نورنیوز https://nournews.ir/n/314383
کد خبر: 314383
12 اردیبهشت 1405
نورنیوز از آخرین تحولات سیاسی و امنیتی میان آمریکا و ایران گزارش می دهد؛

دیپلماسی زیر سایه تهدید؛ آیا جنگ جدید در راه است؟


افزایش تهدیدهای نظامی دونالد ترامپ علیه ایران در کنار جهش قیمت نفت، منطقه را وارد مرحله‌ای از ابهام کرده است؛ جایی که هم نشانه‌های آمادگی برای درگیری دیده می‌شود و هم تلاش برای مهار آن از مسیر دیپلماسی. آینده، بیش از هر زمان، به تصمیم‌های کوتاه‌مدت وابسته شده است.

نورنیوز-گروه سیاسی: هم‌زمان با بالا گرفتن لحن تهدیدآمیز از سوی دونالد ترامپ رئس جمهور آمریکا علیه ایران و نوسان تند قیمت نفت، فضای منطقه وارد دوره‌ای مبهم و پرریسک شده است؛ دوره‌ای که نه می‌توان آن را پیش‌درآمد قطعی جنگ دانست و نه نشانه‌ای روشن از بازگشت به ثبات. آنچه بیش از هر چیز به چشم می‌آید، هم‌زمانی افزایش تنش‌ها با فعال شدن مسیرهای دیپلماتیک است. این وضعیت نشان می‌دهد بازیگران اصلی هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته‌اند و بیشتر در حال آزمودن گزینه‌ها و سنجش هزینه‌ها هستند.
مواضع ترامپ را باید در همین چارچوب فهمید. او از یک طرف با ادعاهایی تند، تلاش می‌کند ایران را ضعیف و آسیب‌پذیر نشان دهد و فضای روانی را به نفع گزینه نظامی تغییر دهد. از طرف دیگر، همچنان از ادامه مذاکرات سخن می‌گوید و حتی به امکان توافق اشاره می‌کند. این دوگانگی، بیشتر از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر تردید در تصمیم‌گیری است. نگرانی از بالا رفتن هزینه‌های جنگ، احتمال گسترش درگیری و اثرات اقتصادی آن، از جمله عواملی است که باعث شده واشنگتن با احتیاط حرکت کند.
در مقابل، ایران تلاش کرده مسیر متفاوتی را پیش ببرد. تحرکات دیپلماتیک اخیر، به‌ویژه از سوی سیدعباس عراقچی وزیر امورخارجه ، نشان می‌دهد تهران هم‌زمان به دنبال کاهش تنش و حفظ آمادگی دفاعی است. تماس با کشورهای منطقه و رایزنی‌های فشرده، حاکی از آن است که ایران می‌خواهد از ظرفیت همسایگان برای کنترل بحران استفاده کند و مانع از شکل‌گیری اجماع علیه خود شود. در عین حال، تأکید بر آمادگی نیروهای مسلح، این پیام را منتقل می‌کند که گزینه نظامی برای طرف مقابل بدون هزینه نخواهد بود.
در این میان، نقش برخی بازیگران خارجی نیز پررنگ شده است. کشورهایی مانند پاکستان و چین به‌صراحت از کاهش تنش و بازگشت به مذاکره حمایت کرده‌اند. نگرانی اصلی این کشورها، تبعات یک درگیری جدید در خلیج فارس است؛ به‌ویژه اینکه هرگونه اختلال در تنگه هرمز می‌تواند بازار جهانی انرژی را دچار شوک کند. افزایش قیمت نفت در همین روزها، نشانه‌ای از حساسیت بالای بازار به تحولات منطقه است.
در سطح میدانی نیز نشانه‌هایی از افزایش آمادگی دیده می‌شود؛ از تحرکات نظامی گرفته تا جابه‌جایی تجهیزات. با این حال، چنین اقداماتی الزاماً به معنای نزدیک بودن جنگ نیست. در بسیاری از موارد، این تحرکات بیشتر برای فشار آوردن به طرف مقابل و تغییر محاسبات او انجام می‌شود تا مقدمه یک درگیری مستقیم.
در این میان، به نظر می‌رسد اسرائیل تمایل بیشتری به تشدید بحران دارد و تلاش می‌کند آمریکا را به سمت اقدام نظامی سوق دهد. اما همین موضوع با تردیدهایی در داخل آمریکا روبه‌رو است. تصمیم برای ورود به یک جنگ جدید، به‌ویژه در شرایط فعلی، برای واشنگتن ساده نیست و با ریسک‌های جدی همراه است.
در سوی دیگر، ایران بر این باور است که اگر درگیری‌ای رخ دهد، احتمالاً کوتاه و محدود طراحی خواهد شد. به همین دلیل، تمرکز اصلی بر ایجاد غافلگیری و برهم زدن محاسبات اولیه طرف مقابل است. این رویکرد، با هدف بالا بردن هزینه هرگونه حمله احتمالی دنبال می‌شود.
در داخل کشور نیز شرایط اهمیت ویژه‌ای دارد. یکی از سناریوهای محتمل، افزایش فشار خارجی هم‌زمان با ایجاد ناآرامی‌های داخلی است. در چنین وضعیتی، میزان انسجام سیاسی و اجتماعی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در عبور از بحران داشته باشد. هرچه شکاف‌های داخلی کمتر باشد، قدرت چانه‌زنی و بازدارندگی نیز بیشتر خواهد شد.
در مجموع، شرایط فعلی را می‌توان یک مقطع حساس و کوتاه‌مدت دانست؛ دوره‌ای که در آن همه گزینه‌ها هنوز روی میز است. نه نشانه قطعی از جنگ دیده می‌شود و نه اطمینانی از تداوم مسیر دیپلماسی. در چنین فضایی، نوع رفتار و پیام‌هایی که از سوی بازیگران مختلف ارسال می‌شود، می‌تواند مسیر تحولات را مشخص کند. آینده نزدیک، بیش از هر چیز به این بستگی دارد که آیا این تنش‌ها به سمت مهار حرکت می‌کند یا وارد مرحله‌ای جدی‌تر خواهد شد.

 


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / ترامپ / عراقچی / تنگه_هرمز / مذاکرات ایران و آمریکا / خلیج_فارس / بازدارندگی / قیمت_نفت / امنیت_منطقه‌ای / تهدید_نظامی / دیپلماسی_منطقه‌ای / بازار_جهانی_انرژی / تنش_ایران_و_آمریکا