گزارش جدید مؤسسه استکهلم از رشد بیسابقه هزینههای نظامی جهان حکایت دارد؛ روندی که در سایه تنشهای جهانی تشدید شده است. در این میان، ایران با ارائه الگویی بومی مبتنی بر تابآوری ملی و ظرفیتهای ژئوپلیتیک، رویکردی متفاوت از امنیت پایدار را به نمایش گذاشته است.
نورنیوز-گروه بینالملل: مؤسسه بینالمللی تحقیقات صلح استکهلم در تازهترین گزارش خود اعلام کرد که هزینههای نظامی کشورها در سال ۲۰۲۵ با افزایشی ۲.۹ درصدی، به بالاترین میزان خود از سال ۲۰۰۹ تاکنون رسیده است. بر اساس این گزارش، مجموع هزینههای نظامی جهان در سال گذشته میلادی برای یازدهمین سال متوالی روندی صعودی داشته و به رقم ۲.۸۹ تریلیون دلار بالغ شده است. همچنین، این هزینهها ۲.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی را به خود اختصاص داده که بالاترین سطح از سال ۲۰۰۹ تاکنون محسوب میشود.
این گزارش در حالی از تشدید فضای نظامیگری و افزایش تنشها در عرصه جهانی حکایت دارد که میتوان ریشههای آن را در عدول قدرتها از تعهدات بینالمللی، گرایش به طرحهای امنیتی، و نیز هزینههای جنگافروزانه و سلطهطلبانه آمریکا و رژیم صهیونیستی جستوجو کرد. نکته قابل تأمل آنکه ایران در جنگ رمضان، با درهمشکستن معادلات سنتی، نظمی نوین در عرصه دفاعی مبتنی بر تابآوری ملی و بهرهگیری از ظرفیتهای نظامی و ژئوپلیتیک ارائه داد و نشان داد که نه صرف هزینههای نظامی، بلکه تولید مؤلفههای بومی، راهکار تحقق امنیت پایدار و فراگیر است.
خروج قدرتها از تعهدات جهانی
در بخش دیگری از گزارش سیپری آمده است که ایالات متحده، چین و روسیه سه کشوری هستند که بیشترین هزینههای نظامی را به خود اختصاص دادهاند؛ بهگونهای که مجموع هزینههای این سه کشور به ۱.۴۸ تریلیون دلار، معادل ۵۱ درصد از کل هزینههای نظامی جهان، رسیده است. همچنین، هزینههای نظامی اروپا با رشد ۱۴ درصدی به ۸۶۴ میلیارد دلار افزایش یافته است.
چنین روندی در حالی رقم میخورد که این سطح از هزینههای نظامی را میتوان نشانهای از فاصله گرفتن مدعیان قدرت جهانی از تعهدات انسانی و اخلاقی آنان دانست. کشورهایی که در قالب سازمان ملل، نهادهای حقوق بشری و کنوانسیونهای بینالمللی متعهد به مقابله با فقر، گرسنگی و نابرابریهای بهداشتی هستند، در عمل با تخصیص منابع کلان به حوزههای نظامی، از ایفای این مسئولیتها فاصله گرفتهاند. گزارشهای سازمان ملل نیز گواهی بر تداوم بحرانهای انسانی و ناکارآمدی این تعهدات است.
نقش آمریکا در تشدید نظامیگری جهانی
در این میان، بخش قابل توجهی از هزینههای نظامی از سوی کشورهایی مانند آمریکا و اروپا در مسیر جنگافروزی، و از سوی روسیه و چین در راستای مقابله با تهدیدات امنیتی صرف میشود؛ روندی که نمودهای آن را میتوان در جنگ اوکراین، تنشهای پیرامون تایوان و دیگر بحرانهای بینالمللی مشاهده کرد.
