نورنیوز https://nournews.ir/n/314207
کد خبر: 314207
11 اردیبهشت 1405
نورنیوز بررسی می‌کند:

ائتلافی که وجود ندارد؛ اعتراف تلخ واشنگتن به ناتوانی


تلاش واشنگتن برای شکل‌دهی ائتلاف دریایی جهت «بازگشایی هرمز» در حالی اوج گرفته که نشانه‌های ناتوانی در میدان و دیپلماسی، شکاف با متحدان و فشارهای اقتصادی داخلی، روایت برتری را تضعیف و کارآمدی راهبرد ایران در مدیریت تنگه را برجسته کرده است.

نورنیوز-گروه سیاسی: جنگ‌افروزی آمریکایی-صهیونیستی و اقتدار ایران در برابر آن، به‌ویژه مدیریت هوشمند تنگه هرمز، در حالی معادلات جهانی، به‌خصوص در حوزه اقتصادی را دگرگون کرده است که در ادامه، ائتلاف‌سازی‌هایی روی کاغذ برای آنچه «بازگشایی تنگه هرمز» نامیده می‌شود، مطرح شده است. وال‌استریت ژورنال گزارش داد که دولت آمریکا به دنبال شرکای بین‌المللی برای ایجاد ائتلاف جدید دریایی و باز کردن تنگه هرمز است. این طرح با نام «برساخت آزادی دریانوردی» به رهبری آمریکا، بر اشتراک‌گذاری اطلاعات، هماهنگی دیپلماتیک و اجرای تحریم‌ها متمرکز خواهد بود و به دیپلمات‌ها دستور داده شده است که دولت‌های خارجی را به پیوستن به‌عنوان شرکای دیپلماتیک یا نظامی تشویق کنند.

ادعای ائتلاف‌سازی در حالی مطرح می‌شود که از یک سو ترامپ همچنان مدعی نابودی توان نظامی ایران، از جمله نیروی دریایی آن است و از سوی دیگر، از جنگ رمضان تاکنون، آمریکا بارها التماس‌کنان به دنبال ائتلاف‌سازی علیه ایران بوده، در حالی که حتی متحدان آن در ناتو نیز از این خواسته سر باز زده‌اند؛ فرایندی که در کنار آشکارسازی زوال جهانی آمریکا، نشان‌دهنده آگاهی جهانی از اقتدار نظامی ایران و پیامدهای هرگونه درگیری با آن است.

شکاف روایت و واقعیت: از ادعاهای حداکثری تا عقب‌گرد عملیاتی

ادعای ائتلاف‌سازی آمریکا و نیز برخی گزارش‌ها درباره احیا و ارتقای توان نظامی این کشور در منطقه، در حالی مطرح می‌شود که التماس‌های آن برای تشکیل ائتلاف به‌منظور آنچه «باز شدن تنگه هرمز» نامیده می‌شود، از یک سو رسواکننده ادعاهای ترامپ است؛ چنان‌که او بار دیگر مدعی شده است که ایران «به‌شدت مشتاق رسیدن به یک توافق» است. وی افزود که حکومت ایران در وضعیت بسیار بدی قرار دارد و تقریباً هیچ چیزی ندارد، حتی رهبری؛ رهبران آن همراه با ارتش از بین رفته‌اند و تقریباً تمام ارتش نابود شده است. او همچنین ادعا کرد که کل نیروی دریایی ایران که «۱۵۹ کشتی» بوده، به‌طور کامل غرق شده و از بین رفته است.

از سوی دیگر، این ائتلاف‌سازی نشان می‌دهد که آمریکا نه در میدان نظامی، نه در دیپلماسی و حتی در جنگ اقتصادی و محاصره، به اهداف خود دست نیافته و اکنون التماس‌کنان به دنبال کمک سایر کشورهاست. این وضعیت بحرانی زمانی آشکارتر می‌شود که گزارش‌ها حاکی از آن است که ناو هواپیمابر «یو‌اس‌اس جرالد فورد» در روزهای آینده راه بازگشت به آمریکا را در پیش خواهد گرفت. این عقب‌نشینی در تضاد با ادعای ترامپ مبنی بر نابودی توان نظامی ایران است؛ چرا که بر اساس اصول نظامی، اگر چنین ادعایی واقعیت داشت، نتیجه آن نه بازگشت، بلکه پیشروی برای عبور از تنگه هرمز و ورود به خلیج فارس می‌بود.

وضعیت اقتصادی آمریکا نیز سندی دیگر بر توهمی بودن این ادعاهاست. میزان خالص نارضایتی از عملکرد ترامپ در موضوع تورم به منفی ۴۹ درصد رسیده است؛ به این معنا که شمار مخالفان عملکرد او، ۴۹ درصد بیش از موافقان است. همچنین گزارش‌ها نشان می‌دهد قیمت بنزین در ایالت کالیفرنیا با عبور از مرز ۶ دلار در هر گالن، رکوردی تاریخی ثبت کرده و میانگین قیمت بنزین در آمریکا نیز به ۴.۲ دلار رسیده و بیش از ۳۰ درصد رشد داشته است.

