اعلام اجرای «پروژه آزادی» از سوی آمریکا برای اسکورت کشتیها در تنگه هرمز، نهتنها امنیت نیاورد بلکه به موجی از درگیری، انفجار و آتشسوزی در خلیج فارس انجامید. تردید در روایت رسمی واشینگتن و جهش قیمت نفت، نشانههایی از افزایش ریسک و شکست زودهنگام این طرح و مبین مرده متولد شدن طرح جدید ترامپ است.
نورنیوز-گروه سیاسی: تحولات روز گذشته در خلیج فارس، بیش از هر چیز یک واقعیت ساده اما تعیینکننده را آشکار کرد: هرگونه اقدام یکجانبه برای «امنسازی» تنگه هرمز، در عمل میتواند به ناامنتر شدن این گذرگاه حیاتی منجر شود. پس از اعلام آمریکا مبنی بر اجرای «پروژه آزادی» و اسکورت کشتیها، نهتنها آرامشی به منطقه بازنگشت، بلکه درگیریهای شدید، انفجار در چند شناور تجاری و آسیب به تأسیسات نفتی در فجیره، سطح تنش را بهطور محسوسی افزایش داد.
در همین چارچوب، ادعای واشینگتن درباره عبور موفق یک کشتی تجاری از ناوگان مرسک تحت اسکورت نیز با تردیدهای جدی مواجه است؛ چراکه نه منابع مستقل آن را تأیید کردهاند و نه دادههای ردیابی دریایی چنین روایتی را پشتیبانی میکند. این شکاف میان روایت رسمی و دادههای موجود، خود به عاملی برای افزایش بیاعتمادی در بازار و میان بازیگران کشتیرانی تبدیل شده است. نتیجه مستقیم این وضعیت، افزایش ریسک ادراکشده و در پی آن، کاهش تمایل کشتیها برای عبور از تنگه هرمز حتی با وجود اسکورت نظامی بوده است.
نکته مهمتر آن است که پیش از این، بخشی از ترددها با هماهنگی ایران انجام میشد و همین امر تا حدی به حفظ ثبات کمک میکرد؛ اما اکنون همان مسیرهای نسبتاً قابل پیشبینی نیز دچار اختلال شدهاند. واکنش سریع بازار نفت و افزایش قابل توجه قیمتها طی ۲۴ ساعت گذشته، نشانهای روشن از همین افزایش ریسک است. بر این اساس، میتوان گفت «پروژه آزادی» دونالد ترامپ در همان گام نخست، با شکست مواجه شده و چون نوزادی است که مرده متولد شده است.
در این میان، اهمیت فجیره بیش از گذشته برجسته میشود. این بندر که در سواحل دریای عمان قرار دارد، تنها بندر بزرگ امارات است که بدون نیاز به عبور از تنگه هرمز به آبهای آزاد متصل میشود و از همین رو، بهعنوان مسیر جایگزین استراتژیک برای صادرات انرژی شناخته میشود. این بندر با ظرفیت عظیم ذخیرهسازی و نقش کلیدی در سوخترسانی به کشتیها، روزانه بین ۱.۵ تا ۲ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی را مدیریت میکند و سالانه دهها میلیون تن کالا از طریق آن جابهجا میشود.
با این حال، رخدادهای اخیر نشان داد که حتی این مسیرهای جایگزین نیز از دایره ریسک خارج نیستند. انفجار تأسیسات فجیره، هشداری جدی درباره آسیب پذیر بودن زیرساختهای انرژی در شرایط تشدید تنش است. در صورت گسترش درگیریها، نهتنها تنگه هرمز، بلکه مسیرهایی مانند فجیره نیز میتوانند با اختلال مواجه شوند؛ وضعیتی که فشار مضاعفی بر عرضه جهانی انرژی وارد خواهد کرد.
پیامدهای چنین سناریویی، فراتر از مرزهای منطقه است. اختلال در عملکرد فجیره میتواند به کاهش صادرات نفت امارات، افزایش هزینههای لجستیکی و برهم خوردن زنجیره تأمین منجر شود. در سطح جهانی نیز کاهش عرضه و اختلال در سوخترسانی دریایی، به افزایش قیمت انرژی، رشد هزینه حملونقل و در نهایت، تشدید تورم در اقتصادهای مختلف خواهد انجامید.
آنچه روز گذشته در خلیج فارس رخ داد، نشان میدهد که گزینه هایی که ترامپ برای خروج از بحران کنونی به آنها متوسل می شود نه تنها کمکی به تغییر وضعیت پیچیده آمریکا در منطقه نخواهد کرد بلکه عملا انتخابهایی میان بد و بدتر است. اکنون بر همگان آشکار شده که امنیت این منطقه نه از مسیر اقدامات نمایشی و یکجانبه، بلکه از دل ترتیبات پایدار و برسمیت شناختن نقش و جایگاه بازیگران قدرتمند در منطقه به دست میآید. تجربه روز گذشته، این پیام روشن را دارد: افزایش بهره گیری از ابزارهای نظامی برای برون رفت از بحران موجود، بیش از آنکه ضامن امنیت باشد، خود به عاملی برای بیثباتی تبدیل خواهد شد.