شاید سخن گفتن رئیسجمهور از ضرورت صرفهجوی در مصرف انرژی و برق در میانه هیاهوی سیاست و جنگ و مذاکرات، برای برخی حاشیهپردازی غیرضروری به نظر بیاید اما باید دانست که این هشدارها ناشی از درک درست شرایط کشور بود. گاهی سرنوشت کشور نه فقط در میزهای مذاکره یا میدانهای نبرد، بلکه در خانههایی رقم میخورد که تصمیم میگیرند مسئولانهتر مصرف کنند.
نورنیوز- گروه سیاسی: درست در روزهایی که افکار عمومی و محافل خبری و سیاسی ایران درگیر پیامدهای آتشبس، روند پیچیده مذاکرات و ارزیابی آینده مناسبات منطقهای بود، رئیسجمهور در یک گفتوگوی کوتاه و سرپایی، ناگهان از ضرورت صرفهجویی در مصرف برق سخن گفت؛ آن هم با لحنی که نشان میداد موضوع برای دولت صرفاً یک توصیه روزمره نیست، بلکه مسئلهای جدی و فوری است. لحن مسعود پزشکیان در این زمینه آنقدر صریح و هشدارگونه بود که حتی مورد نقد برخی جناحها و فعالان سیاسی هم قرار گرفت؛ چراکه او ضمن تمجید از ثبت نام 30 میلیون نفر در پویش «جانفدا»، چیزی شبیه این مضمون گفت فعلاً به فداکاری این عزیزان نیازی نداریم و چیزی که عجالتاً از آنها میخواهیم این است که در پیشبرد موضوع مدیریت مصرف انرژی به دولت کمک کنند. بعد هم به شیوه معمول خود، سخنانش را سادهتر کرد و گفت چرا باید خانهها را با 10 چراغ روشن کرد وقتی میشود با دو چراغ این کار را انجام داد.
بهنگام، زودهنگام یا نابهنگام؟
سخنان کوتاه اما قاطع و هشدارگون و البته نابهنگام پزشکیان، سئوالاتی را در ذهن مخاطبان و محافل سیاسی و رسانهای برانگیخت. چه اینکه برخی اظهار داشتند این سخنان آنهم در محیط امنیتی امروز کشور و با وجود مسائل حادی که ناشی از جنگ و مذاکرات و آتشبس، برجستهسازی یک موضوع فرعی است. به گمان ایشان، مسئله مدیریت مصرف برق و انرژی، در مقایسه با مسائل بزرگ سیاسی و امنیتی کماهمیت است. اما نگاهی به واقعیتهای عینی و ملموس نشان میدهد که این سخنان هشدارآمیز در واقع حامل پیامی روشن بوده است: کشور در آستانه تابستانی قرار گرفته که مدیریت انرژی در آن میتواند به اندازه تحولات دیپلماتیک و امنیتی اهمیت پیدا کند و در معادلات امنیت داخلی تأثیرگذار باشد.
با اینکه سیاست خارجی و موضوع امنیت بینالمل در این روزها در صدر اخبار قرار دارد، اما واقعیتها حاکی از آن است که سیاست داخلی و اقتصاد روزمره مردم در روزها و ماههای آینده، به شدت تحت تأثیر مسئله انرژی، اعم از برق و گاز و آب قرار خواهد گرفت. ایران هم به دلیل پیامدهای جنگ و هم به خاطر تغییرات اقلیمی و ناترازیهای انباشته شده، وارد دورهای میشود که همزمان چند عامل نگرانکننده در آن جمع شده است.
نخست) طبق پیشبینیهای درازمدت، تابستانی زودرس و احتمالاً گرمتر از حد معمول در راه است. گزارشها و پیشبینیهای اقلیمی نشان میدهد تابستان، خود را زودتر از هرسال و شاید از اوایل خردادماه به ایران تحمیل کند. علاوه بر این، به نظر می رسد دمای هوا در ماههای پیشرو فراتر از میانگینهای متعارف باشد؛ مسئلهای که به طور مستقیم مصرف انرژی را افزایش میدهد. در کشوری که بخش بزرگی از مصرف برق تابستانه به کولرها و سامانههای سرمایشی وابسته است، هر درجه افزایش دما به معنای جهش قابل توجه تقاضاست.
دوم) شبکه برق کشور در سالهای اخیر بارها نشان داده که با محدودیت ظرفیت، فرسودگی زیرساختها و ناترازی تولید و مصرف روبهروست. در چنین شرایطی، حتی بدون بحرانهای جدید نیز مدیریت تابستان دشوار بود. اکنون اما متغیرهای تازهای نیز اضافه شدهاند. گزارشهای دریافتی نورنیوز حاکی از آن است که در پی بمباران نیروگاه تولید برق تاسیسات پتروشیمی در مناطقی از جنوب کشور، خودکفایی این تأسیسات در تأمین برق داخلی خود دچار اختلال اساسی شده اند. بر این اساس به دلیل زمان بر بودن تعمیر این نیروگاههای برق و به جهت جلوگیری از توقف تولید محصولات مهم پتروشیمی، این مجتمعها احتمالاً برای تأمین برق خود باید از شبکه سراسری برق استفاده کنند. این یعنی همان برقی است که باید میان منازل، خدمات عمومی و تولید تقسیم شود، و اکنون با تقاضای تازهای نیز روبهرو خواهد شد. به این ترتیب، فشار رویشبکه سراسری برق مضاعف میشود.
