نورنیوز https://nournews.ir/n/314328
کد خبر: 314328
12 اردیبهشت 1405
جمیله کدیور:

صدای جنگ در سکوت دیپلماسی


«بالاخره چه می‌شود؟» این کوتاه‌ترین و در عین حال سهمگین‌ترین پرسشی است که این روزها مکرر در همه جا به گوش می‌خورد؛ سوالی منطقی با جوابی نامعلوم که پاسخ به آن، هر چه باشد، نه فقط زندگی نود میلیون ایرانی را متاثر می‌کند، بلکه آثارش از اروپا و آمریکا تا قلب آسیا و دورترین نقاط آفریقا و اقیانوسیه، زندگی میلیاردها نفر را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

نورنیوز-گروه سیاسی: توقف جنگ میان ایران و آمریکا در حالی وارد روز بیست و پنجم شده  که آینده منطقه و جهان در وضعیتی بسیار حساس قرار دارد. سناریوهای محتمل پیش‌رو را می‌توان در سه دسته اصلی زیر طبقه‌بندی کرد: 
اول. توافق: یکی از اتفاقات دور از انتظار، توافق جامع بین طرفین است. بر اساس شواهد موجود، زمینه چندانی برای یک توافق پایدار و جامع به چشم نمی‌خورد. از آنجا که ترامپ به دنبال توافق برد-باخت مبتنی بر تسلیم بدون قید و شرط ایران است، هیچ دورنمای روشنی برای این توافق وجود ندارد. حتی اگر مذاکرات از سر گرفته شود، واگرایی خواسته‌ها، دستیابی به یک پیشرفت سریع برای توافق را غیرممکن می‌کند و به دلیل خواسته‌های متفاوت طرفین، به نظر نمی‌رسد مصالحه‌ای‌ برای حل مسائل متعدد صورت گیرد و  دیپلماسی فعلاً در «کُما» باقی خواهد ماند. تنها نوع توافقی که شاید امکان تحقق داشته باشد، «تنش‌زدایی مرحله‌ای» (توافق محدود) باشد تا با توجه به فشارهای اقتصادی جهانی و قیمت بالای نفت و گاز و آثار آن بر محصولات دیگر، احتمال دستیابی به یک توافق موقت فراهم شود. با توجه به گره زدن هر توافقی به موضوع هسته‌ای از سوی ترامپ، این پذیرش هم در حد پایینی قرار دارد.  پیشنهاد اخیر ایران هم با استقبال واشنگتن روبرو نشد، چرا که دولت ترامپ بر این باور است که این پیشنهاد تنها تلاشی برای به تاخیر انداختن مذاکرات اصلی بر سر برنامه هسته‌ای است؛ موضوعی که دلیل اصلی حملات آمریکا به ایران بوده است. ترامپ روز دوشنبه۲۷آوریل۷ اردیبهشت به دستیاران خود دستور داد تا برای یک محاصره طولانی‌مدت آماده شوند، مگر آنکه ایران با کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای خود موافقت کند.
دوم. نه جنگ و نه توافق:  سناریوی «نه جنگ، نه توافق» که در تحلیل‌های سیاسی به آن «درگیری منجمد» یا «برزخ دیپلماتیک» نیز می‌گویند، وضعیتی است که در آن هیچ درگیری نظامی گسترده و رسمی در جریان نیست، اما هیچ توافق سیاسی یا دیپلماتیکی هم برای پایان دادن به اختلافات به دست نیامده است. اکنون منطقه در میانه این سناریو قرار دارد و وضعیت «تعلیق مشروط» با آتش‌بسی لرزان، غیررسمی و شکننده برقرار است. دولت ترامپ مدعی است که مخاصمات پایان یافته، اما عملاً تهدیدات روزانه همچنان ادامه دارد. مذاکرات صلح اسلام‌آباد با بن‌بست مواجه شده است. آمریکا بر «غنی‌سازی صفر» اصرار دارد و ایران لغو کامل محاصره دریایی و تحریم‌ها را پیش‌شرط هرگونه گفتگو می‌داند. جنگ اقتصادی و محاصره دوطرفه ادامه دارد. در حالی که آمریکا محاصره دریایی تنگه هرمز را حفظ کرده، ایران نیز محدودیت‌های شدیدی در تنگه هرمز اعمال کرده که منجر به شوک جهانی انرژی و نفت و ... شده است. این وضعیت برزخی می‌تواند از جنگ خطرناکتر و دامنه اثرات آن وسیع‌تر باشد. فرسایش اقتصادی، تحریم‌ها و محاصره پابرجا و تورم فزاینده است.
