نزدیک به دو ماه است که اخبار محافل سیاسی و نظامی و اقتصادی و رسانهای جهانی حول موضوع تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و آثار و پیامدهای آن دور میزند. با این حال و به رغم جنایتهای گسترده آمریکا و اسرائیل در ایران، غزه و مظلومیت مردمش را که به رغم اعلام آتشبس در 10 اکتبر 2025/18 مهر 1404، همچنان درگیر جنگ نسلکشی و محاصرهاست، نباید فراموش کرد.
نورنیوز-گروه یبین الملل: از زمان شروع حمله به ایران، موضوع غزه در سطح جهانی به حاشیه رانده شد و کل قضایای فلسطین اعم از غزه و کرانه باختری تحتالشعاع اخبار تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران قرار گرفت. همین سکوت خبری و بیتوجهی، به گسترش جنایتهای ارتش اسرائیل و شهرکنشینان صهیونیست در غزه و کرانه باختری افزود.
مدتهاست بتسالل اسموتریچ، وزیر دارایی رژیم صهیونیستی و دیگر مقامات اسرائیلی خواستار گسترش مرزهای این رژیم و الحاق کرانه باختری و اشغال کامل نوار غزه و ایجاد شهرکهای صهیونیستی در آن هستند. اسموتریچ اخیراً مدعی شد که اسرائیل به مرزهایی گستردهتر و قابل دفاع در غزه، لبنان و سوریه نیاز دارد و خطوط مرزی سال ۱۹۶۷ را غیرقابل دفاع توصیف کرد. او همچنین اعلام کرد که بنیامین نتانیاهو از گسترش فعالیتهای شهرکسازی در کرانه باختری حمایت میکند و این روند با پشتیبانی و هماهنگی کامل با ایالات متحده ادامه دارد.
گذشته از غزه، در کرانه باختری حملات ارتش و شهرکنشینان و اخراج مردم از خانهها و مزارع و باغهای خود از اکتبر ۲۰۲۳ به طور چشمگیری سرعت گرفته و از زمان آغاز حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران، با مشارکت و ترویج کشتارهای شهرکنشینان در سراسر جوامع فلسطینی باقیمانده، حتی بیشتر هم شده است. اسموتریچ پیش از این در اوایل سال ۲۰۲۵ قول داده بود که روستاها و شهرهای فلسطینی در کرانه باختری «شبیه رفح و خان یونس خواهند شد. آنها نیز به ویرانههای غیرقابل سکونت تبدیل میشوند و ساکنان آنها مجبور به مهاجرت و جستجوی زندگی جدید در کشورهای دیگر خواهند شد.»
غزه هم که از ۷ اکتبر بدین سو تکلیفش روشن است. غزه را نه فقط به لحاظ هولناکی جنایتهای اسرائیل با تسلیحات و حمایتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی آمریکایی نباید از نظر دور داشت، بلکه از این جهت که غزه نماد و الگویی است که اسرائیل و آمریکا درصدد پیاده کردن مشابه آن در نقاط مختلف در هر سطحی که قادر بودند، برآمدهاند؛ ازکرانه باختری و لبنان و سوریه گرفته تا ایران.
به رغم آتشبس ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵، در میانه آتش جنگ و فشار آمریکا و ۸ کشور مسلمان بر حماس برای قبول طرح ترامپ و امضای توافق، نسلکشی در اشکال مختلف در غزه ادامه دارد. آتشبس ۱۰ اکتبر از همان نخستین روز، هیچ نشانی از آتشبس نداشت و نسلکشی در غزه تا به امروز هرگز متوقف نشده است. وضعیت فعلی، جنگ به شیوهای دیگر است. جامعه بینالملل با این آتشبس صوری، در واقع به اسرائیل زمان داد تا بدون فشار افکار عمومی، زیرساختهای غزه را برای همیشه غیرقابل استفاده کرده و در عین حال وجهه خود را بازسازی نماید. تخریب زیرساختها و شرایط زندگی در غزه با هدف تسریع خروج اهالی انجام شده و میشود. در این ۶ ماه و نیم از وقوع آتشبس و سیرک تبلیغاتی ترامپ در مصر با حضور جمعی از رهبران جهان، اسرائیل از طریق حملات مکرر تقریباً روزانه، بیش از ۲۴۰۰ بار این توافق را نقض کرده است. این موارد شامل ۹۲۱ مورد تیراندازی مستقیم به غیرنظامیان، ۱۱۰۹ مورد بمباران هوایی و توپخانهای، ۲۷۳ مورد تخریب عمدی خانهها