نورنیوز https://nournews.ir/n/314581
کد خبر: 314581
13 اردیبهشت 1405
نورنیوز رفتار کلامی و شیوه سخن گفتن دونالد ترامپ را بررسی می‌کند

وقتی زبان سیاستمدار چکمه می‌پوشد


ترامپ با زبان حکومت می‌کند؛ زبانی که نه دیپلماتیک است، نه مؤدب، نه کلاسیک. او واژه را به دشنه تبدیل کرده است. تهدیدهای آخرالزمانی، تحقیرهای مستقیم و صراحت‌های عریان، اجزای یک معماری سیاسی‌اند که هدفش تسلط بر رسانه، مرعوب‌سازی رقیب، امتیازگیری در مذاکره و بسیج افکار عمومی داخلی است.

نورنیوز- گروه سیاسی: دونالد ترامپ، سیاستمدار بددهان و تلخ‌زبانی است. در اکثر قریب به اتفاق سخنرانی‌هایش از تعابیری تند،‌غیر دیپلماتیک  و گاه حتی خارج از نزاکت استفاده می‌کند. از این جهت او فردی منحصر به فرد است و احتمالاً با هیچ یک از اسلاف خود در هیئت حاکمه امریکا شباهت ندارد. شاید این زبان نامتعارف، حاصل شخصیت تاجرمنش او باشد؛ شاید هم نوعی بهره‌برداری سیاسی از عنصر زبان و کلام در مناقشات بین الملل باشد. هرچه هست او انگار تلاش دارد با توسل به این نظام زبانی خاص، برای خود نوعی تمایز ایجاد کند و به مخاطبانش بباوراند که سیاستمداری متفاوت و با اعتماد به نفس بالاست.

عبور از زبان دیپلماتیک کلاسیک

 در جهان سیاست، واژه‌ها صرفاً ابزار بیان نیستند؛ واژه‌ها حامل قدرت و گاه خودِ قدرت‌اند. رهبران بزرگ و خطرناک، پیش از آنکه با ارتش‌ها یا نیروهای تحت امرشان اقدام کنند، با زبان عمل می‌کنند. زبان آنان مرزهای مشروعیت را جابه‌جا می‌کند، ترس می‌سازد، امید می‌فروشد، دشمن تعریف می‌کند و افکار عمومی را مهندسی می‌کند. از این منظر، ترامپ یک سیاستمدار جنجالی با «نظام واژگانی» خاص است؛ نظامی که بر صراحت خشونت‌بار کلام، اغراق تهدیدآمیز، تحقیر رقیب، زبان بازاری، حذف نزاکت دیپلماتیک و نمایش قدرت عریان بنا شده است. وقتی او در قبال ایران، به راحتی از تعابیری چون «جهنم به پا می‌کنیم»، «به عصر حجر برمی‌گردانیم»، یا حتی از تشبیه رفتار آمریکا به «دزدان دریایی» استفاده می‌کند، مسئله فقط تندگویی نیست. این زبان، بخشی از یک راهبرد سیاسی است. ترامپ با واژه‌ها همان کاری را می‌کند که برخی قدرت‌ها با ناوهای هواپیمابر انجام می‌دهند: ایجاد شوک، ارعاب، و تغییر محاسبات طرف مقابل.
سیاست خارجی آمریکا، تاکنون دست‌کم در ظاهر، همواره خود را در لفافه واژگان حقوقی، اخلاقی و دیپلماتیک عرضه می‌کرد. حتی زمانی که جنگی را آغاز می‌کرد، اقدام خود را با تعابیری مانند «دفاع از آزادی»، «بسط دموکراسی»، «حفظ نظم جهانی»، «مبارزه با تروریسم» یا «حمایت از ثبات منطقه‌ای» توجیه می‌کرد. این همان زبان رسمی امپراتوری مدرن بود؛ قدرت سخت با پوشش نرم. ترامپ اما این پرده را کنار زد. او کمتر علاقه‌ای به تعارفات سنتی دارد و ترجیح می‌دهد منطق قدرت را بی‌پرده بیان کند. اگر قرار است فشار اقتصادی اعمال شود، آن را «خفه کردن» می‌نامد. اگر قرار است تهدید نظامی صورت گیرد، از «نابودی کامل» سخن می‌گوید. اگر قرار است معامله‌ای تحمیل شود، با ادبیات تاجرانه از «برد» و «باخت» حرف می‌زند. به همین دلیل، بسیاری او را سیاستمداری غیرمتعارف می‌دانند، اما شاید دقیق‌تر آن باشد که بگوییم او منطق پنهان سیاست قدرت در آمریکا را آشکارا بیان می‌کند.
بخشی از این گفتمان، ریشه در شخصیت ترامپ دارد. او از جهان تجارت، رقابت رسانه‌ای و برندینگ شخصی آمده است؛ جهانی که در آن، کسی که بلندتر حرف می‌زند بیشتر دیده می‌شود. در این فضا، ظرافت و نزاکت، کمتر از قاطعیت اهمیت دارد و پیچیدگی کمتر از تیترسازی ارزش دارد. اما تقلیل این مسئله به خلق‌وخو خطاست. زبان ترامپ صرفاً محصول شخصیت نیست؛ ابزار محاسبه‌شده سیاست نیز هست. او می‌داند در عصر شبکه‌های اجتماعی، جمله‌ای خشن و تکان‌دهنده بسیار بیشتر از یک بیانیه متوازن دیپلماتیک دیده می‌شود. در اقتصاد توجه، افراط‌گرایی زبانی بازدهی بالاتری دارد. ترامپ از این قاعده به خوبی آگاه است. او می‌داند تیترها را چگونه تسخیر کند، فضای رسانه‌ای را چگونه اشغال کند و مخالفان را چگونه وادار به واکنش سازد. بنابراین هر عبارت تند او، همزمان یک پیام سیاسی و یک عملیات رسانه‌ای است. 

