«تو یک جنایتکار جنگی هستی!»، «تو مسئول کشتار کودکان بیگناه مدرسه میناب هستی!»، «تو باید محاکه شوی».
اینها عبارات و مضامین و مفاهیم قابل توجهی بود که مردم عادی آمریکا که میتوانند در زمان جلسات استماع کنگره آمریکا در جلسات عمومی آن شرکت کنند، طی روزهای 29 و 30 آوریل 2026 (9 و 10 اردیبهشت 1405) در مقابل پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا فریاد کشیدند.
نورنیوز-گروه بین الملل: این جلسات توسط کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان و مجلس سنا، در دو روز پی در پی برای بررسی جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران و همچنین بودجه نیروهای نظامی آمریکا تشکیل شدند و وزیر جنگ به پرسشهای نمایندگان پاسخ داد.
جالب آنکه فریادهای اعتراضی مردم در مقابل هگست و معرفی او بعنوان جنایتکار جنگی، همراه با اظهارنظر برخی نمایندگان بود که آشکارا او را به عدم سلامت فکر و روان متهم ساختند. آنچه ذکر شد، این پرسش را به میان میآورد که چگونه میتوان نقش و موقعیت فردی مانند وزیر جنگ آمریکا در راهاندازی تجاوزهای نظامی را مورد بررسی قرار دارد؟ در پاسخ باید ابتدا به «اثرگذاری نظام سیاسی و کارگزاران سیاسی در جنگ سالاری آمریکا» پرداخت، سپس «کارنامه و زندگینامه وزیر جنگ آمریکا» را بررسی کرد و سرانجام «نسبت افراطگرایی و جنگسالاری» را مورد مداقه قرار داد.
بحث و گفتگو درباره اینکه آیا نظامهای سیاسی مانند نظام ایالات متحده، جنگسالارند یا افراد و کارگزارانی که آنرا اداره میکنند، بحثی دامنهدار، پرمناقشه و ریشهدار است. گروهی، نظام سیاسی آمریکا را بگونهای ساختاری و ذاتی، جنگسالار و جنگافروز میدانند و چارچوبهای سیستمی و نظاممحور را عامل جنگطلبی آمریکا میدانند. از دیدگاه طرفداران این گرایش، تفاوتی بین افراد مسئول نیست و سیستم سیاسی آمریکا، باقی به بقای جنگافروزی است. عدهای فراتر رفته و نه تنها سیستم سیاسی آمریکا را جنگافروز میدانند، بلکه غرب در کلیت آن را سیستمی تجاوز طلب و نظامیگرا میپندارند و بر این باورند که نظام سیاسی غربی، در چند سده گذشته، با نظامیگرایی به استعمار سرزمین های دیگر پرداخته و بین جنگطلبی و نظام حاکم غربی، نسبتی ساختاری وجود دارد .
گروهی دیگر، صرفاً بر عامل انسانی و کارگزاری سیاسی در جنگطلبی آمریکا تکیه کرده و بر این باورند که نقش نخبگان و رهبران سیاسی در جنگافروزی سهم بیشتری نسبت به سایر عوامل دارد و لذا در بینش آنها، اینکه چه فردی رئیس جمهور و فرمانده نیروهای مسلح آمریکاست؛ تیم امنیت ملی چه کسانی هستند؛ وزیر دفاع یا وزیر جنگ کیست؛ و مناسبات افراد تصمیمگیر با یکدیگر چگونه است، در پدیده جنگافروزی و جنگسالاری ایالات متحده، موثرتر از سایر متغیرها میباشد.