و دهها مورد حمله به قایقهای صیادان بوده است. به گفته وزارت بهداشت فلسطین، از زمان برقراری آتشبس تاکنون ۷۸۶ شهروند فلسطینی در حملات ارتش رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدهاند. در طول آتشبس غزه، دولت ایالات متحده نقضها و کشتارهای روزانه اسرائیل را نادیده گرفته، کوچکترین وقعی به آن نگذاشته و کمترین اشارهای در محکومیت آن نداشته است. از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا امروز (شنبه ۲۵ آوریل) فلسطینیها ۹۳۱ روز نابودی، نسلکشی و محاصره را تحمل کردهاند. نسلکشی صرف کشتار مردم نیست. مطابق ماده ۲ کنوانسیون پیشگیری و مجازات جنایت نسلکشی (۱۹۴۸) سازمان ملل متحد، ۵ عمل زیر مصداق نسلکشی هستند:
۱ـ کشتن اعضای گروه
۲ـ وارد کردن صدمات جدی جسمی یا روحی به اعضای گروه
۳ـ تحمیل عمدی شرایط زندگی بر گروه که برای ایجاد نابودی فیزیکی آن بهطور کامل یا جزئی محاسبه شده باشد
۴ـ اعمال تدابیری که هدف آن جلوگیری از توالد و تناسل در گروه باشد
۵ـ انتقال اجباری کودکان گروه به گروه دیگر
غیر از مورد پنجم که مستنداتی برای آن تاکنون ذکر نشده، بقیه موارد یادشده، نه فقط در ایام جنگ غزه، بلکه در شش ماه و نیم آتشبس به طرق مختلف اعمال شده است. طبق گزارش سپتامبر ۲۰۲۵ کمیته مستقل تحقیق سازمان ملل متحد، «نیروهای اسرائیلی بین ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا ژوئیه ۲۰۲۵، مرتکب ۴ مورد از ۵ اقدام مندرج در ماده ۲ کنوانسیون پیشگیری و مجازات جنایت نسلکشی شدهاند.» این موارد در ایام آتشبس هم ادامه داشته اشت. مرحله کنونی نسلکشی در روزهای آتشبس، ادامه نسلکشی ایام جنگ است که غیر از ادامه جنایت و کشتن فلسطینیها، شامل اقدامات متعددی در جهت محاصره و ممانعت از ورود کالاهای اساسی، ادامه ویرانی زیرساختها و تثبیت تخریب موارد باقیمانده، عدم امکان بازسازی و تعلیق زندگی در میانه آوارها، کشتن عمدی زنان و کودکان با هدف مشخص تأثیر بر جمعیت، توسعهطلبی، گسترش و تثبیت مناطق حائل برای اشغال و آوارگی، فشار بر ساکنین برای کوچ اجباری و ادامه سیاستهای دوران جنگ دوساله در سطحی متفاوت به عنوان بخشی از پروژه بلندمدت صهیونیسم برای تغییر دموگرافی و غیرقابل سکونت کردن غزه و خالی کردن آن از ساکنین است.
در حالی که طرح به اصطلاح صلح غزه در حال اجرا است، محاصره نوار غزه و پیامدهای انسانی آن همچنان ادامه دارد. محاصرهای که طی نزدیک به دو دهه، ساختار زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم غزه را بهطور بنیادین تحت تأثیر قرار داده و با جنگ غزه طی دو سال و نیم اخیر جنبههای خشنتری به خود گرفته است. خانوادهها از کوچک و بزرگ ناچارند تمام توان خود را صرف تأمین نیازهای اولیه زندگی، خصوصاً تهیه آب و نان کنند، به گونهای که دغدغههای تهیه نیازهای اولیه چندان مجالی برای اندیشه و برنامهریزی برای آینده را نمیدهد.
محاصره، صرفاً بسته شدن گذرگاهها یا محدودیت در ورود کالاهای مورد نیاز نیست؛ بلکه یک سیاست مستمر است که زندگی ساکنان غزه را به نبردی روزمره برای تهیه نیازهای ابتدایی زندگی شامل تهیه آب آشامیدنی، غذا، نان، دارو، سوخت، وسایل بهداشتی و شست و شو، مصالح ساختمانی و... تبدیل کرده است. این محاصره همچنین روند بازسازی و بهبود شرایط زندگی را به دلیل محدودیت در ورود تجهیزات و مصالح ساختمانی عملاً غیرممکن نموده و این وضعیت باعث شده است بحران در غزه به یک چرخه فرسایشی دائمی تبدیل شود. کنترل میزان کمکهای ورودی یا قطع ارسال کمک، اهرمی در دست اسرائیل برای تنظیم شرایط زندگی مردم است تا اهالی یا آنجا را ترک کنند یا بمیرند.