مروری بر کارنامه چند دهه اخیر آمریکا نشان میدهد که جنگافروزی، جزء لاینفک سیاستهای این کشور بوده است؛ از اشغال افغانستان و عراق گرفته تا مداخلات در لیبی، سوریه و اوکراین، و نیز حمایت از گروههای تروریستی و تجزیهطلب و ایجاد بیثباتی در کشورهای مختلف. در همین راستا، بودجه نظامی سال ۲۰۲۶ آمریکا که به تصویب کنگره رسیده، از مرز یک تریلیون دلار فراتر رفته و پیشبینی میشود در سال ۲۰۲۷ به حدود ۱.۵ تریلیون دلار برسد.
افزایش بودجه نظامی آمریکا، علاوه بر تشدید تهدیدات جهانی، سایر کشورها را نیز به افزایش هزینههای نظامی سوق داده است. از جمله، در دوره ترامپ، آمریکا خواستار اختصاص ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی کشورهای اروپایی به ناتو شد؛ رقمی که به صدها میلیارد یورو میرسد. همچنین، بر اساس گزارش نهادهای اطلاعاتی و نظامی آمریکا، در جنگ رمضان، توان موشکی و پهپادی ایران موجب کاهش قابل توجه ذخایر تسلیحاتی آمریکا شده و جایگزینی آنها چندین سال به طول خواهد انجامید؛ امری که خود به افزایش بیشتر هزینههای نظامی و تشدید رقابت تسلیحاتی منجر خواهد شد.
هزینههای امنیت غیر بومی در غرب آسیا
غرب آسیا نیز یکی از کانونهای اصلی هزینههای نظامی بهشمار میرود؛ وضعیتی که از یک سو ناشی از وابستگی برخی کشورهای منطقه به امنیت وارداتی و حمایتهای آمریکا است، و از سوی دیگر، نتیجه سیاستهای مداخلهجویانه غرب و حمایت از رژیم صهیونیستی و نیز بیمسئولیتی برخی کشورهای عربی است. این شرایط، منطقه را در چرخهای معیوب از ناامنی گرفتار ساخته و هزینههای سنگین نظامی، اقتصادی و انسانی را بر آن تحمیل کرده است.
در مقابل، همگرایی کشورهای منطقه، اخراج نیروهای خارجی و مقابله با سیاستهای تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی میتواند زمینهساز کاهش این هزینهها و هدایت منابع به سوی توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شود.
نظم نوین دفاعی ایران و امنیت پایدار
در چنین فضایی، ایران با ارائه الگویی نوین از نظم دفاعی، نشان داده است که امنیت پایدار صرفاً در گرو افزایش تسلیحات نیست. جنگ رمضان بهروشنی آشکار ساخت که در کنار توان موشکی و پهپادی و جنگ نامتقارن، عواملی چون تابآوری ملی، انسجام اجتماعی، پایداری اقتصادی و مدیریتی، و بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیتهای ژئوپلیتیک همچون تنگه هرمز، نقش تعیینکنندهای در برتری راهبردی ایفا میکنند.
پیوند میان میدان، افکار عمومی و دیپلماسی، با پشتیبانی رسانهای، نقطه اتکای این الگو بوده است؛ الگویی که ضمن تأمین امنیت ایران، موجب ارتقای جایگاه منطقهای و بینالمللی آن نیز شده است. با وجود آنکه بودجه نظامی ایران نسبت به بسیاری از کشورهای منطقه و جهان کمتر است، بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیتهای بومی، دستیابی به اهداف دفاعی را ممکن ساخته و به الگویی برای ملتهای منطقه، بهویژه در قالب گروههای مقاومت، تبدیل شده است.
امروز نیز ایران با اجرای راهبردهای منسجم و چندلایه برای تثبیت دستاوردهای مقاومت، همزمان بر ضرورت همگرایی منطقهای، تحقق امنیت بومی، اخراج نیروهای خارجی و مقابله با رژیم صهیونیستی تأکید دارد. تلاش برای مدیریت هوشمند تنگه هرمز و گسترش دامنه آتشبس و پایان جنگ در سراسر منطقه، در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ رویکردی که میتواند با حمایت کشورهای منطقه، آیندهای امنتر و باثباتتر را رقم زند.