اما بدون اینکه به درستی و صحت هر کدام از آن دیدگاهها بپردازیم، دیدگاه سوم و قابل عنایتتری وجود دارد که هم سیستم و نظام سیاسی مهم است و هم کارگزاران. هیچکدام را نمیتوان نادیده گرفت و یا کماهمیت پنداشت. در این نحله فکری، عدهای بر این باورند که این دو پدیده یعنی ساختار و نظام سیاسی از یک سو و کارگزاران و تصمیمگیرندگان از سوی دیگر، بر یکدیگر تأثیر دارند. بدین صورت که نظامهای سیاسی، نهایتاً توسط کارگزاران، تأثیر پذیرفته و حتی دگرگون میشوند و متقابلاً کارگزاران محصول نظام سیاسی و موظف به حفظ آن بوده و نهایتاً از سیستم، تأثیر میپذیرند. لذا نمیتوان سهم آنها را نادیده گرفت. در این چارچوب است که این دیدگاه مطرح میشود که تنش بین ایران و آمریکا، تنشی بین دو نظام سیاسی با قدمت بیشتر از چهار دهه است. اما در دوره ترامپ این نقش ماهیت برخورد نظامی پیدا کرده و بیتردید ترامپ و تیم او از موثرترین عوامل جنگافروزی و تجاوزگری محسوب میشوند. و در این میان نقش افراطگرایان جنگسالار، درخور توجه است.
تردیدی نیست و همه گزارشها این موضوع را تائید میکنند که در تیم امنیت ملی ترامپ، پیت هگست، بیشترین نقش و حمایت از تصمیم ترامپ در تجاوز به کشور ما را داشته و علاوه بر حمایت همهجانبه از تصمیم ترامپ، طی دوران جنگ عمدهترین حامی، توجیهکننده و اجراکننده تصمیمات جنگی بوده است. اما این پرسش مطرح است که هگست کیست و از چه سابقهای برخوردار میباشد؟ مروری کوتاه بر سرگذشت او، فاجعهای که از آن بعنوان «پدیده ترامپ و نه صرفاً شخص ترامپ» در آمریکا و جهان ایجاد کرده را روشن میکند .
پیت هگست متولد ۱۹۸۰ است که بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه به ارتش آمریکا پیوست و در دو فاجعه نظامی آمریکا یعنی جنگ افغانستان و جنگ عراق شرکت کرد و جالب آنکه بعد از بازگشت به آمریکا، با مشارکت در راهاندازی سازمانی به نام «کهنه سربازان مدافع آزادی»، به ترویج و تشویق حضور نظامی و افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه میپردازد. با سیاستهای اوباما برای کاهش حضور نظامی در عراق مخالفت کرد و باز جالبتر آنکه این گروه افراطی، در مقابل گروههای دیگر کهنه سربازانی قرار میگیرد که معتقد به عدم مداخله نظامی فاجعهبار ایالات متحده در سایر نقاط دنیا هستند. در چند انتخابات گذشته آمریکا گروه کهنه سربازان مدافع آزادی، سخت به نامزدهای مخالف خود در انتخابات میتازند. و شاید جالبتر آنکه پیت هگست بعنوان مدیران اجرایی این سازمان، متهم به سوءاستفاده مالی از آن سازمان میشود.
افراط فقط در موضعگیری سیاسی نیست، بلکه رفتار مالی او نیز افراطآمیز است. دامنه افراطگرایی او، بر حوزه مناسبات جنسی نیز کشیده شده و زنی او را متهم به تجاوز علیه خود میکند که البته با پرداخت ۵۰ هزار دلار پول به او، پرونده شکایت بسته میشود. افراطگری دیگر او در نوشیدن مشروبات الکلی است، بگونهای که این موضوع در جلسه بررسی صلاحیت او برای وزیرشدن، تبدیل به موضوعی جدی شد. بدون هیچ سابقه قابل ملاحظه اجرایی، آنچه باعث شهرت هگست شد، برنامه تلویزیونی «فاکس و دوستان» است که برنامهای افراطی درباره موضعگیری های سیاسی بود و از تلویزیون فاکس به پنتاگون میآید.
پیت هگست، تنها یک فرد نیست. او نمایندگی یک تفکر افراطی است که میتوان گفت خشونتپرستی را تبدیل به یک آئین افراطی سیاسی کردهاست و خشونت افراطی در فکر، گفتار و عمل، شاخصهای آنهاست. جنگطلبی برای آنها نه فقط یک ابزار، بلکه یک آئین میباشد و بیتردید آنها و دوستداران آنها، جنایتکاران جنگیاند.