نورنیوز https://nournews.ir/n/314867
کد خبر: 314867
14 اردیبهشت 1405
نورنیوز ابعاد قمار خطرناک ترامپ در تنگه هرمز را بررسی می کند؛

هرمز در آستانه انفجار؛ جنگ محاصره ها به تقابل مستقیم می رسد ؟


تصمیم رییس جمهور آمریکا برای اجرای «پروژه آزادی» درتنگه هرمز، فراتر از یک مأموریت امنیتی، نشانه ورود به بازی چندلایه‌ای است که در آن روایت‌های بشردوستانه با نمایش قدرت نظامی و اهداف سیاسی داخلی درهم آمیخته‌اند؛ مسیری که می‌تواند منطقه را به آستانه یک بی‌ثباتی پرهزینه سوق دهد.

نورنیوز-گروه سیاسی: تصمیم دونالد ترامپ برای آغاز عملیات موسوم به «پروژه آزادی» در تنگه هرمز را باید بیش از یک اقدام صرفاً امنیتی، یک حرکت چندلایه سیاسی–نظامی دانست. در روایت رسمی واشینگتن، این عملیات با هدف «کمک به کشتی‌های بی‌طرف» و تضمین عبور ایمن آن‌ها از یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان طراحی شده است. تأکید بر جنبه «بشردوستانه» و اشاره به کمبود اقلام ضروری برای برخی خدمه، تلاشی آشکار برای کسب مشروعیت بین‌المللی و کاهش هزینه‌های سیاسی این حضور نظامی است. با این حال، وقتی چنین مأموریتی با اعزام هزاران نیروی نظامی، ناوشکن‌های مجهز به موشک و ده‌ها هواگرد همراه می‌شود، شکاف میان روایت انسانی و واقعیت سخت‌افزاری قدرت نظامی به‌وضوح نمایان می‌گردد. همین شکاف، نقطه آغاز تردید بسیاری از بازیگران بین‌المللی نسبت به اهداف واقعی این طرح است.
از منظر راهبردی، «پروژه آزادی» صرفاً یک عملیات اسکورت دریایی نیست؛ بلکه تلاشی برای بازتعریف قواعد بازی در تنگه هرمز است. آمریکا پس از آن که در جنگ ۴۰ روزه و علی رغم تهدیدات مکرر موفق به رفع سلطه مطلق ایران بر تنگه هرمز نسد اکنون با این اقدام می‌کوشد ابتکار عمل را در یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیک جهان به دست گیرد، جریان تجارت انرژی را تحت کنترل خود نشان دهد و هم‌زمان پیام روشنی به رقبا و متحدان ارسال کند: اینکه واشینگتن همچنان قادر است امنیت مسیرهای حیاتی را حتی در شرایط تنش و بدون هر گونه کمکی مدیریت کند. در عین حال، این اقدام می‌تواند به‌عنوان آزمونی برای سنجش حدود واکنش ایران نیز تلقی شود؛ آزمونی که نتیجه آن، بر معادلات آینده منطقه تأثیر مستقیم خواهد گذاشت.
در مقابل، واکنش ایران قابل پیش‌بینی اما معنادار بوده است. اعلام رسمی فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء( ص) در مورد این‌که هرگونه حضور نظامی آمریکا در تنگه با پاسخ نظامی مواجه خواهد شد، نشان می‌دهد تهران این اقدام را نه یک مأموریت بشردوستانه، بلکه تلاشی برای تغییر «وضعیت موجود» و ادامه جنگ ۴۰ روزه و نقض عملی آتش بس می‌داند. همچنین تأکید بر لزوم هماهنگی قبلی برای عبور کشتی‌ها از مسیرهای مشخص، بیانگر آن است که ایران همچنان بر کنترل عملیاتی خود بر تنگه تأکید دارد و هرگونه اقدام خارج از این چارچوب را تهدیدی مستقیم تلقی می‌کند.
