نورنیوز https://nournews.ir/n/313571
کد خبر: 313571
8 اردیبهشت 1405

ادعای مأمور سابق سی‌آی‌ای درباره ساختگی بودن سوءقصد به ترامپ


لری جانسون در گفت‌وگویی تحلیلی، سوءقصد به دونالد ترامپ را «رویدادی نمایشی» توصیف کرد و گفت مجموعه ناهنجاری‌های امنیتی و رفتاری در این حادثه با الگوی یک حمله واقعی همخوانی ندارد.

نورنیوز- گروه بین الملل: لری جانسون، مأمور کارکشته سی‌آی‌ای و تحلیل‌گر برجسته امنیتی بر این باور است که بر اساس تجربه میدانی و سابقه فعالیت‌های رسمی او، دلایل و نشانه‌های فراوانی وجود دارد که به وضوح حاکی از آن هستند که ماجرای سوءقصد به ترامپ، یک رویداد ساختگی‌ست و انعکاس رسانه‌ای آن صرفاً با هدف پوشاندن تشویش و درهم‌ریختگی سیاسی و همچنین اختلاف میان بخش سیاسی از یک سو و فرماندهان مخالف ادامه جنگ با ایران، از سوی دیگر، اجرا شد.

ساختگی بودن سوءقصد، به راحتی قابل اثبات است

جانسون، در ابتدا با عبارت «این ماجرا بوی تعفن می‌دهد»، به صورت کلی اصالت آن را زیر سؤال برده و در جایگاه یک کارشناس اطلاعاتی-امنیتی استدلال می‌کند که مجموعه رفتارها و نشانه‌ها با یک حمله واقعی و پیش‌بینی‌نشده همخوانی ندارد. جانسون به‌ویژه به واکنش غیرعادی ترامپ در لحظه تیراندازی اشاره کرده و آرامش نسبی و عدم واکنش غریزی را به‌عنوان یک «ناهمخوانی رفتاری» برجسته می‌کند که از نظر او نشان می‌دهد ترامپ از قبل از ماجرا اطلاع داشته است. جانسون صراحتاً این ماجرا را یک «نمایش» می‌خواند و در ادامه چگونگی شکل‌گیری آن را توضیح می‌دهد.

هیچ عقل سلیمی، این همه نقض پروتکل امنیتی را نمی‌پذیرد

مأمور بازنشسته سی‌آی‌ای سپس روی «شکست ساختاری در پروتکل‌های امنیتی» تمرکز کرده و آن را به‌عنوان نخستین شاهد عینی برای تقویت فرضیه صحنه‌سازی مطرح می‌کند. او به‌طور مشخص به نحوه تخلیه صحنه اشاره می‌کند که در آن به‌جای ترامپ، ابتدا جی‌دی ونس از محل خارج می‌شود؛ امری که از نظر دکترین حفاظت سرویس مخفی، نقض صریح اولویت «حفاظت از رئیس‌جمهور به هر قیمت» محسوب می‌شود.

این ناهنجاری، در کنار نبود لایه‌های استاندارد امنیتی، به‌عنوان مجموعه‌ای از «نقاط آسیب» تحلیل می‌شود که به‌صورت هم‌زمان رخ داده‌اند و از دید جانسون، احتمال تصادفی بودن آن‌ها بسیار پایین است. او با تکیه بر تجربه‌های شخصی خود از ضعف عملکرد سرویس مخفی، این کاستی‌ها را آشکارا ناشی از «تعلیق عمدی رویه‌ها» تفسیر می‌کند. ازاین رو جانسون تأکید می‌کند که تنها درصورتی این سطح از نقض هماهنگ پروتکل‌ها قابل توضیح است که، حادثه مهندسی‌شده باشد؛ در غیر این صورت، باید مجموعه‌ای از خطاهای غیرمعمول و هم‌زمان را بپذیریم که هیچ عقل سلیم امنیتی، آن‌ها را نمی‌پذیرد.