سوم) اگر برای جبران کمبود برق منازل، بار دیگر محدودیتها متوجه بخش صنعت و تولید شود، پیامدهای آن صرفاً اقتصادی نخواهد بود. تجربه سالهای گذشته نشان داده قطع برق کارخانهها و واحدهای تولیدی، به کاهش تولید، افزایش هزینهها، توقف خطوط صنعتی و در نهایت تعدیل نیرو و افزایش نرخ بیکاری منجر میشود که بسیار مخاطره آفرین و خطرساز است. در شرایطی که اقتصاد کشور زیر فشار تورم، کاهش قدرت خرید و نااطمینانیهای مزمن قرار دارد، هر موج تازه بیکاری میتواند آثار اجتماعی گستردهای بر جای بگذارد. بنابراین مسئله برق فقط موضوع رفاه خانگی یا خاموشی چندساعته نیست؛ مسئله اشتغال، ثبات بازار و آرامش اجتماعی نیز هست.
عبور از بحران با همیاری ملی
از همین منظر است که باید سخنان هشدارگونه رئیسجمهور را بازخوانی کرد. وقتی عالیترین مقام اجرایی کشور در میانه بحثهای سنگین سیاسی و بینالمللی، ناگهان از صرفهجویی برق سخن میگوید، معنایش آن است که دولت خطر را نزدیک میبیند. این سخنان بیش از آنکه یک توصیه اخلاقی باشد، نوعی هشدار زودهنگام و دعوت به مشارکت ملی است. گویی دولت میخواهد پیش از رسیدن به نقطه بحران، جامعه را برای همکاری آماده کند تا کار به خاموشیهای گسترده، تعطیلی تولید یا تصمیمات ناگهانی نکشد.
در این میان، جامعه ایران در ماههای اخیر نشان داده که در بزنگاههای حساس، ظرفیت همیاری ملی را دارد. مردم در شرایط دشوار، بارها ثابت کردهاند که اگر احساس کنند مسئلهای واقعی و ملی در میان است، حاضرند سهم خود را در حل آن ایفا کنند. اکنون نیز موضوع انرژی میتواند به یکی از عرصههای همین مسئولیتپذیری تبدیل شود. صرفهجویی در مصرف برق، اگرچه در ظاهر اقدامی کوچک است، اما در مقیاس ملی میتواند نتایجی بزرگ داشته باشد.
کاهش مصرف غیرضروری در ساعات اوج، تنظیم دمای وسایل سرمایشی، خاموش کردن تجهیزات بلااستفاده، استفاده از لوازم کممصرف و جابهجایی برخی مصارف به ساعات کمبار، اقداماتی ساده اما مؤثرند. وقتی میلیونها خانوار به طور همزمان چنین رفتارهایی را در پیش بگیرند، نتیجه آن میتواند جلوگیری از خاموشیهای گسترده و کاهش فشار بر شبکه باشد. در واقع هر خانه میتواند به اندازه خود، بخشی از راهحل باشد.
البته این همراهی باید دوطرفه باشد. مردم زمانی همکاری بیشتری خواهند داشت که بدانند محدودیتها منصفانه توزیع میشود، صنایع بزرگ نیز سهم خود را میپردازند، دستگاههای دولتی خود الگوی صرفهجویی هستند و اطلاعات واقعی درباره وضعیت برق از آنان پنهان نمیشود. اعتماد عمومی، مهمترین سرمایه مدیریت بحران است و بدون آن، هیچ برنامه صرفهجویی پایداری شکل نمیگیرد. علاوه بر این، مردم منتظرند نتیجه تلاشها و برنامهریزیهای دولت در تکمیل چرخه انرژی خورشیدی و منایع تجدیدپذیر را ببینند. سیاستی که از سال گذشته انتخاب شد اکنون باید تاحدودی به نتیجه رسیده باشد.
تابستان پیشرو را نباید صرفاً یک فصل گرم تلقی کرد. این تابستان میتواند آزمونی برای سنجش توان مدیریت کشور در مواجهه همزمان با چند چالش باشد: پیامدهای جنگ، فشارهای اقتصادی، ناترازی انرژی و مطالبات اجتماعی. اگر این دوره با عقلانیت، مشارکت و برنامهریزی پشت سر گذاشته شود، میتواند به فرصتی برای بازسازی اعتماد و انسجام ملی بدل شود. اما اگر نشانهها نادیده گرفته شود، همان مسئلهای که امروز کوچک به نظر میرسد، فردا به بحرانی فراگیر تبدیل خواهد شد. شاید به همین دلیل است که سخن گفتن از برق در میانه هیاهوی سیاست، نه حاشیهپردازی بلکه درک درست اولویتهاست. گاهی سرنوشت کشور فقط در میزهای مذاکره یا میدانهای نبرد تعیین نمیشود؛ گاهی در خانههایی رقم میخورد که مردمش از همین امروز تصمیم میگیرند مسئولانهتر مصرف کنند و سهم خود را در عبور از یک تابستان سخت بپردازند.