سناریوی بدون جنگ و بدون توافق، هزینه بسیار بالایی برای هر دو طرف دارد. در این وضعیت، هر دو طرف منتظرند تا طرف مقابل تحت فشارهای داخلی (مثل انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در نوامبر یا تورم بالا و فشارهای معیشتی در ایران) از مواضع خودعقب‌نشینی کند. ورود ایالات متحده به چنین وضعیتی، با افزایش قیمت بنزین و دیگر اقلام تقریباً شش ماه قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر، می‌تواند بدترین سناریوی سیاسی و اقتصادی برای ترامپ و جمهوری‌خواهان باشد. ایران نیز زیر بار فشار مشکلات اقتصادی فزاینده است. تداوم این وضعیت می‌تواند نیروهای ایالات متحده را برای ماه‌های متمادی در منطقه زمین‌گیر کند، در حالی که تنگه هرمز همچنان بسته مانده و هر دو طرف منتظر نخستین حرکت اشتباه از سوی طرف مقابل هستند. در این مرحله، زمان به یک عامل تعیین‌کننده تبدیل می‌شود. هر طرف زودتر خسته شود، یا به عبارتی «پلک بزند»، جنگ را واگذار کرده است. تاب‌آوری شرط پیروزی است. ایران به مقاومت خود، تأثیر جنگ بر اقتصاد جهانی و فشارهای داخلی در ایالات متحده متکی است. واشنگتن امیدوار است که تحریم و فشارهای اقتصادی و بروز اعتراضات از نوع اعتراضات دی‌ماه در نهایت ایران را تضعیف و دچار فروپاشی کرده، مجبور به پذیرش و تسلیم نماید.  ایالات متحده و ایران اکنون درگیر مبارزه‌ای هستند که به استقامت و اراده سیاسی و تاب‌آوری طرفین بستگی دارد.
سوم. از سرگیری جنگ: در غیاب یک توافق دائمی برد ـ برد که به هر دو طرف اجازه می‌دهد به بخشی از خواسته‌های خود برسند و ادعای پیروزی کنند، از سرگیری جنگ از گزینه‌های محتمل است. هرچند ترامپ روز چهارشنبه۲۹آوریل ۹ اردیبهشت در گفت‌وگوی تلفنی با «آکسیوس» گفت که محاصره دریایی هرمز را «موثرتر از بمباران» می‌داند، و به مقامات امنیت ملی گفته برای محاصره طولانی بنادر ایران آماده شوند تا تهران را مجبور به دست کشیدن از برنامه هسته‌ای خود کنند، احتمال یک حمله سنگین  یا یک درگیری کم‌شدت همراه با حملات دوره‌ای - هرچند که بی‌ثباتی منطقه‌ای و اختلال اقتصادی جهانی را طولانی‌تر می‌کند ـ بعید نیست. ترامپ روز چهارشنبه ۲۹ آوریل۹ اردیبهشت تصویری از تنگه هرمز را با نام جدید «تنگه ترامپ (Strait of Trump) »در شبکه اجتماعی خود به اشتراک گذاشت که نشان‌دهنده عزم او برای حفظ محاصره دریایی تا زمان تسلیم کامل ایران است.این اقدام ترامپ موجی از گمانه‌زنی‌ها را درباره آغاز مرحله جدیدی از تنش‌های نظامی در منطقه برانگیخت و نشان می‌دهد که او اکنون تنگه هرمز را نه یک آبراه بین‌المللی، بلکه بخشی از دارایی‌های تحت کنترل خود در این قمار بزرگ می‌بیند. این تغییر نام نشانی از تمایل ترامپ بر «تصرف استراتژیک» این تنگه در پس ذهن اوست.
 ترامپ در مصاحبه‌با شبکه نیوزماکس هم ادعا کرده امریکا «از پیش در جنگ با ایران پیروز شده است»، اما می‌خواهد «با اختلاف بیشتری پیروز شود»؛ نشانه‌ای روشن برای از سرگیری جنگ و باز گذاشتن راه برای ادامه عملیات نظامی. 