پنج گروه بینالمللی امدادی در گزارشی که در ششمین ماه آتشبس غزه منتشر شد، اعلام کردند طرح ۲۰ مادهای آمریکا برای آتشبس در غزه در عرصه بشردوستانه تا حد زیادی شکست خورده است. آنها با اعلام اینکه از زمان آغاز جنگ ایران، شرایط در غزه بیش از پیش بدتر شده است، گفتند: «در طول دو هفته اول ماه مارس ۲۰۲۶، (اسفند ۱۴۰۴) ورود کامیونها به غزه ۸۰ درصد کاهش داشته و قیمت کالاهای اساسی به شدت افزایش یافته است.» آنها همچنین از توقف خدمات پزشکی خبر دادند.
علاوه بر این، از بدو آتشبس، اسرائیل با گسترش آنچه که آن را «خط زرد» مینامد، به تدریج کنترل نظامی خود را بر نوار غزه گسترش داده است. «خط زرد» به عنوان بخشی از توافق آتشبس با میانجیگری ایالات متحده در ماه اکتبر ایجاد شد و قرار بود یک اقدام موقت تا زمان عقبنشینی بعدی اسرائیل باشد. در این مدت، اسرائیل به تدریج شروع به تغییر خط آتشبس به سمت غرب کرد و به جای کاهش کنترل خود، آن را گسترش داد. تا دسامبر ۲۰۲۵، درصد زمینهای تحت کنترل اسرائیل از ۵۴٪ به ۵۸٪ افزایش یافت و این گسترش از آن زمان تاکنون ادامه داشته و گفته میشود الان به حدود ۶۰٪ رسیده است. ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، خط زرد را «مرز جدید» اسرائیل با غزه توصیف کرده است.
اسرائیل با محصور کردن بیش از ۲ میلیون جمعیت غزه در تنها ۴۰ درصد باقیمانده از مساحت باریکه (بخش ساحلی باریک)، تراکم جمعیتی وحشتناکی ایجاد کرده و دسترسی مردم به زمینهای کشاورزی غزه (که اکثراً در شرق خط زرد هستند) را کاملاً قطع کرده است.
این خط آتشبس در نوار غزه، بخشی از یک استراتژی گستردهتر است که به یک واقعیت در حال تغییر در صحنه تبدیل شده و خطراتی را که غیرنظامیان فلسطینی با آن مواجه هستند، افزایش میدهد و زندگی فلسطینیان در نوار غزه را که تحت تهدید مداوم و در وضعیت عدم اطمینان زندگی میکنند، تغییر شکل میدهد. این بدان معنی است که مردم بدون هیچ چارهای، ناگهان درمییابند که خانه یا پناهگاهشان در محدوده خط زرد تحت سیطره اسرائیل قرار گرفته است.
همچنین، استفاده از شبهنظامیان مسلح از اقدامات دیگر اسرائیل چه در دوران جنگ و چه در دوره به اصطلاح آتشبس است. رژیم صهیونی ماهها پس از آغاز جنگ علیه غزه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، تکیه بر شبهنظامیان مسلح را آغاز کرد و افرادی با سوابق کیفری، از جمله افرادی را که به جرائم امنیتی قبلی مربوط به جاسوسی برای اشغالگران و قاچاق و مصرف مواد مخدر محکوم شده بودند، بهکار گرفت. تعداد کل اعضای شبهنظامیان بین ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر تخمین زده میشود. تحرکات شبهنظامیان مسلح به عنصری محوری در استراتژی اشغالگران برای کنترل داخلی تبدیل شده است. اسرائیل از این شبهنظامیان برای انجام ترور، جمعآوری اطلاعات و ایجاد بیثباتی روانی و اجتماعی و به عنوان ابزاری برای اجرای طرحهایی با هدف گسترش هرج و مرج در نوار غزه استفاده میکند، بدون اینکه ارتش اسرائیل مجبور باشد خود را در معرض خطر قرار دهد. این شبهنظامیان مسلح در حال اجرای طرحهای اسرائیل هستند که با هدف بیثبات کردن جبهه داخلی و مجبور کردن ساکنان نزدیک خط زرد به ترک خانههایشان به عنوان بخشی از تلاشها برای گسترش منطقه تحت کنترل ارتش اسرائیل در مناطق مختلف انجام میشود. شبهنظامیان، حملات خود را به مراکز جمعیتی نزدیک خط زرد تحت پوشش حمایتی آتش ارتش اسرائیل که از آنها به عنوان ابزاری برای اجرای برنامههای خود در داخل نوار غزه استفاده میکند، انجام میدهند.
آنچه برشمرده شد، گوشهای ناچیز از رنج مردم غزه است. غزه امروز در بدترین وضعیت ممکن قرار دارد؛ مردم در زندانی کوچکتر از قبل در میانه آوارها حبس شدهاند، و جبهههای جدید جنگ در منطقه، وجدان بیدار جامعه جهانی را نسبت به تراژدی انسانی این سرزمین به خوابی عمیق برده است.