این موضع، از یک سو با هدف حفظ بازدارندگی و جلوگیری از تثبیت حضور نظامی آمریکا در نزدیکی مرزهای دریایی ایران اتخاذ شده و از سوی دیگر، حامل پیامی به بازار و بازیگران اقتصادی است: اینکه امنیت عبور و مرور در تنگه، تابعی از تعامل با قواعد اعلامی ایران باقی خواهد ماند. اما همین موضع، به‌طور هم‌زمان سطح ریسک را برای همه طرف‌ها افزایش می‌دهد. وقتی یک مسیر حیاتی به صحنه تقابل روایت‌ها و قدرت‌ها تبدیل می‌شود، حتی یک اشتباه کوچک می‌تواند پیامدهای بزرگی به همراه داشته باشد.
تحولات میدانی اخیراز جمله گزارش حمله به یک نفتکش در نزدیکی فجیره و حادثه برای یک کشتی فله‌بر در حوالی سیریک نشان می‌دهد که این ریسک دیگر صرفاً در سطح تهدید باقی نمانده و نشانه‌هایی از ورود به فاز عملیاتی دیده می‌شود. صرف‌نظر از اینکه عامل این حوادث چه کسی باشد، اثر آن بر محیط تصمیم‌گیری کاملاً ملموس است: افزایش هزینه بیمه، تردید شرکت‌های کشتیرانی، و شکل‌گیری فضای «انتظار و احتیاط». در چنین شرایطی، حتی اگر هیچ درگیری گسترده‌ای رخ ندهد، تنگه هرمز می‌تواند به‌صورت غیررسمی دچار اختلال شود.
در این میان، یک متغیر کمتر گفته‌شده اما تعیین‌کننده، ملاحظات حقوقی و سیاسی داخلی آمریکا است. بر اساس War Powers Resolution، رئیس‌جمهور آمریکا برای تداوم حضور نظامی در یک درگیری، با محدودیت زمانی (معروف به بازه ۶۰ روزه) مواجه است، مگر آن‌که مجوز کنگره را کسب کند. در چنین چارچوبی، می‌توان این فرض را مطرح کرد که تشدید کنترل‌شده تنش یا کشاندن طرف مقابل به یک درگیری محدود، می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای عبور از این محدودیت و ایجاد توجیه حقوقی–سیاسی برای ادامه حضور نظامی مورد استفاده قرار گیرد. اگرچه این سناریو قطعی نیست، اما هم‌زمانی تحرکات نظامی با فشارهای سیاسی داخلی، چنین برداشتی را تقویت می‌کند که با توجه به پایان مهلت ۶۰ روزه وفسار کنگره به ترامپ «پروژه آزادی» تنها یک مأموریت دریایی نیست، بلکه بخشی از یک طراحی گسترده‌تر برای مدیریت بحران در چند سطح است.
واقعیت آن است که ترامپ پس از ناکامی در سه فرآیند اصلی شامل جنگ،مذاکره و محاصره دریایی حال آغاز یک بازی چندسطحی برای خروج از بحران خود ساخته در منطقه و در سطح سیایی در آمریکا است. او تلاش می‌کند با ترکیب قدرت نظامی و روایت‌سازی از موضع انفعال خارج شود و ابتکار عمل را به دست گیرد. ترامپ تلاش می کند هم‌زمان ایران را در موقعیتی قرار دهد که هر واکنشش هزینه‌زا باشد. در مقابل، ایران نیز می‌کوشد با حفظ موضع قاطع، از تغییر قواعد بازی جلوگیری کند و نشان دهد که کنترل تنگه بدون در نظر گرفتن منافع و خطوط قرمز تهران ممکن نبوده و آمریکا نخواهد توانست از دایره گزینه های بد که فضای تصمیم گیری فعلی واشنگتن را احاطه کرده خارج شود.
برآورد نهایی از این وضعیت نشان می‌دهد که واشینگتن در یک دوراهی دشوار قرار گرفته است: یا باید با پذیرش محدودیت‌های میدانی و سیاسی، به‌دنبال یک توافق حداقلی برای مدیریت بحران حرکت کند، یا با دامن زدن به ریسک‌های بزرگ‌تر، خود، منطقه و حتی اقتصاد جهانی را وارد مسیری غیرقابل پیش‌بینی کند.
 


منبع: نورنیوز
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ترامپ / تنگه_هرمز / خلیج_فارس / تنش_منطقه‌ای / امنیت_انرژی / قرارگاه خاتم الانبیا / جنگ_40_روزه / ریسک_ژئوپلیتیک / حضور_نظامی_آمریکا / پروژه_آزادی / ناوگان دریایی آمریکا