زبان در حکم سلاح

بنابراین زبان او نه فقط بیان احساسات، بلکه بخشی از تکنیک تسلط بر رسانه است. هر جمله جنجالی، افکار عمومی را به سمت او می‌کشاند و رقبا را وادار می‌کند در زمین او بازی کنند. اما ماجرا صرفاً رسانه‌ای نیست. این ادبیات، کارکرد راهبردی نیز دارد. ترامپ با استفاده از تهدیدهای اغراق‌آمیز، می‌خواهد نوعی بازدارندگی روانی بسازد. طرف مقابل نمی‌داند این سخنان تا چه اندازه بلوف و تا چه اندازه مقدمه اقدام واقعی است. همین ابهام، خود نوعی فشار است. در مذاکرات نیز او معمولاً از همین روش استفاده می‌کند: ابتدا سقف تهدید را بالا می‌برد، فضا را متشنج می‌کند، سپس در مرحله بعد توافقی پایین‌تر را به عنوان راه‌حل پیشنهاد می‌دهد. این همان منطق معامله‌گری سخت است؛ ترساندن برای امتیاز گرفتن.
از سوی دیگر، مخاطب اصلی بسیاری از این سخنان، خارج از مرزهای آمریکا نیست، بلکه درون جامعه آمریکاست. بخشی از رأی‌دهندگان آمریکایی، سیاستمداری را می‌پسندند که بی‌پروا، قاطع و تهاجمی به نظر برسد. برای آنان، ادبیات خشن نشانه قدرت است، نه بی‌ثباتی. ترامپ این نیاز روانی را می‌شناسد و با زبان خود تصویری از «رهبر مقتدر» می‌سازد؛ رهبری که اهل تعارف نیست و با دشمنان مماشات نمی‌کند. به این ترتیب، تهدید خارجی گاه به سرمایه سیاسی داخلی تبدیل می‌شود.
 ترامپ را باید علاوه بر اینکه سیاستمداری تندخو دانست، مهندس نوعی سیاست زبانی شریرانه هم دانست؛ سیاستی که در آن واژه‌ها نقش سلاح را بازی می‌کنند. او نخستین رئیس جمهوری در آمریکا نیست که منطق قدرت را دنبال می‌کند، اما از معدود رؤسای جمهوری است که آن را این‌چنین بی‌پرده، عریان و آمرانه بر زبان می‌آورد و سخن و کلام را کنیز سیاست می‌کند. اگر دیپلماسی سنتی آمریکا، با دستکش مخملین، مشت آهنین را پنهان می‌کرد، ترامپ مشت را پیش از دستکش نشان می‌دهد. و همین ویژگی، او را به یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تحول سیاست در عصر رسانه تبدیل کرده است. زبان نامتعارف او، شورش علیه زبان رسمی نهادهای سنتی آمریکاست؛ گویی می‌گوید من مانند دیپلمات‌های کلاسیک حرف نمی‌زنم، چون مثل آنان حکومت نمی‌کنم. هرچند این زبان ممکن است در کوتاه‌مدت کارآمدی تاکتیکی داشته باشد، اما در بلندمدت هزینه‌های جدی دارد.
ترامپ با زبان حکومت می‌کند؛ زبانی که نه دیپلماتیک است، نه مؤدب، نه کلاسیک. او واژه را به دشنه تبدیل کرده است. تهدیدهای آخرالزمانی، تحقیرهای مستقیم و صراحت‌های عریان، اجزای یک معماری سیاسی‌اند که هدفش تسلط بر رسانه، مرعوب‌سازی رقیب، امتیازگیری در مذاکره و بسیج افکار عمومی داخلی است. و همین، ترامپ را به پدیده‌ای مهم در سیاست معاصر تبدیل کرده است: سیاستمداری که کت‌وشلوار دیپلماتیک بر تن دارد، اما با زبان چکمه سخن می‌گوید.
 


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ترامپ / دیپلماسی / مذاکره / رسانه / سیاست_آمریکا / افکار_عمومی / سیاست_بین‌الملل / جنگ_روانی / قدرت_نرم / تحقیر_مردم / زبان_حکومت