مهاجم مسلح نه تنها هدف قرار نگرفت، بلکه با مصونیت کامل در صحنه دستگیر شد

در ادامه این زنجیره استدلال، جانسون به رفتار و سرنوشت ضارب می‌پردازد و آن را به‌عنوان یک «ناهنجاری عملیاتی» کلیدی برجسته می‌کند که تحلیل را از سطح ضعف امنیتی به سطح فرضیه دخالت یا هماهنگی هدایت می‌کند. او تأکید می‌کند که فرد مسلح به سلاح گرم از چندین لایه امنیتی عبور و اقدام به تیراندازی کرده، اما در نهایت نه در صحنه خنثی شده و نه حتی نشانه‌ای از اصابت گلوله یا اقدام فوری پزشکی بر روی او دیده می‌شود. در حالی‌که طبق قواعد درگیری، چنین تهدیدی باید بلافاصله با «سرکوب قاطع» (کشتن مهاجم) پاسخ داده شود. ین شکاف میان دکترین عملیاتی مورد انتظار و آنچه که رخ داده، از نظر جانسون نشانه‌ای از یک «تناقض عملیاتی» و با روایت یک حمله واقعی ناسازگار است. به‌عبارت دیگر، به زعم جانسون، پایان ماجرا، یعنی زنده ماندن و حتی مصون ماندن ضارب، به‌عنوان حلقه تکمیلی «تصدیق نمایشی بودن ماجرا» قابل درک است.

«مهره سوخته» و «عملیات مدیریت شده»، مفاهیم شناخته شده برای کارشناسان امنیتی

در گام نهایی، جانسون منشأ این مجموعه ناهنجاری‌ها را تبیین می‌کند. او با طرح مفهوم «مهره سوخته» (Patsy) (فردی که ناخواسته ابزار یک سناریوی بزرگ‌تر می‌شود) استدلال می‌کند که ضارب احتمالاً به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم هدایت شده و در یک عملیات مهندسی‌شده قرار گرفته است. جانسون برای تقویت این فرض، به سوابقی از اقدامات مشابه توسط نهادهایی مانند اف‌بی‌آی و حتی برخی سازمان‌های غیردولتی اشاره می‌کند که در آن‌ها افراد یا گروه‌ها برای ایجاد یک رخداد نمایشی یا جهت‌دهی افکار عمومی تحریک یا پشتیبانی شده‌اند. از نظر این کارشناس امنیتی کارکشته، نحوه انتقال سلاح، عبور آسان از لایه‌های حفاظتی و مهم‌تر از همه زنده ماندن ضارب، همگی نشانه‌هایی از «عملیات مدیریت شده» هستند؛ عملیاتی که در آن فرد مجری، تمام ابعاد سناریو را درک نمی‌کند اما در چارچوبی از پیش طراحی‌شده عمل می‌کند.

جانسون پس از بررسی مفصل این ماجرا، یک گام فراتر رفته و آشفتگی در حکمرانی آمریکا را از دریچه‌ای کلان‌تر، توضیح می‌دهد. او معتقد است که اگرچه در سطوح سیاسی واشنگتن بحث حمله به ایران مطرح است، اما در لایه عملیاتی، فرماندهان میدانی در فرماندهی مرکزی (سنتکام) به‌طور جدی با این گزینه مخالفت می‌کنند. به‌گفته او، هم فرماندهان نیروی هوایی و هم نیروهای زمینی به این جمع‌بندی رسیده‌اند که حمله نه‌تنها دستاورد مشخصی نخواهد داشت، بلکه می‌تواند بحران را تشدید کرده و آمریکا را درگیر تبعات غیرقابل‌کنترل کند.

این ارزیابی از طریق زنجیره فرماندهی به سطوح بالاتر منتقل شده و عملاً موجب ایجاد وقفه در تصمیم‌گیری شده است. جانسون تأکید می‌کند که این شکاف میان اراده سیاسی و ارزیابی نظامی، یک متغیر کلیدی در فهم وضعیت فعلی است؛ زیرا نشان می‌دهد حتی در صورت وجود تمایل در رأس هرم سیاسی، اجرای آن با مقاومت حرفه‌ای در میدان مواجه است.


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: لری جانسون / ضیافت شام / ضیافت شام ترامپ / سوءقصد به ترامپ