بحران اقتصادی آمریکا و ناتوانی این کشور در تحقق اهدافش تا آنجاست که پنتاگون حتی جرأت بیان واقعی هزینه‌های جنگ را ندارد و رقم ۲۵ میلیارد دلار را مطرح می‌کند، حال آنکه برخی نمایندگان کنگره و رسانه‌ها، هزینه‌ها را بالغ بر ۵۰ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند. نکته قابل توجه آنکه شواهد نشان می‌دهد قمار نتانیاهو تاکنون مستقیماً ۱۰۰ میلیارد دلار برای آمریکا هزینه داشته؛ رقمی چهار برابر میزان اعلام‌شده. سهم ماهانه این هزینه برای هر خانوار آمریکایی به ۵۰۰ دلار رسیده و به‌سرعت در حال افزایش است. «اول اسرائیل» همواره به معنای «آخر آمریکا» بوده است.

انزوای فزاینده واشنگتن: فرسایش اجماع و امتناع متحدان

آمریکا در حالی همچنان از ائتلاف‌سازی جدید سخن می‌گوید که ترامپ در طول یک سال گذشته حتی نتوانسته ائتلافی پایدار با متحدان خود تشکیل دهد. شورای صلح غزه او به‌جای ۶۰ کشور، تنها با حضور ۲۰ کشور و آن هم بدون مشارکت اروپایی‌ها شکل گرفت. همچنین متحدان آمریکا در ناتو و اروپا بارها به‌صراحت اعلام کرده‌اند که در جنگ علیه ایران مشارکت نخواهند کرد و این جنگ، جنگ آنان نیست.

این رویکرد به‌حدی جدی است که ترامپ رسماً از ناتو به‌دلیل عدم همراهی انتقاد کرده و حتی از طرح خروج آمریکا از این پیمان یا کاهش نیروها در کشورهایی همچون آلمان سخن گفته است.

آمریکا که زمانی مدعی اجماع‌سازی بین‌المللی بود، امروز حتی در میان متحدان خود نیز از چنین توانی برخوردار نیست. دوستان قدیمی آن در غرب و حتی کشورهای عربی نیز دیگر اعتمادی به ادعاهای امنیت‌سازی و حمایتی واشنگتن ندارند، به‌ویژه آنکه جنگ رمضان برای همگان آشکار ساخت که «اول اسرائیل» برای آمریکا، مقدم بر هر چیز دیگری است.

معادله بازدارندگی در هرمز: هزینه‌سازی متقابل و افق‌های پیش‌رو

آمریکا در حالی همچنان از افزایش توان نظامی در منطقه و ائتلاف‌سازی برای بازگشایی تنگه هرمز سخن می‌گوید که در کنار لزوم هوشیاری و بیداری سراسری مردم و مسئولان ایرانی برای گرفتار نشدن در جنگ ادراکی دشمن، به‌ویژه در ابعاد اقتصادی و رسانه‌ای، اصل مهم، پاسخ سخت و قاطع ایران به هرگونه تحرک از سوی آمریکا یا هر کشور دیگری است.

چنان‌که همزمان با برخی ادعاها درباره حملات برق‌آسا و کوتاه‌مدت آمریکا برای دستاوردسازی و خروج از جنگ، فرمانده هوافضای سپاه در هشداری رسمی و عملیاتی تأکید کرده است: «با ضربات دردناک، طولانی و دامنه‌دار، عملیات‌های دشمن را اگر ضربتی و کوتاه باشند، به فضل الهی پاسخ خواهیم داد. عاقبت پایگاه‌های پوشالی‌تان در منطقه را دیدیم؛ ناوهایتان را هم خواهیم دید.»

جهان دریافته است که ایران هر تهدیدی را به اقدام عملی تبدیل می‌کند؛ ازاین‌رو، ورود هر کشوری به جنگ علیه ایران، به معنای تبدیل شدن آن کشور و منافعش به هدفی مشروع برای نیروهای مسلح ایران خواهد بود. در عین حال، اصرار آمریکا بر رفتارهای تکراری نظامی و تهدیدآمیز، نتیجه‌ای جز تشدید بحران و کورتر شدن گره تنگه هرمز نخواهد داشت؛ گرهی که پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن برای جهان، غیرقابل تصور خواهد بود.

 


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / آمریکا / تنگه_هرمز / اقتصاد_جهانی / بازدارندگی / ژئوپلیتیک / امنیت_دریایی / ائتلاف_کاغذی