صلاح است آن موارد در جلوی چشم دوست و دشمن طرح شود؟ قطعاً خیر.

پنجم. ایران با توجه به مؤلفه تاب‌آوری اجتماعی، کش‌دادن شرایط فعلی را مصلحت نمی‌داند و از آن طرف امنیت را پایه و اساس تأمین معیشت و رفاه جامعه می‌داند. در این نگاه همه ابزارها برای ایجاد مانع برای بازگشت شرایط جنگی تا آنجا که امکان دارد به‌وسیله میز دیپلماسی و اگر امکان نداشت به‌وسیله قدرت میدان باید به کار گرفته شوند.

ششم. دست آخر اینکه ایران میز مذاکره را شامل طیفی از خواسته‌ها می‌داند و این معنا باید در سیاست‌گذاری سیاسی‌رسانه‌ای لحاظ شود. شاید بعضی تصور کنند در همه مؤلفه‌های مذاکراتی باید تمام خواسته‌ طرف ایرانی دریافت شود که قطعاً شدنی نیست. حداکثرنمایی خواسته‌های ایران در رسانه همان‌قدر ضرر دارد که درخواست تسلیم در مقابل ارتش متجاوز مضر است. در میز مذاکره طرف مجری باید اصول تعریف شده در نهادهای قانونی بالادستی را لحاظ کند و در حدود چهارچوبی به توافق احتمالی برسد. انعطاف معقول و منطقی در حدی که دستاوردهای میدان و خیابان برای منافع ملی نقد شود، قابل‌دفاع است. این منطق باید توسط صاحبان تریبون شرح داده شود و اتفاقاً کلید پیروزی نهایی ایران همین ایجاد اجماع حداکثری در صحنه اجتماعی است. آمریکایی‌ها که دروغگوهای حرفه‌ای هستند عادت دارند با دروغ و تزویر دستاوردها را معکوس جلوه دهند. هوشیاری فعالان سیاسی و رسانه‌ای مهم‌ترین مانع شیاطین اپستینی است.


منبع: فرهیختگان
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / دیپلماسی / مذاکرات / تنگه_هرمز / امنیت_ملی / وحدت_ملی / پایان_جنگ