سنای آمریکا نیز روز پنجشنبه ۳۰‌اوریل۱۰ اردیبهشت به وقت محلی برای ششمین بار به قطعنامه اختیارات جنگی رئیس جمهور آمریکا که خواستار توقف حملات نظامی آمریکا به ایران تا زمان کسب مجوز از کنگره بود، رای منفی داد و دست ترامپ را برای ازسرگیری جنگ باز گذاشت.بر اساس اطلاعات موجود،  رئیس جمهور ایالات متحده به طور جدی در حال بررسی از سرگیری عملیات جنگی در مقیاس بزرگ است، یا برای شکستن بن‌بست در مذاکرات یا برای وارد کردن ضربه‌ای قاطع قبل از پایان جنگ. ترامپ روز چهارشنبه  ۲۹ آوریل ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵،در پلتفرم اجتماعی تروث سوشال، با انتشار تصویری تولید شده توسط هوش مصنوعی از خود با عنوان «دیگر بس است آقای خوب!» با در دست داشتن یک اسلحه و پس زمینه منطقه‌ای ویران بر اثر آتش و بمباران نوشت:«ایران نمی‌تواند اوضاع خود را سر و سامان دهد. آنها نمی‌دانند چگونه یک توافق غیرهسته‌ای امضا کنند. بهتر است زودتر عاقل شوند!» ترامپ همچنین در اواخر همان روز  تصویری  دیگر تولید شده توسط هوش مصنوعی از خود با پس‌زمینه‌ای از رعد و برق را در شبکه تروث سوشال بازنشر کرد که در آن تصویر، عبارات «طوفان در راه است»  و «هیچ چیز نمی‌تواند جلوی آنچه در راه است را بگیرد» درج شده بود. بسیاری از تحلیلگران نظامی این پیام را به عنوان یک هشدار جدی به ایران در میانه بن‌بست مذاکرات آتش‌بس و آمادگی سنتکام  برای حملات احتمالی تفسیر کردند.
شبکه فاکس‌نیوز آمریکا و پایگاه خبری اکسیوس نیز به‌طور هم‌زمان از جلسه‌ای فوق‌محرمانه در کاخ سفید پرده برداشتند که در آن فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، طرح «ضربه نهایی» به ایران را به دونالد ترامپ ارائه کرده‌اند. اهداف ارزیابی‌شده در این طرح شامل «بقایای دارایی‌های نظامی، مراکز رهبری و زیرساخت‌های ایران» است. فهرستی که نشان می‌دهد واشنگتن که از توافق مورد دلخواه خود با ایران ناامید شده است، به دنبال وارد آوردن ضربه‌ای کاری و فلج‌کننده است. ترامپ روز پنج‌شنبه توسط دریادار برد کوپر، فرمانده سنتکام، در جریان گزینه‌های جدید برای اقدام احتمالی نظامی در ایران قرار گرفت.  به‌گفته منابع آگاه، گزینه‌های مطرح شامل کنترل بخش‌هایی از تنگه هرمز برای بازگشایی مسیر کشتیرانی، استقرار نیروهای زمینی و احتمال اجرای عملیات نیروهای ویژه برای استخراج ذخایر اورانیوم با غنای بالا است.
پیش از این نیز اخباری مبنی براین منتشر شد که فرماندهی مرکزی ایالات متحده «سنتکام» طرحی را برای انجام موجی از حملات «کوتاه و قدرتمند» با هدف شکستن بن‌بست مذاکرات، علیه ایران آماده کرده است. پس از این حملات که احتمالا زیرساخت‌ها را هدف قرار می‌دهد، ایالات متحده به ایران فشار خواهد آورد تا به میز مذاکره بازگردد و تسلیم شود.
هفته گذشته، سومین گروه ضربت ناو هواپیمابر با هزاران نیروی نخبه در منطقه مستقر شد که بزرگترین افزایش نیرو از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ است. تخمین زده می‌شود که بیش از ۱۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه مستقر شده‌اند. ادامه تقویت نظامی آمریکا در منطقه نشان می‌دهد که از سرگیری جنگ فقط مسئله زمان است و احتمال حمله زمینی دور از ذهن نیست؛ گامی که ترامپ ممکن است پس از فراهم شدن شرایط لازم از نظر بسیج نیروها و باز شدن مرزهای مورد نیاز، آن را در نظر بگیرد.
تقابل ایران و آمریکا به نقطه‌ای رسیده که در آن «زمان» و «اراده»، کارآمدتر از تسلیحات عمل می‌کند. در حالی که غرش ناوها در سکوت سنگین دیپلماسی، جهان را در آستانه یک انفجار دیگر قرار داده، هر دو طرف در حال آزمودن آستانه تحمل یکدیگر در یک «مسابقه پلک‌زنی» تاریخی هستند. سرنوشت این برزخِ پرهزینه، نه در میدان نبرد، بلکه در توان تاب‌آوری ملی و اراده سیاسی طرفین برای خروج از بن‌بستی رقم خواهد خورد که نود میلیون ایرانی را در کنار میلیاردها انسان دیگر در سراسر جهان به انتظار نشانده است.  


منبع: اطلاعات
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: تنگه_هرمز / مذاکرات ایران آمریکا / ایران_آمریکا / تنش_منطقه‌ای / بحران_انرژی / تحلیل_سیاسی / امنیت_جهانی / جنگ_یا_صلح