نورنیوز https://nournews.ir/n/312885
کد خبر: 312885
6 اردیبهشت 1405
سعدالله زارعی:

تغییرات راهبردی فوری جنگ


جنگ چهل روزه میان آمریکا، رژیم اسرائیل و بعضی دولت‌های عربی و ایران تغییرات مهمی در صحنه سیاسی پدید می‌آورد و این البته از آغاز آن قابل پیش‌بینی بود و ضمناً یک پیامد طبیعی هم تلقی نمی‌شد.

نورنیوز-گروه سیاسی: کاملاً واضح بود که طرفین جنگ برای حل یک یا دو مسئله و یا تحقق یک یا دو هدف ولو مهم درگیر جنگ نشده‌اند بلکه آنکه طرف متجاوز بود و آنکه به دلیل اقتداری که پیدا کرده بود مورد تجاوز قرار گرفت‌، به‌طور هوشیارانه وارد میدان تغییرات بزرگ شدند. این تغییرات بزرگ در دو صورت پیروزی و یا شکست ایران و به تعبیری پیروزی یا شکست یکی از طرفین واقع می‌شد. 
جنگ هنوز به پایان نرسیده و هر لحظه ممکن است از سر گرفته  شود اما واقع مطلب این است که امروز صورت‌بندی جنگ نسبت به روزی که راه افتاد‌، تغییرات اساسی کرده است. الان دیگر سؤال این نیست که آیا ایران می‌تواند در برابر ماشین عظیم جنگی آمریکا در یک دوره چند هفته‌ای تاب بیاورد یا نه. سؤال این است که با وجود مقاومت شدید و تاب‌آوری بالای ایران آیا امکان اینکه آمریکا با یک دستاورد قابل قبول از جنگ خارج شود‌، وجود دارد یا نه. این یعنی تغییرات اساسی در جنگ  رخ داده و مهاجم در وضعیت سختی قرار دارد. استعفا یا بر‌کناری مقامات متعدد نظامی آمریکا که ناشی از ناکامی‌های نظامی در برابر ایران و بروز اختلاف ناشی از چرایی این ناکامی‌ها است در حالی صورت گرفته که نظام جمهوری اسلامی‌، جنگ را با وجود شهادت فرماندهان ارشد خود اداره کرده و هیچ فرمانده و جمعیت نظامی ایران احساس کمترین ناکامی در جنگ ندارد. کما اینکه احساس عمومی مردم در آمریکا و ایران‌، جنگ را تا این‌جا به نفع ایران و با پیروزی نهائی ایران جمع‌بندی می‌کند؛ ۶۶ درصد آمریکایی‌ها و ۹۳ درصد ایرانی‌ها و این خیلی مهم است. 
جنگ به پایان نرسیده و در نتیجه دستاوردهای آن قابل جمع‌بندی نهائی نیست ولی آنچه مشخص است در نتیجه این جنگ تغییرات بسیار بنیادین در راه می‌باشد. تا اینجای کار می‌توان تغییرات راهبردی زیر را در نظر گرفت:
۱- تصور اینکه ایران از طریق نظامی و اقتصادی و جنگ روانی و یا ترکیب این‌ها شکست خورده و فرو می‌پاشد که پیش از این به نحو گسترده‌ای وجود داشت و حتی بعضی از نزدیک‌ترین کشورها به ایران را درگیر کرده بود‌، دیگر وجود ندارد. این تغییر ذهنیت نه تنها محیط منطقه‌ای ما را تحت تاثیر آنی قرار می‌دهد بلکه در محیط بین‌الملل و روابط بین قاره‌ای ایران هم اثرات عمیقی بر جای می‌گذارد. مثلاً برخورد عملی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای با رژیم غاصب اسرائیل که تا پیش از این جنگ از سوی کشورهای اسلامی امکان‌پذیر یا نتیجه بخش ارزیابی نمی‌شد‌، اینک به امری ممکن و لازم تبدیل شده است. دیدیم که سومالی در روزهای اخیر عبور و مرور کشتی‌های متعلق به رژیم را از تنگه باب‌المندب ممنوع کرد. 
۲- یکی دیگر از موضوعات تغییر راهبردی در وضعیت لبنان و مقاومت آن است. تا پیش از این جنگ‌، حزب‌الله در حالی که در یک دوره ۱۵ ماهه در فضای سکوت نظامی قرار داشت‌، به‌شدت برای خلع سلاح و در واقع محو موجودیت، تحت فشار شدید خارجی و داخلی قرار داشت ضمن آنکه تقریباً روزانه شهید و زخمی می‌داد و تعرض‌های فیزیکی علیه سرزمین خویش را هم بنا به مصلحتی تحمل می‌کرد. بعد از جنگ اخیر همه این معادلات به‌ هم ریخت. حزب‌الله از فضای سکوت نظامی خارج شد و به زمانی که طی ۶۶ روز ارتش اسرائیل را زیر ضرب سنگین خود قرار داده بود‌، بازگشت. در این زمان این جنبش انقلابی پا را از این فراتر گذاشته و اعلام کرد‌، هر نقض آتش‌بس و یا هر تحرک نظامی پس از پایان آتش‌بس را با فوریت و متناسب با اقدام دشمن پاسخ می‌دهد. آمار اعلام شده سایت ارتش اسرائیل بیانگر آن است که طی روزهای چهارشنبه و پنجشنبه گذشته ۴۵ عنصر نظامی و غیرنظامی اسرائیل زخمی شده‌اند که البته تنها بخشی از واقعیت ماجراست.