نورنیوز https://nournews.ir/n/313610
کد خبر: 313610
9 اردیبهشت 1405
نورنیوز ابعاد راهبردی خروج امارات از اوپک را بررسی می کند؛

ابوظبی علیه ریاض؛ بازی نفتی امارات در میانه جنگ


خروج امارات متحده عربی از اوپک در بستر جنگ اخیر و افزایش ریسک‌های امنیتی خلیج فارس، صرفاً یک تصمیم اقتصادی نیست؛ این اقدام تلاشی برای بازتعریف قدرت از مسیر انرژی، مدیریت رقابت با عربستان سعودی و ارتقای نقش در معادلات ایالات متحده آمریکا است.

نورنیوز-گروه اقتصادی: تحولات ژئوپلیتیکی ناشی از حمله مشترک ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به ایران، صرفاً یک رویارویی نظامی محدود نبود؛ این رخداد به‌سرعت به بازآرایی در سطوح اقتصادی، امنیتی و نهادی در خلیج فارس منجر شد. در چنین بستری، اعلام خروج امارات متحده عربی از اوپک را باید نه به‌عنوان یک تصمیم فنی در حوزه انرژی، بلکه به‌مثابه یک کنش ژئواکونومیک معنادار در جهت بازتعریف موقعیت این کشور در نظم منطقه‌ای در حال گذار تحلیل کرد.
در شرایطی که تنش‌های نظامی به افزایش ریسک‌های امنیتی در خلیج فارس و به‌ویژه در تنگه هرمز انجامیده، مسئله «امنیت عرضه انرژی» به یکی از متغیرهای کلیدی در معادلات قدرت تبدیل شده است. هرمز همچنان یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان محسوب می‌شود و هرگونه اختلال در آن، بلافاصله اثرات روانی و واقعی بر بازار جهانی نفت بر جای می‌گذارد. با این حال، کشورهایی که از ظرفیت‌های جایگزین برای صادرات انرژی برخوردارند، در چنین شرایطی از مزیت نسبی بهره‌مند می‌شوند. امارات طی سال‌های اخیر با توسعه زیرساخت‌هایی همچون خط لوله ابوظبی–فجیره، تلاش کرده وابستگی خود به این گلوگاه را کاهش دهد؛ اقدامی که اکنون در چارچوب تحولات جدید، معنای ژئوپلیتیکی پررنگ‌تری یافته است.
خروج از اوپک در این چارچوب، ابزاری برای افزایش «استقلال راهبردی» در سیاست‌گذاری انرژی محسوب می‌شود. عضویت در اوپک، هرچند مزایای هماهنگی در مدیریت بازار را به همراه دارد، اما در عین حال محدودیت‌هایی را نیز بر سطح تولید و نحوه واکنش به بحران‌ها تحمیل می‌کند. برای کشوری مانند امارات که در پی ارتقای نقش خود به‌عنوان یک بازیگر فعال در تنظیم بازار انرژی است، رهایی از این محدودیت‌ها می‌تواند امکان مانور بیشتری در شرایط بحران فراهم آورد. به‌ویژه در سناریوهایی که اختلال در عرضه نفت به افزایش قیمت‌ها منجر می‌شود، توانایی افزایش سریع تولید می‌تواند به یک اهرم ژئواکونومیک مهم تبدیل شود؛ اهرمی که نه‌تنها در بازار، بلکه در تعاملات سیاسی با بازیگران فرامنطقه‌ای نیز کارکرد دارد.
با این حال، یکی از مهم‌ترین ابعاد این تصمیم که باید جدی‌تر مورد توجه قرار گیرد، رقابت ساختاری و رو به تشدید میان امارات و عربستان سعودی است؛ رقابتی که دیگر صرفاً به حوزه انرژی محدود نیست و در سال‌های اخیر ابعاد ژئوپلیتیکی و میدانی نیز به خود گرفته است. یکی از نمودهای بارز این شکاف، تحولات یمن است؛ جایی که اگرچه دو کشور در قالب ائتلافی مشترک وارد شدند، اما به‌تدریج اختلافات راهبردی بر سر نحوه مدیریت میدان، نیروهای نیابتی و آینده سیاسی جنوب یمن آشکار شد. حمایت امارات از بازیگران محلی در جنوب و تمرکز بر بنادر و خطوط ساحلی، در مقابل نگاه کلان‌تر عربستان به ساختار قدرت در صنعا، عملاً به واگرایی در اهداف انجامید.
