روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارشی نوشت: با وجود حملات نظامی، تحریمها و تلاش برای محاصره تنگه هرمز، شواهد نشان میدهد راهبردهای دونالد ترامپ برای وادار کردن ایران به تسلیم، بر پایه درکی نادرست از توان و رفتار تهران بنا شده است.
نورنیوز-گروه بین الملل: روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز نوشت: ترامپ همچنان به دنبال یافتن فرمولی جادویی است که بتواند پیروزی او را در برابر ایران تضمین کند.
نخستین اقدام، حمله هوایی در ماه ژوئن گذشته بود که به گفته او برای «نابود کردن کامل» برنامه هستهای ایران طراحی شده بود. سپس در ماه فوریه، کارزار شدید هوایی با همکاری اسرائیل آغاز شد که هدف آن، به گفته ترامپ، ایجاد تغییر رژیم و برانگیختن یک قیام مردمی بود. پس از آن، او روی محاصره کشتیرانی ایران حساب باز کرد تا بتواند سلطه این کشور بر تنگه هرمز را پایان دهد.
ترامپ طرحی را با جزئیات اندک اعلام کرده است که هدف آن کمک به هدایت کشتیهای سرگردان برای عبور از تنگه است . اکنون، در تلاش تازهای برای شکستن کنترل ایران بر این تنگه، ترامپ طرحی را با جزئیات اندک اعلام کرده و مدعی شده است که هدف آن کمک به هدایت کشتیهای سرگردان برای عبور از تنگه است.
با این حال، به گفته مقامها و تحلیلگران، باور ترامپ به اینکه این تاکتیکها میتواند به تسلیم ایران منجر شود، بهطور جدی دچار اشکال است. آنان معتقدند این دیدگاه، ناشی از برداشت نادرست از راهبرد، روانشناسی و توانایی ایران در سازگاری است. دولت ایران بر این باور است که در حال حاضر دست بالا را دارد و میتواند فشار اقتصادی را همانگونه که در گذشته نیز نشان داده بیش از آنچه ترامپ قادر به تحمل افزایش قیمت انرژی ناشی از اختلال در تردد در تنگه است، تاب بیاورد. در واقع، اگر تغییری رخ داده باشد، آن تغییر در سختتر شدن مواضع ایران است، نه در روشهای ترامپ.
علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، میگوید: «در هر مرحلهای که فشار به نتیجه مورد نظر نرسیده، او به دنبال ابزار جدیدی از اجبار رفته که تصور میکرد بهطور جادویی پیروزی را به همراه خواهد داشت. او همیشه فکر میکند فقط یک پیچ دیگر مانده تا کار تمام شود.»
واعظ تأکید میکند که فشار ممکن است در طول زمان مؤثر واقع شود، «اما فشار بدون باز گذاشتن دری برای مذاکره، تلاشی بیهوده است.» به گفته او، ترامپ درک نمیکند که صرفنظر از میزان فشار، تا زمانی که راهی آبرومندانه برای خروج و توافقی مبتنی بر منافع متقابل و نه تسلیم یا شکست ارائه نشود، دستیابی به توافق ممکن نخواهد بود.
کارشناسان نسبت به اینکه زمان به نفع ترامپ عمل کند نیز تردید دارند. سوزان ملونی، کارشناس ایران و مدیر برنامه سیاست خارجی در مؤسسه بروکینگز، میگوید: «ایالات متحده قطعاً میتواند آسیب بیشتری به اقتصاد ایران وارد کند، اما ایران فشارهایی را تحمل کرده که شاید هیچ اقتصاد دیگری در تاریخ تجربه نکرده باشد، و این فشارها نه به فروپاشی رژیم انجامیده و نه به اتخاذ مواضع معتدلتر.»
ملونی در ادامه میگوید: «من تردید دارم که این محاصره در بازه زمانیای که برای اقتصاد جهانی و همچنین چشمانداز ترامپ در انتخابات میاندورهای لازم است، موفق شود.»
ترامپ روز سهشنبه در واشنگتن به خبرنگاران گفت که محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا «شگفتانگیز» بوده و افزود: «هیچکس جرأت به چالش کشیدن این محاصره را ندارد.» او همچنین بار دیگر ادعا کرد که «ایران خواهان توافق است»، اما رهبران این کشور را متهم کرد که با او گفتگو میکنند و سپس در تلویزیون انکار میکنند.
این درگیری در واقع آزمونی از اراده میان ایران و ایالات متحده است. به گفته صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در چتم هاوس، دو طرف شناخت محدودی از یکدیگر دارند، چرا که به ندرت در یک اتاق مشترک حضور داشتهاند. او میگوید: «آنها از نظر فرهنگی رویکردهای بسیار متفاوتی به معامله دارند و اغلب حرف یکدیگر را درک نمیکنند.»
