نشست شورای امنیت درباره تنگه هرمز، صحنهای از تقابل روایتها بود؛ جایی که همزمان با برجسته شدن ناتوانی آمریکا در برابر اقتدار ایران، بار دیگر استانداردهای دوگانه سازمان ملل و ریاکاری غرب در قبال امنیت جهانی و حقوق بینالملل آشکار شد.
نورنیوز-گروه بینالملل: نشست شورای امنیت با محوریت تنگه هرمز، ابعاد دیگری از رفتارهای غیرمسئولانه و استانداردهای دوگانه این نهاد در قبال تحولات جهانی را آشکار ساخت. سخنان گوترش مبنی بر نگرانی از پیامدهای وضعیت کنونی تنگه هرمز و دلسوزی برای آنچه «سرگردانی ۲۰ هزار ملوان بر دریا» مینامد، در حالی مطرح شد که از یکسو سازمان ملل در برابر نسلکشی غزه با ۷۳ هزار شهید، که ۲۰ هزار نفر از آنان کودک هستند، بیتفاوت و بیاراده بوده است و از سوی دیگر، این سازمان و شخص دبیرکل در برابر جنگافروزی آمریکایی–صهیونیستی علیه ایران، از جمله فاجعه مدرسه میناب، ترور رهبر سیاسی-معنوی انقلاب و تخریب زیرساختهای کشور، تنها به ابراز نگرانی بسنده کردهاند.
این سازمان همچنین در برابر دزدی دریایی آمریکا علیه کشتیهای ایران، که نقض آشکار قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی و حقوق بینالملل است، سکوت اختیار کرده و صرفاً به دلیل منافع کشورهای غربی به چنین ابراز نگرانیهایی درباره تنگه هرمز میپردازد. سخنان گوترش و این رفتارهای گزینشی و غیرمنطقی، بار دیگر تهیشدن ماهیت این نهاد جهانی و ضرورت بازنگری در آن و حرکت بهسوی نظمی نوین و چندجانبهگرا را آشکار میسازد. این سازمان نمیتواند هر زمان که منافع غرب اقتضا میکند، مدعی نقش محوری باشد و در سایر موارد، از جمله نسلکشی غزه، تجاوزگری رژیم صهیونیستی و جنایات آمریکا و غرب، از تحریم گرفته تا تهدید نظامی، ادعای بیمسئولیتی داشته باشد.
اذعان به ناتوانی آمریکا
از نکات مهم این نشست، تکرار آشکار ناتوانی آمریکا در برابر اقتدار و مقاومت چندلایه ایران بود. نماینده آمریکا در سازمان ملل در حالی از جامعه جهانی خواست تا برای بازگشایی تنگه هرمز به آمریکا بپیوندند که مقامات این کشور در آغاز تجاوز نظامی به ایران، ادعای پیروزی در چند روز را مطرح کرده و پس از آن نیز از امکان بازگشایی تنگه با یک عملیات ساده سخن گفته بودند.
اصرار آمریکا بر درخواست کمک از دیگر کشورها و سازمانهای بینالمللی، پوچ بودن این ادعاها در برابر اقتدار ایران و توخالی بودن ادعای اثربخشی محاصره دریایی یا حتی توهماتی همچون نابودی خطوط نفت ایران را آشکار میسازد. چنانکه حتی برخی مقامات اروپایی نیز به تابآوری ایران و ناکامی آمریکا اذعان کردهاند.
این وضعیت را میتوان حلقه تکمیلی شکست آمریکا دانست؛ جایی که نهتنها متحدانش در ناتو حاضر به ورود به چنین بازی خطرناکی نشدند، بلکه نشست شورای امنیت نیز بدون اجماع و با موجی از اعتراضها، محکومسازی تجاوزگری و اذعان به حقانیت مدیریت و حاکمیت ایران بر تنگه هرمز همراه شد.
غرب و ریاکاریهای همیشگی
نشست شورای امنیت، برگ دیگری از رسوایی کشورهای اروپایی را نیز رقم زد. نمایندگان این کشورها در حالی خواستار بازگشایی تنگه هرمز بدون هیچگونه محدودیت و با ادعای احترام به حقوق بینالملل و آزادی دریانوردی شدند که خود با اعمال تحریمهای گسترده علیه ایران، بهگفته گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور اقدامات قهری یکجانبه، مرتکب نقض آشکار حقوق بینالملل و حتی جنایت علیه بشریت شدهاند.
با این حال، مقامات اروپایی همچنان از رفع این تحریمها امتناع کرده و بهدنبال کسب امتیازات یکجانبه هستند. آنان حتی از محکومسازی جنایات اخیر، از جمله حمله به مدرسه میناب و دزدی دریایی آمریکا، خودداری کردهاند؛ امری که گواهی روشن بر ریاکاری و منفعتطلبی آنان است.
این رفتارهای دوگانه با واکنش شدید دیگر کشورها نیز همراه شد. نماینده روسیه در شورای امنیت، تلاش برای نسبتدادن مسئولیت کامل وضعیت تنگه هرمز به ایران را زیر سؤال برد و تأکید کرد که یک کشور ساحلی در شرایط جنگی، حق دارد برای تأمین امنیت خود، ناوبری در آبهایش را محدود کند. وی همچنین با تشبیه اقدامات غرب به دزدی دریایی، اظهار داشت که کشورهای غربی در حالی از «نظم مبتنی بر قواعد» سخن میگویند که خود در حال انجام راهزنی آشکار در دریا هستند. نماینده چین نیز با انتقاد از فرافکنیهای غرب، آمریکا و اسرائیل را عامل اصلی تنشها دانست و خواستار پایان فوری بحران شد.
حقی که قابل انکار نیست
کشورهای غربی در حالی در این نشست تلاش کردند با فرافکنی، خواستار بازگشت تنگه هرمز به وضعیت پیشین شوند که بر اساس قوانین بینالمللی، ایران حق حاکمیت مشروع برای تأمین امنیت خود و منطقه را داراست. خواستههای آنان، در واقع تفسیری وارونه و منفعتطلبانه از حقوق بینالملل است.
در عین حال، اقدام ایران در مدیریت هوشمند تنگه هرمز، نهتنها در راستای امنیت ملی، بلکه در جهت تأمین امنیت منطقه و دریانوردی جهانی نیز قابل ارزیابی است. این رویکرد میتواند زمینهساز پایان تنشها، کاهش حضور نظامی خارجی در منطقه و ایجاد امنیتی پایدار و عادلانه باشد.
ایران، در کنار اعمال حقوق حاکمیتی خود، در حال تدوین راهکارهایی بلندمدت برای تضمین امنیت منطقهای و جهانی است. از اینرو، نشست شورای امنیت و تحرکات غرب، نه اقدامی در جهت امنیتسازی، بلکه عاملی برای تشدید بحران و افزایش تبعات اقتصادی و امنیتی در سطح جهان تلقی میشود.
سازمان ملل و کشورهای غربی باید دریابند که بیعملی آنان در برابر تجاوزگریهای اخیر، خود زمینهساز وضعیت کنونی بوده است. اگر ارادهای واقعی برای پایان بحران وجود دارد، لازم است بهجای تداوم ریاکاری، از ابتکارات سازنده حمایت کرده و عاملان اصلی بیثباتی را مورد بازخواست قرار دهند.