این شکاف میدانی، بازتابی از یک رقابت عمیق‌تر بر سر «مدل نفوذ منطقه‌ای» است؛ جایی که عربستان بر رهبری سلسله‌مراتبی و مدیریت متمرکز تأکید دارد، در حالی که امارات به‌دنبال ایجاد شبکه‌ای از نفوذ اقتصادی-امنیتی در گره‌های راهبردی منطقه است. در حوزه انرژی نیز این رقابت خود را در اختلاف بر سر سهمیه‌های تولید در چارچوب اوپک‌پلاس نشان داده است. از این منظر، خروج امارات از اوپک را می‌توان تلاشی برای رهایی از محدودیت‌های نهادی‌ای دانست که تحت تأثیر وزن بالای عربستان شکل گرفته‌اند؛ اقدامی که به ابوظبی اجازه می‌دهد سیاست تولید خود را مستقل‌تر تنظیم کرده و در صورت لزوم، با افزایش عرضه، نقش فعال‌تری در بازار ایفا کند. این تصمیم، هرچند به‌معنای تقابل آشکار با ریاض نیست، اما به‌طور ضمنی توازن قدرت در درون جهان عربِ تولیدکننده انرژی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
در کنار این رقابت منطقه‌ای، بُعد دیگری از این تصمیم به تعامل با ایالات متحده آمریکا بازمی‌گردد. در شرایطی که امنیت انرژی برای آمریکا و متحدانش اهمیت فزاینده‌ای یافته، کشورهایی که بتوانند نقش «تأمین‌کننده باثبات و منعطف» را ایفا کنند، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار خواهند شد. خروج از اوپک به امارات این امکان را می‌دهد که خارج از محدودیت‌های نهادی، در صورت نیاز تولید خود را افزایش داده و به تعدیل شوک‌های بازار کمک کند. این نقش، هرچند جایگزین موقعیت عربستان به‌عنوان بازیگر کلیدی در تنظیم بازار نیست، اما می‌تواند جایگاه امارات را به‌عنوان یک بازیگر مکمل و مؤثر در معادلات انرژی تقویت کند.با این حال، باید توجه داشت که این تحولات به‌معنای تضعیف اساسی جایگاه ایران در معادلات انرژی نیست. هرچند اقدام امارات می‌تواند تا حدی از شدت اثر روانی اختلال در تنگه هرمز بکاهد، اما اهمیت ساختاری این گلوگاه همچنان پابرجاست. بخش قابل‌توجهی از صادرات نفت جهان همچنان از این مسیر عبور می‌کند و در صورت بروز اختلال جدی، بازار جهانی انرژی با شوک‌های قابل‌توجهی مواجه خواهد شد. از این‌رو، ظرفیت امارات بیشتر در حوزه «مدیریت ادراک بازار» و کاهش نسبی ریسک‌ها قابل ارزیابی است، نه در تغییر بنیادین موازنه قدرت ژئوپلیتیکی.
خروج امارات از اوپک را باید در تلاقی سه روند اصلی تحلیل کرد: افزایش ریسک‌های امنیتی در خلیج فارس، تشدید رقابت درون‌منطقه‌ای با عربستان سعودی—با نمودهایی عینی در پرونده‌هایی مانند یمن—و تلاش برای ارتقای جایگاه در تعامل با ایالات متحده آمریکا. این اقدام بیش از آنکه واکنشی احساسی یا کوتاه‌مدت باشد، بخشی از یک راهبرد ژئواکونومیک برای بازتعریف نقش امارات در نظم در حال تحول انرژی جهانی است؛ نظمی که در آن، کنترل عرضه و مدیریت ریسک، به‌اندازه قدرت نظامی در تعیین جایگاه کشورها اهمیت یافته است.

 


سرویس: اقتصادی
کلید واژگان: آمریکا / نفت / تنگه_هرمز / اوپک / ژئوپلیتیک / امنیت_انرژی / محاصره_دریایی / جنگ منطقه‌ای / عربستان_سعودی / ژئوپلیتیک_انرژی / امارات_متحده_عربی