‌ همین سایت روز پنجشنبه نوشت از آغاز آتش‌بس میان اسرائیل و لبنان- یعنی از سه‌شنبه و طی ده روز- ۷۳۵ عنصر نظامی و مدنی اسرائیل در جنگ با لبنان زخمی شده‌اند. نتانیاهو به هیچ وجه گمان نمی‌کرد این جنگ‌، به احیای نقش منطقه‌ای حزب‌الله منجر می‌شود و آن را در فضای تشدید می‌برد. اگر نه این جنگ را شروع نمی‌کرد. 
این جنگ و خروجی آن در بخش مقاومت لبنان نتانیاهو را در شرایط دشواری قرار داده چرا که از یک‌سو قادر به تغییر معادله نظامی کنونی و غلبه بر حزب‌الله نیست و از دیگر سو بازگشت حزب‌الله به‌موقعیت جنگی زمان سید حسن نصرالله او را در داخل تحت فشار قرار داده است. وقتی شخصی در چنین موقعیتی قرار می‌گیرد کارت‌های بازی او به‌شدت محدود می‌شود و در وضعیت مخاطرات روزافزون قرار می‌گیرد. و البته برای خود چاره‌ای جز بازگشت به جنگی با انتهای نامعلوم نمی‌بیند.
۳- پس از این جنگ نه تنها اداره پرونده‌های سابق ایران برای مقامات آمریکایی و غربی و ائتلافی از آنان دشوار می‌شود بلکه امروز پرونده‌های جدیدی اضافه شده‌اند که بیش از عناصر قبلی قدرت ایران اهمیت دارند و کار با ایران را به‌شدت دشوار می‌کند. ایران به احتمال خیلی زیاد‌، در پایان این جنگ‌، مرحله تهدید به جنگ را پشت سر می‌گذارد در چنین شرایطی اعتبار گزینه‌های غیر نظامی آمریکا از جمله تحریم‌های آمریکا هم یا به کلی از بین می‌رود و یا تاثیر آن محدود می‌شود. در چنین وضعیتی ایران در هر موضوع مورد مداخله و یا علاقه آمریکا سرسختی بیشتری خواهد داشت. چرا که اعتماد به قدرت و مدیریت قدرت از سوی ایران در سطوح داخلی‌، منطقه‌ای و بین‌المللی افزایش می‌یابد و حکومت ایران می‌تواند از این رهگذر بسیاری از تحولات و روندهای جهانی را تحت تاثیر قرار دهد.
تسلط جبهه مقاومت بر دو آبراه حساس جهان که جمعاً  ۵۰ درصد تجارت جهانی را در خود جای داده است، معادله‌ساز خواهد بود. ان‌شاءالله از این رهگذر نه تنها مشکلات اقتصادی و تجاری جبهه مقاومت و به‌ویژه ایران حل می‌شود بلکه ایران و بقیه اضلاع جبهه مقاومت را در شرایط تعیین معادلات اقتصادی و در کانون معاملات بزرگ قرار می‌دهد.
۴- این جنگ یک وضعیت جدیدی در جهان اسلام از حیث سیاسی و فرهنگی پدید خواهد آورد. در حین جنگ و هرچه به پایان دوره چهل روزه نزدیک می‌شدیم دو کشور اسلامی که خارج از جبهه مقاومت بودند- ترکیه و سومالی- رژیم صهیونی را تهدید به جنگ نظامی کردند و کشور دیگر اسلامی -مصر- در برابر مداخلات اسرائیل در بحث سومالی‌لند تحرک نظامی علیه آن نشان داد. این قلم الان در پی ارزیابی عمق و اندازه اهمیت این مواضع نیست آنچه مد نظر است تغییر در وضع ذهنی کشورهای اسلامی می‌باشد که حتماً متأثر از گرایشات شدید ملت‌ها به مقاومت است. تغییر نگاه‌هایی که سال‌ها بر جهان اسلام سایه افکنده و سبب انفعال شدید آن و خیال آسوده دشمن شده بود‌، اینک در معرض تندباد اساسی است. 
تسلط ایران بر تنگه هرمز که رسانه‌های غربی از آن به بمب ایرانی یاد کردند حتماً صورت‌بندی منطقه را تغییر می‌دهد و این آغاز راه تحولات بزرگی است که جهان آن را به انتظار نشسته است.


منبع: کیهان
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / آمریکا / جنگ / مقاومت / امنیت_منطقه‌ای / جنگ 40 روزه / قدرت_ایران