اگرچه پیامدهای اقتصادی برای ایران بسیار مهم است، به نظر میرسد ترامپ شدت این فشارها را بیش از حد برآورد کرده است
اگرچه پیامدهای اقتصادی برای ایران بسیار مهم است، به نظر میرسد ترامپ شدت این فشارها را بیش از حد برآورد کرده است. او ظاهراً روی این حساب کرده که ظرفیت ایران برای ذخیرهسازی نفتی که تولید میکند اما قادر به صادرات آن نیست، بهزودی به پایان میرسد و تهران را وادار به امتیازدهی گسترده خواهد کرد.
ترامپ اواخر ماه گذشته گفت: «اگر نتوانند نفتشان را جابهجا کنند، کل زیرساخت نفتیشان منفجر خواهد شد»، و افزود: «آنها میگویند فقط حدود سه روز تا وقوع این اتفاق فرصت دارند.»
این سخنان آشکارا اغراقآمیز بود. کارشناسان اختلافنظر دارند، اما برخی معتقدند ایران دستکم چند هفته فرصت دارد پیش از آنکه ناچار به توقف تولید شود. ایران که در ماه آوریل روزانه حدود ۱.۸۱ میلیون بشکه نفت صادر میکرد، میتواند تولید خود را کاهش دهد و همزمان نفت را در نفتکشهای قدیمی یا خالی ذخیره کند نفتکشهایی که هر یک ظرفیت حدود دو میلیون بشکه دارند و بخشی از آن را نیز از طریق جاده و راهآهن به پاکستان منتقل کند.
در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، ایران تولید خود را تا حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز کاهش داد، بدون آنکه آسیب جدی به زیرساختهای نفتیاش وارد شود.
برت اریکسون از شرکت Obsidian Risk Advisors میگوید: «ایران حتی نزدیک به آغاز تعطیلی چاههای نفتی خود هم نیست.» به گفته او، تحریمها و محاصره ممکن است تأثیرگذار باشند، اما «هیچ سناریوی عملی وجود ندارد که در یک بازه زمانی قابل قبول برای ترامپ، به نتیجه مورد نظر منجر شود.» این یکی از دلایلی است که رئیسجمهور اکنون به دنبال اجرای طرح جدید خود برای شکستن محاصره ایران است.
اریکسون همچنین میافزاید: «حتی اگر جنگ امروز پایان یابد، بازگشت شرایط به حالت عادی ماهها زمان خواهد برد.»
در گذشته، تحریمهای شدید آمریکا و جامعه بینالمللی علیه اقتصاد و صنعت نفت ایران، در نهایت این کشور را به پای میز مذاکره کشاند. سالها گفتگو سرانجام به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ انجامید، که بر اساس آن ایران پذیرفت برای بیش از یک دهه محدودیتهای سختی بر برنامه غنیسازی هستهای خود اعمال کند، در ازای لغو بخش عمدهای از تحریمهای اقتصادی.
ایران به این توافق پایبند ماند. اما ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود، در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد و تحریمهای شدید را در قالب سیاست «فشار حداکثری» دوباره اعمال کرد تا ایران را به پذیرش توافقی سختگیرانهتر وادار کند. با وجود فشار اقتصادی شدید و کاهش چشمگیر تولید نفت ایران، هیچ توافق جدیدی حاصل نشد.
یک سال بعد، پس از آنکه کشورهای اروپایی نتوانستند راهی برای دور زدن تحریمهای آمریکا بیابند، ایران شروع به نقض محدودیتهای غنیسازی کرد. از آن زمان تاکنون، ایران مقدار کافی اورانیوم با غنای بالا—نزدیک به سطح مورد نیاز برای ساخت سلاح—تولید کرده است که در صورت تصمیمگیری، میتواند برای ساخت حدود ۱۰ سلاح هستهای مورد استفاده قرار گیرد. این ذخیره که حدود ۴۴۰ کیلوگرم برآورد میشود، همچنان حفظ شده و ایران اکنون اعلام کرده تا زمانی که درگیریهای کنونی پایان نیابد و تضمینی برای عدم تکرار آنها دریافت نکند، درباره برنامه هستهای خود مذاکره نخواهد کرد.
با این حال، گفتگوهای غیرعلنی با آمریکاییها ادامه دارد، زیرا حکومت ایران این مقطع بنبست را فرصتی برای حل اختلافات دیرینه خود با ایالات متحده میداند. اما این با تسلیم شدن در برابر فشار تفاوت دارد.
به گفته واعظ، ایران مایل به توافق است، اما رهبران آن معتقدند که تسلیم در برابر فشار تنها به فشار بیشتر در آینده منجر خواهد شد. بنابراین ایران میخواهد کنترل خود بر تنگه هرمز را حفظ کند و با دریافت عوارض، هزینههای بازسازی را تأمین کند، چرا که به هیچ رئیسجمهور آمریکایی برای رفع تحریمها اعتماد ندارد. واعظ میگوید: «آنها نمیخواهند از یک جنگ داغ جان سالم به در ببرند تا در یک صلح سرد از پا درآیند.»